به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران در مطلبی نوشت:
آمریکای لاتین طی بازهای دو ساله از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ شاهد موج گستردهای از راستگرایی بود. این پیروزیهای متوالی معانی گوناگونی میتوانند داشته باشند. شکستهای اقتصادی دولتهای چپ و ترقیخواه در کشورهایی نظیر آرژانتین و بولیوی است. اما آیا تجربه این کشورها تصویر درستی از مجموع عملکرد اقتصادی چپها در این منطقه ارائه میدهند؟ در کشورهایی نظیر کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا، توسعهنیافتگی با حکومتهای اقتدراگرایانه احزاب چپ همراه گشته است و در کشورهایی دیگر همچون مکزیک و برزیل سوسیالدموکراتها توسعهیافتهترین اقتصادهای منطقه را ساختهاند. در مجموع، چپها کارنامههای متضادی از خود در کشورهای لاتینتبار بر جای گذاشتهاند.
سوسیالدموکراتهای در حال توسعه
چپگرایان در برزیل و مکزیک راهبردهای خود را حول اصلاح نظام سرمایهداری و تحقق عدالت اجتماعی از طریق فرآیندهای دموکراتیک تنظیم کردهاند و به همین دلیل آنان را میتوان سوسیالدموکرات خواند. آنها برنامههای خود را صرفاً متمرکز بر سیاستهای رفاهی نکردهاند، بلکه بخش خصوصی را به عنوان عنصر مهمی در رشد اقتصادی میبینند که به معنای پذیرش اقتصاد سرمایهدارانه و ایجاد تعدیلهایی درون آن است.
برزیل
نقش اصلی حرکت برزیل روی ریل توسعه در قرن بیستویکم را تاکنون لوئیس لولا دسلیوا، رئیسجمهور کنونی از حزب کارگر ایفا کرده و توسط دیگر رؤسای جمهور همچون دیلما روسف -از همین حزب- و سایرین دنبال شد. عملکرد حزب کارگر باعث شده است که برزیل سریعترین رشد اقتصادی را در میان کشورهای منطقه از سال ۲۰۰۵ داشته باشد. نرخ فقر نیز در جامعه برزیل از حدوداً ۱۸٪ در سال ۲۰۰۱ به ۶.۵٪ در سال ۲۰۱۶ کاهش یافت و در سال ۲۰۲۳ نیز ۳.۸٪ بود.
مکزیک
در مکزیک ما با دو دوره کاملاً مجزا روبرو هستیم که در آن جامعه مکزیک تدریجا از برنامههای طرفدار بازار آزاد به برنامههای دولتگرا متمایل شده است. چگونه راستگرایان قدرت خود را در مکزیک از دست دادند؟ حزب اقدام ملی در برخی آمارهای اقتصادی کلان عملکرد قابل قبولی از خود برجای گذاشت. اما نتوانست تحولی اساسی در کاهش نرخ فقر و نابرابری درآمد (مخصوصاً در مناطق شهری) داشته باشد. حزب مورنا در مکزیک با شعار «تحول چهارم» بهبود معیشت قشر فقیر را هدف خود اعلام کرد که منجر به محبوبیت حزب شد.
سوسیالدموکراتهای شکست خورده
برزیل و مکزیک، دو نمونه موفقیت چپگرایان در آمریکای لاتین هستند؛ اما نمونههای شکست این جریان در این منطقه فراوان هستند. آرژانتین، السالوادور و اکوادور نمونههای اصلی ناکامی برنامههای اقتصادی چپها هستند.
آرژانتین نمونهای خاص در شکست چپگرایان است. تا پیش از خاویر میلی، چپگرایان (پرونیستها) قدرت اصلی کشور را از سال ۲۰۰۰ در دست داشتند. اما پرونیستها نتوانستند در مقایسه با برزیل و مکزیک اقتصاد آرژانتین را به سمت توسعه سوق دهند. عمکلرد بسیار بد فرناندز در آخرین دوران ریاست جمهوری او عامل دیگر شکست چپگرایان بود. تورم در دوران او به طور انفجاری افزایش پیدا کرد و از ۵۳٪ در دسامبر ۲۰۱۹ به بیش از ۲۰۰٪ در دسامبر ۲۰۲۳ رسید.
اقتدارگرایان چپ
در منطقه کارائیب، تعدادی از دولتهای چپ هستند که سیاست را نیز در کشورهای خود منحصراً دست خود دارند و مانع از فعالیتهای مشارکتی مردم میشوند. کوبا، نیکاراگوئه و در شدت خفیفتری ونزوئلاً جزو این دسته هستند.
کوبا
در کوبا ۷۵ سال است که حزب کمونیست حکمفرمایی میکند و نظام سیاسی این کشور را تکحزبی نگاه داشته است. تاکنون تخمینهای مختلفی از وضعیت اقتصادی کوبا منتشر شده است. برخی گزارشها از فقر شدید در این کشور خبر میدهند. طبق گزارش دیدهبان حقوق بشر کوبا، نزدیک به ۹۰٪ مردم در فقر به سر میبرند.
ونزوئلا
ونزوئلا از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ به طور متوالی رشد اقتصادی منفی داشت. در دو سال ۲۰۱۹و ۲۰۲۰ رشد اقتصادی این کشور به ترتیب منفی ۲۷ و ۳۰ درصد بود که اقتصاد کشور را به مرز فروپاشی رساند. چنین وضعیتی باعث شد در سال ۲۰۲۴ بیش از ۷ میلیون نفر ونزوئلا را ترک کنند. عملکرد چپگرایان در آمریکای لاتین قرن بیستویکم کارنامهای متناقض بوده است. سوسیالدموکراتهایی که به دنبال تعدیل در اقتصاد سرمایهداری بودند، اولویت را به توسعه اقتصادی دادند و سطحی از امنیت داخلی را فراهم کردند، توانستند اقتصادهای قدرتمند منطقه را بسازد. اما در کشورهایی نظیر آرژانتین، السالوادور، شیلی، نیکاراگوئه، کوبا و ونزئلا عملکرد بسیار بدی داشتهاند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.











