به گزارش مشرق، روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت:
افراطیون مدعی اصلاحات در هشت سال دولتهای خاتمی و روحانی، تا آنجا که میتوانستند هم مدیریتهای کلان و حساس از جمله اقتصادی را قبضه کردند، هم انحراف گفتمانی پدید آوردند و مانع خدمت دولتها به مردم شدند و هم زمانی که امتیازطلبی و کجروی برخی مدیران آن دو دولت موجب گلایه و نارضایتی مردم شد، مدعی عبور از خاتمی و عبور از روحانی شدند. آنها حتی القابی مانند اردک لنگ را به خاتمی دادند تا از خود سلب مسئولیت کردهاند.
اکنون در حالی که سال دوم دولت روحانی به میانه خود نزدیک میشود، همان افراطیون به فاصلهگذاری با آقای پزشکیان پرداختهاند و این در حالی است که بسیاری از شرکتهای دولتی و گلوگاههای مدیریتی در قبضه همانهاست!
افراطیون مدعی اصلاحات تا قبل از حمله غافلگیرانه اسرائیل و آمریکا دائما راهحل مشکلات اقتصادی را مذاکره و توافق با ترامپ تاجر میدانستند و حتی وانمود میکردند که در اثر توافق قریبالوقوع، تحریمها لغو و دو هزار میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی به ایران سرازیر خواهد شد. در این رویکرد، مدیران بخشهای مختلف باید دست روی دست میگذاشتند و منتظر توافق موهومی میشدند که یک بار منعقد شد اما توسط اوباما و سپس ترامپ زیر پا گذاشته شد.
اکنون که نتیجه آن انحراف افکنی گفتمانی در قالب خیانت آمریکا به مذاکرات و افزایش تحریمها و همچنین تورم ناشی از بیتدبیریهای مدیریتی آشکار شده، جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات، منتقد افزایش قیمتها شده و در شبکه ایکس مینویسد: «در پی تصمیمات سیاسی و اقتصادی پوپولیستی طی سالهای گذشته خصوصا در دوره مجلس هفتم و دولت نهم در جلوگیری از اصلاح و واقعی شدن پلکانی قیمت کالاها و خدمات و عدم سرمایهگذاری در زیرساختها و به تاراج رفتن منابع و سرمایههای کشور، متاسفانه امروز دولت با یک ورشکستگی حاد و ناکارآمدی مزمن به نام ناترازی مواجه است و با توجه به ناتوانی در حل مشکلات بینالمللی کشور و وجود تحریمهای کمرشکن نیز قادر به تحقق اهداف و برنامههای خود و پاسخگوی مسئولیتهای محوله نیست.
لذا برخلاف وعدهها و گفتههای ایام انتخابات و صرفنظر از وضعیت ناگوار اقتصادی و معیشتی مردم و به جای تجدید نظر در رویکردها و سیاستهای غلط گذشته و تعامل با دنیا و تلاش برای رفع تحریمهای ظالمانه و استفاده از شایستگان و تن دادن به نظرات کارشناسان، بنا به تشخیص غیرکارشناسانه و ماموریتهای محوله، باز هم چاره را در تحمیل مضاعف فشارها و هزینهها به مردم از طریق افزایش- قیمت تمامی کالاها و خدمات و ... دیدهاند.
در چنین شرایطی به نظر میرسد دولت و مجلس و حتی شخص دکتر پزشکیان که بنا به اصل صداقت و میثاق نامه جبهه اصلاحات ایران با مردم عهد بسته بود، صرفا یک مجری محض و همراه و هماهنگ بوده و هیچ رنگ و بویی از پزشکیان دوران انتخابات، در رفتار و کابینه او دیده نمیشود.».
خلافگویی سخنگوی جبهه اصلاحات آنجا آشکار میشود که او به طرح کوتاه مدت تثبیت قیمتها در پنج دوره قبلتر مجلس اشاره میکند اما هیچ اشارهای به حذف سهمیهبندی بنزین و چهار سال قیمت ثابت بنزین در دولت روحانی اشاره نمیکند؛ فاجعهای که با سه برابر کردن ناگهانی قیمت تشدید شد. ضمن اینکه حذف سهمیهبندی موجب شد کشور از صادرکننده بنزین به واردکننده (سالانه ۶ میلیارد دلار) تبدیل شود و بخش قابل توجهی از بنزین و سوخت نیست صرف قاچاق شود.
از سوی دیگر، دولت روحانی با وعده رونق اقتصادی، هم معدل رشد اقتصادی صفر درصد و هم تورم ۴۵ درصد و تعطیلی هشت هزار کارخانه را به یادگار گذاشت که آن عملکرد هم نتیجه برنامه دیکته شده از سوی مدعیان اصلاحات بود. اما طیفی که در انتخابات ۱۳۹۶ از زبان امثال رضا خاتمی ادعا میکردند تضمین وعدههای روحانی هستند و دم از «تَکرار میکنم» (خاتمی) میزدند، مدتی بعد ادعا کردند روحانی اصلاحطلب نیست بلکه خود و دولتش نامزد و دولت اجارهای بودهاند و باید از آنها عبور کرد!
یادآور میشود عابد توانچه، عضو سابق دفتر تحکیم و انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، ۶ تیر ۱۳۹۲ پیشبینی کرده بود: «اصلاح طلبان، نگاه ابزاری دوگانه به روحانی دارند. از یک طرف او را پس میزنند تا هزینهای پرداخت نکنند. از طرف دیگر تأیید میکنند. آنها به روحانی مثل ساندیسی نگاه میکنند که تا زمانی که آخرین قطره ممکن در او را میک نزنند، لوله ساندیس را بیرون نخواهند کشید. وقتی مطمئن شوند دیگر نمیتوانند از روحانی استفادهای کنند، همان کاری را که با هاشمی رفسنجانی کردند با او میکنند. اصلاحطلبان در وضعیت بدی گرفتار شدهاند. میخواهند نهایت استفاده را بکنند اما جوابگوی کارنامه او نباشند.»











