به گزارش مشرق، «آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جنگی برنامهریزی کرده بودند که در آن بتوانند با تحریک ملت، مردم را هم به جنگ با نظام وادار کنند؛ اما قضیه برعکس شد و به نحوی ناکام شدند که حتی زاویهداران با نظام نیز در کنار نظام قرار گرفتند و اتحادی عمومی در کشور پدید آمد.»
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی پنجشنبهشب در سخنانی تلویزیونی خطاب به ملت عزیز ایران، با تأکید بر ضرورت تقویت و استمرار قدرتمندانه بسیج در نسلهای پیدرپی بهعنوان «یک ثروت بزرگ، حرکت همگانی و عامل افزایش قدرت ملی»، ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در تحقق اهداف خود در حمله به ایران، نشانه شکست بدون تردید آنها خواندند و با بیان چند توصیه به ملت، همه مردم و جناحهای سیاسی را به حفظ و تقویت اتحاد ملی فراخواندند.
چرا ایران به بسیج نیاز دارد؟
ایشان با اشاره به لزوم اقدام مسئولان در بزرگداشت بسیج، بسیج را حرکت ارزشمند ملی و برخوردار از انگیزههای خدایی و وجدانی، دارای اعتماد به نفس و غیرتمندی برشمردند و افزودند: «نسل چهارم بسیج یعنی نوجوانان عزیز در سراسر کشور آماده بهکار و تلاش هستند و حرکت ارزشمند و بسیار مهم بسیج باید نسلهای متوالی در کشور بالنده، مستمر، کاملتر و قویتر دست به دست شود.» رهبر انقلاب وجود حرکتی مانند بسیج را برای هر کشوری راهگشا و مفید دانستند و افزودند: «کشوری مانند ایران که علناً در مقابل قلدرها و چاقوکشهای بینالمللی ایستاده و سینه سپر کرده بیش از همه کشورها به بسیج نیاز دارد.»
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به ضرورت مقاومت ملتها در مقابل طمعورزی و دخالتهای سلطهگران گفتند: «عنصر عظیم مقاومت که در ایران پایهگذاری شد و رشد یافت امروز در شعارهای حمایت از فلسطین و غزه در مناطق مختلف جهان از جمله کشورهای غربی و حتی آمریکا، قابلمشاهده است.»
ایشان زنده بودن و نشاط بسیج را مایه رشد مقاومت ملتها در مقابل ستمگران جهان برشمردند و افزودند: «مستضعفین جهان با رشد مقاومت، احساس پشتیبانی و قدرت میکنند.»
بسیجیهایی که عضو بسیج نیستند!
رهبر انقلاب در تبیین چیستی بسیج افزودند: «بسیج در شکل سازمانی خود و بهعنوان بخشی از سپاه پاسداران در مقابل دشمنان چهرهای باصلابت و در قبال مردم چهرهای خدمتگزار دارد؛ اما مهمتر، عقبه بسیار وسیع بسیج است که در سراسر کشور و در وجود هر شخص و مجموعه غیور، آماده بهکار، پرانگیزه و پرامید در عرصههای اقتصادی، صنعتی، علمی، دانشگاهی، حوزه، تولید، محیط کسب و کار و دیگر عرصهها تجلی دارد.»
حضرت آیتالله خامنهای «بسیج با این تعریف عام و همه شمول» را خنثیکننده نقشه دشمن در زمینههای نظامی، اقتصادی، تولیدی، فناوری و همه زمینهها خواندند و گفتند: «دانشمندان عزیزی که در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسیدند، طراحان، سازندگان و پرتابکنندگان موشکها، هرکسی که با منطق محکم و بیان رسا در مقابل شایعهپراکنیها و وسوسهها روشنگری کرد و میکند، پزشک و پرستار فداکاری که در جنگ بیمارستان را ترک نکردند و قهرمانان ورزشی که در میادین بینالمللی به خدا، دین، کشور و ملت ابراز ارادت میکنند چه عضو سازمانی بسیج باشند چه نباشند، همه بسیجیاند.»
ایشان افزودند: «امام که به بسیجی بودن خود افتخار میکرد در پی چنین بسیج فراگیری بود، بسیجی که مربوط به قشر خاصی نیست و همه اقوام و اصناف و قشرها را در برمیگیرد.» رهبر انقلاب در نکته پایانی خود درباره بسیج به همه مسئولان دستگاههای دولتی تأکید کردند: «مانند یک بسیجی، به وظایف خود با ایمان، انگیزه و غیرت عمل کنید.»
آمدند، شرارت کردند کتک خوردند و دست خالی برگشتند
حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان، در خصوص مسائل منطقه و جنگ ۱۲ روزه گفتند: «در جنگ ۱۲ روزه، ملت ایران بیتردید هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی را شکست داد. آنها آمدند و شرارت کردند؛ اما کتک خوردند و دست خالی برگشتند و به هیچیک از اهداف خود نرسیدند که این، شکستی واقعی برای آنها بود.»
ایشان با اشاره به سخنانی مبنی بر طراحی ۲۰ ساله رژیم صهیونیستی برای جنگ با ایران، گفتند: «آنها برای جنگی برنامهریزی کرده بودند که در آن بتوانند با تحریک ملت، مردم را هم به جنگ با نظام وادار کنند؛ اما قضیه برعکس شد و به نحوی ناکام شدند که حتی زاویهداران با نظام نیز در کنار نظام قرار گرفتند و اتحادی عمومی در کشور پدید آمد.»
کانون اراده و قدرت
رهبر انقلاب گفتند: «البته ما هم خسارتهایی دیدیم و به اقتضای طبیعت جنگ، جانهای عزیزی از دست ما رفت؛ اما جمهوری اسلامی نشان داد که کانون اراده و قدرت است و میتواند بیواهمه از هیاهوها، قدرتمندانه بایستد و تصمیم بگیرد. ضمن اینکه خسارات مادی وارد بر دشمن متجاوز بسیار بیشتر از خسارتهای مادی ما بود.»
چگونه آمریکا در جنگ ۱۲ روزه ضرر کرد؟
ایشان به ضررهای بزرگ آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اشاره کردند و افزودند: «آمریکا در این جنگ به شدت ضرر کرد؛ چراکه با وجود بهکارگیری آخرین تسلیحات پیشرفته هجومی و دفاعی نتوانست به هدفش یعنی فریب دادن ملت و همراه کردن آنها با خود دست یابد، بلکه اتحاد ملت بیشتر شد و آمریکا را هم ناکام گذاشتند.»
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به بیآبرویی و بدنامی شدید رژیم صهیونیستی در فاجعه غزه بهعنوان یکی از مهمترین فجایع تاریخ منطقه، خاطرنشان کردند: «آمریکا در این قضیه کنار رژیم غاصب قرار گرفت و به شدت بیآبرو و بدنام شد؛ چراکه مردم دنیا میدانند رژیم صهیونیستی بدون آمریکا قادر به این همه فاجعهآفرینی نیست.»
نفرت مسری جهانیان به صهیونیستها و آمریکا
ایشان منفورترین انسان در دنیای کنونی را رئیس دولت صهیونیستی و منفورترین سازمان و باند حاکم بر دنیا را رژیم صهیونی خواندند و افزودند: «چون آمریکا در کنار آنها قرار دارد، منفوریت صهیونیستها به آمریکا هم سرایت کرده است.» رهبر انقلاب، دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف جهان را از دیگر عوامل انزوای روزافزون آن دانستند و گفتند: «دخالت آمریکا در هر منطقهای، باعث جنگافروزی و یا نسلکشی، ویرانی و آوارگی است.» ایشان جنگ پرخسارت و بینتیجه اوکراین را نمونهای از دخالتهای آمریکا دانستند و افزودند: «رئیسجمهور کنونی آمریکا که میگفت سه روزه این جنگ را حل خواهد کرد، اکنون پس از حدود یکسال، در حال تحمیل طرح ۲۸ مادهای به کشوری است که آن را وارد جنگ کردهاند.»
دروغ محض پیغام دادن ایران به آمریکا
حضرت آیتالله خامنهای حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه و جنایات آن در کرانه غربی و وضع اسفبار غزه را مصادیق دیگری از حمایتهای عیان آمریکا از جنگ و جنایت رژیم پلید برشمردند و گفتند: «البته شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده است که این، دروغ محض است و چنین چیزی حتماً وجود نداشت.»
ایشان با اشاره به خیانت آمریکا حتی به دوستان خود در ازای حمایت از باند صهیونی و جنایتکار و تلاش برای جنگافروزی در دنیا بهخاطر نفت و منابع زیرزمینی که دامنه آن امروز به آمریکای لاتین نیز رسیده است، گفتند: «چنین دولتی، قطعاً دولتی نیست که جمهوری اسلامی در پی همکاری و ارتباط با آن باشد.»
کنار هم باشیم
حضرت آیتالله خامنهای در بخش پایانی سخنان خود چند توصیه خطاب به ملت بیان کردند که اولین آنها حفظ و تقویت اتحاد ملی بود. ایشان گفتند: «اختلافات میان قشرها و جناحهای سیاسی وجود دارد؛ اما مهم این است که در مقابل دشمن همچون جنگ ۱۲ روزه، کنار هم باشیم که این همبستگی عامل بسیار مهمی برای اقتدار ملی است.»
از دولت حمایت کنیم
رهبر انقلاب با توصیه به حمایت از رئیسجمهور و دولت خدمتگزار گفتند: «کار اداره کشور سخت و سنگین است و دولت نیز کارهای خوبی از جمله ادامه کارهای نیمه تمام شهید رئیسی را شروع کرده که انشاءالله نتایج آن را مردم خواهند دید.»
اسراف نکنیم
پرهیز از اسراف در همه موارد از جمله نان، گاز، بنزین و اقلام خوراکی توصیه سوم رهبری به ملت بود. ایشان اسراف را از مهمترین خطرها و ضررها برای خانوادهها و کشور خواندند و گفتند: «اگر این همه اسراف نباشد بدونشک اوضاع کشور خیلی بهتر خواهد بود.»
ارتباط با خدا برای باران، امنیت و عافیت
توصیه آخر رهبر انقلاب به مردم تقویت ارتباط با خداوند و تضرع و دعا برای همه چیز از جمله باران، امنیت و عافیت بود تا خداوند، اسباب اصلاح امور را به فضل خود فراهم کند.

رادیکالهای چپ و راست مخاطب بودند
سعید آجورلو، فعال سیاسی نوشت: دولت چهاردهم به دلایل زیادی استثنایی است؛
۱. در زمانه خاصی تشکیل شد با انتخاباتی زودهنگام که نیروهای سیاسی و جامعه آمادگی آن را نداشتند؛ بنابراین نامزدها و گروههای سیاسی با همین عدم آمادگی حاضر شدند که بخش زیادی از آن در مناظرهها قابل مشاهده بود.
۲. در زمان جنگ روی کار آمد و همان زمان، جنگ خاورمیانه رفتهرفته به ایران کشیده شده بود و شروع دولت هم با ترور شهید هنیه بود.
۳. چینش کابینه و نوع رویکرد پزشکیان با حاکمیت هم نکته دیگری است که سعی کرد با مجلس و نهادهای حاکمیتی و حتی با رقیبش وارد چالش نشود. پزشکیان جزء معدود رؤسایجمهوری است که نمیخواهد انتخابات را ادامه دهد.
۴. به دلیل اینکه شعار و قولی نداده است، بهسختی به ایده اداره دولت میرسد. بخشهای مختلف دولت ایده جدی در یک سال و نیم نداشتند. صورت مسئله روشن بود، درخصوص مسائل اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی؛ اما به دشواری به راهحل و پس از آن به اجرا میرسند. بر این اساس بخش زیادی از دولت بیایده و بیپروژه بود.
درحالیکه آقای پزشکیان سعی کرد، غیریتسازی فضای سیاسی را کاهش دهد، دگرسازی و تخاصم در فضای سیاسی اتفاق نیفتد؛ اما در سطح دولت و اجرا باید کاری انجام شده و مسئلهای حل میشد. دولت در این مورد مشکلاتی داشت، این مشکلات به علل استثنایی بودن دولت مرتبط است.
دو مخالف رادیکال دولت
در چنین شرایطی دو دسته مخالف برای دولت، پیدا شد؛ ۱. اصلاحطلبان رادیکال (چپ جنبشی) ۲. جناح راست رادیکال (راست تودهای) هر دو گروه، به نحوی و به نوبت در حال تبدیل شدن به اپوزیسیون دولت هستند. راست تودهای از روزی که انتخابات تمام شد شروع به مخالفت با دولت کرد و همچنان هم ادامه میدهد که نمونه آن طرح بنزینی آقای پزشکیان است. موضوعات مختلف در سیاست خارجی و اینکه دولت در جنگ ۱۲ روزه، علیه نظام کودتا کرده است و سخنانی از این سنخ با هدف استیضاح پزشکیان است. میخواهند دولت را کنار بزنند یا انتخابات زودهنگام به راه بیندازند یا دولت را از نظر معنوی تمام کنند و گزینه خود را سرکار بیاورند.
یکی از مخاطبان جدی صحبتهای رهبرانقلاب نه فقط در این سخنرانی که در ایام گذشته و دو سال اخیر، گروههای اصطلاحاً سوپر انقلابی بودند که در ادبیات سیاسی به آنها راست تودهای میگوییم. گروههایی که ادعای نمایندگی جامعه انقلاب را دارند؛ اما به دنبال منافع سیاسی هستند. بخشی از مخاطب رهبرانقلاب، همین گروهها هستند به این معنی که اجازه دهند، دولت ثبات پیدا کند.
دسته چپ رادیکال یا چپ جنبشی، عمدتاً هیئترئیسه جبهه اصلاحات را در اختیار دارند، اینها حاضر نیستند هزینه دولت شوند و به نفع دولت مصرف شوند. اگر دولت برای آنها مصرف شد استقبال میکنند، اگر اینطور نشد شروع به نقد دولت میکنند. هم بیانیه کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و هم توییت جواد امام که عبور رسمی از دولت بود، بهنوعی مشروعیت دولت را از بین میبرند. به این دلیل که احساس میکنند هزینه میشوند و شاید بخواهند در انتخابات شورا لیستی مجزای از دولت و آقای پزشکیان بدهند به همین جهت، مواضعشان تند شده و اساساً شاید بخواهند به گفته خودشان اصلاحات را از نظر اجتماعی حفظ کنند که در بیانیه کمیته سیاسی جبهه اصلاحات که گفته شده باید قدرت را رها کنیم، سمت مردم برویم، محافظهکاری را کنار بگذاریم و صداقت داشته باشیم. اصلاحات در این بیانیه از دولت عبور کرد و سخنگوی جبهه اصلاحات نیز این مسیر را ادامه داد. این عبور در آینده سرعت خواهد گرفت و اصلاحطلبان از دولت دور میشوند و بخشی از اصلاحطلبان میانه و روزنهگشا با دولت میمانند. بخشی از خطاب رهبرانقلاب به این گروهها بود که ثبات سیاسی را بههم نزنند و دولت را تحت فشار قرار ندهند.
نکته جالب توجه آنکه همین اصلاحطلبان، دولت را روی کار آوردند و ۷۵ درصد از استانداران فعلی دولت، اصلاحطلب و اعتدالی هستند. اقتصاد سیاسی کشور در اختیار اینهاست؛ پست معاونت وزرا، رؤسای شرکتهای بزرگ، هلدینگها، بانکها و شرکتهای سرمایهگذاری، همه اصلاحطلب هستند. آنها از جایشان تکان نمیخورند؛ اما به فحاشی به دولت و عبور از دولت ادامه میدهند. رهبری این دوطیف را نقد کردند.
دولت بعد از یک سال و نیم در حال حرکت به سمت پروژههایی است مثل انرژی و کالا برگ. به همین جهت باید قوام پیدا کند که بتواند این پروژهها را جلو ببرد آنهم در تنگنایی که دو طیف راست جنبشی و چپ تودهای ایجاد کردند. در واقع دو گروه دنبال ناتمام ماندن دولت هستند؛ راست تودهای میخواهد رئیسجمهور استیضاح شود، چپ جنبشی و تجدیدنظرطلب هم به دنبال استعفای پزشکیان است و هر دو میخواهند دولت چهاردهم نیمهکاره بماند و صحبتهای رهبری مقابل این پروژه نیمهتمام ماندن دولت است.
نقد دولت ممنوع نیست
این حمایت به معنای آن نیست که نباید دولت را نقد کرد، در حوزههای مدیریتی و اجرایی باید دولت نقد شود به این منظور که کاری انجام دهد نه اینکه سرنگون شود. نقد باید به منظور تداوم بهتر باشد نه سرنگونی و از بین رفتن دولت. از این بابت گروهها و وزرای دولت که عملکرد خوبی نداشتند، احساس نکنند که هیچ نقدی به آنها وارد نیست و میتوانند به ناکارآمدیشان ادامه دهند. دولت میبایست بماند، ثبات سیاسی داشته باشد؛ اما ناکارآمدیها میبایست اصلاح شود و از بین برود.
دولت باید از این فرصت حمایت رهبری بهترین استفاده را کند و به وضعیت معیشتی و اقتصادی سروسامان دهد. یکی از مصادیق استفاده از این فرصت، تحول در برخی وزرا و مدیران دولتی است. پس از حدود یک سال اکنون مجال مناسبی است که تغییراتی در وزرا از سمت خود رئیسجمهور صورت گیرد تا شرایط دولت بهتر پیش برود. این نیاز در وزارتخانههایی چون جهاد و راه بهوضوح دیده میشود.
رهبری مقابل برهمزنندگان ثبات اجتماعی
نکته مهم دیگری که رهبرانقلاب به آن اشاره کردند این بود که نباید انسجام جنگ ۱۲روزه را از بین ببریم. این دستاوردی بزرگ بود، نباید جنگ ۱۲روزه را فراموش کنیم، این جنگ قرار بود باعث فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و ایران شود و شکاف ایجاد کند. این پروژه شکست خورد، بخشی از آن را مردم و بخشی دیگر را نظام جمهوری اسلامی انجام داد و از همه مهمتر نقش اساسی رهبری در شکست خوردن این پروژه قابل مشاهده بود.
در قدرت نظامی که باید ضعفها را برطرف کرد، نقش رهبری که مسجل است؛ اما در مردم نباید شکاف سیاسی ایجاد شود. کاری که همین دوگروه سیاسی به آن مشغولند و در خارج هم براندازها و ضدانقلاب مشغول این کار هستند و دولتهای غربی هم با تحریم و قطعنامه میخواهند این تعادل را برهم بزنند. باید فکر کنیم چطور میتوان این تعادل را حفظ کرد. حفظ این تعادل و عوامل انسجام و همبستگی، یکی از عواملی است که موجب میشود اینها تصور حمله دیگری نداشته باشند.
رهبر انقلاب از همان روزهای اول و روز پنجشنبه دوباره تأکید کردند که نباید این انسجام بههم بخورد و ثبات سیاسی و اجتماعی حفظ شود. حرفهای تفرقهافکنانه، اقدامات شکافساز، تخاصمآفرین به ثبات اجتماعی دامن میزند و مزیت ما را از بین میبرد.

بدون اجماع ملی عبور از این وضع سخت میشود
ناصر ایمانی، فعال سیاسی نوشت: نکته مهمی که در همه کشورهای جهان، حتی در طول تاریخ هم وجود داشته، این است که اگر کشوری در معرض یک تهدید خارجی قرار بگیرد - صرفاً این مربوط به ایران نیست - یکسری سازوکارهای آمادگی برای مقابله با تهدید خارجی و یکسری سازوکارهای داخلی وجود دارد. مهمترین مسئله در سازوکار داخلی، به وجود آمدن اجماع در میان جریانهای الیت و نخبگان کشور و همینطور مسئولان ذیربط برای عبور از بحران است. این یک اصل کلی است که در همه کشورها هم وجود دارد؛ یعنی مورد اجماع نظر نخبگان، الیتها و همینطور مسئولان برای عبور از این شرایط است.
این الزاماً به معنای همفکری و همنظر بودن نیست، چون قاعدتاً نمیشود همه نظرها را یکسان کرد، اما باید اجماع وجود داشته باشد و آن هم در جهت منافع ملی است؛ چون منافع ملی کشور در آن لحظات بهشدت در معرض آسیب است و چون پای منافع ملی در میان است، باید اجماع مطلق هم وجود داشته باشد.
علیرغم اینکه الان در شرایط خاصی هستیم و احتمال تهاجمهای نظامی و غیرنظامی به کشور وجود دارد، جهان در معرض این خطر قرار دارد. راهحل سیاست داخلی آن مسئله اجماع میان صاحبنظران، دستاندرکاران و نخبگان در مورد امر ملی است. این اجماع حتماً باید وجود داشته باشد و بدون آن، عبور از این بحران بهسختی امکانپذیر است.
نفی رادیکالیسم در صحبتهای رهبر انقلاب
اکنون در کشورمان شاهد دو طیف هستیم: یک طیف تنها راهحل عبور از این بحران را مذاکره مستقیم با ایالات متحده میدانند؛ نمیخواهم به این بپردازم که استدلال آنها چیست، درست است یا ایراد دارد. اینها بخشی از الیتها هستند که اینگونه تدبیر میکنند و دستگاه دیپلماسی و مسئولان ذیربط سیاست خارجی را و مشخصاً شخص وزیر خارجه و همینطور بقیه دستاندرکاران را متهم میکنند به اینکه اینها مانع مذاکره با ایالات متحده آمریکا میشوند و حتی مورد اتهام و استهزا قرار میگیرند. طرف دیگر، جریانی است که مسئولان ذیربط سیاست خارجی و مشخصاً دستگاه دیپلماسی را متهم به مماشات و کوتاهی در مقابل آمریکا و اروپا میکند و آنها را ادامهدهنده راه فلان دولت میدانند و معتقدند که اینها باید، مورد محاکمه قرار بگیرند. این دو نظر که کاملاً ۱۸۰ درجه در مقابل هم هستند، اساساً بهوجودآمدن اجماع را منتفی میکنند و در چنین شرایطی خطرات زیادی برای کشور دارند و باید در مقابل آن تدبیر کرد.
صحبتهای رهبری، ناظر به همین موضوع است که نظرات باید به هم نزدیک شود. اگر هم این اتفاق نمیافتد، اجماع برای کشور الزامی است؛ این ضرورت شرایط فعلی کشور است. ایشان اولاً هرگونه پیام ایران به آمریکا را نفی کردند و اساساً مذاکره با آمریکا را ــ بهخاطر دولت فعلی آمریکا ــ نفی کردند؛ اینکه ما یکبار به مذاکرهای با این شرایط اعتماد کردیم؛ اما مورد حمله نظامی همان دولت قرار گرفتیم؛ بنابراین راه مذاکره با آمریکا، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، بسته است و خیال گروهی را که معتقدند باید با آمریکا مذاکره کنیم، باطل کردند. دلایلش را هم قبلاً مفصلاً توضیح داده بودند که چرا این مذاکرات برای کشور نهتنها مفید نیست؛ بلکه مضر است.
از طرف دیگر، آن جریانی را هم که دولت را متهم به مماشات، کوتاهی و ناکارآمدی میکند، موردخطاب قرار دادند که بههرحال باید از دولت حمایت کرد، چون دولت وظایف سنگینی در این شرایط دارد و آنها هم نباید دولت را مورد اتهام و خطاب قرار دهند. حتیالامکان اگر این اجماع به لحاظ نظری به وجود نمیآید، حداقل به لحاظ عملی به وجود بیاید. برداشت من از فرمایش ایشان یکجورهایی نفی رادیکالیسم در هر دو جناح بود.
باید ریشه رادیکالیسم را خشک کرد
متأسفانه، هر دو طرف یکدیگر را متهم به رادیکالیسم میکنند؛ یکی آن طرف را متهم میکند که مذاکره را نفی میکند، درحالیکه آنهایی هم که مذاکره را تأیید میکنند، بهنوعی متهم به رادیکالیسم هستند. باتوجهبه شرایطی که ما در یک سال گذشته داشتیم و انواعواقسام راهها را برای مذاکره با غرب باز گذاشتیم ــ حتی از مذاکرات پاریس هم نگذشتیم ــ اما درعینحال آنها هم بهنوعی دچار افراطگرایی شدید هستند، همچنان که اینطرف. منتها، دو طرف همدیگر را متهم میکنند: یک طرف به سازش با غربگرایی و غربباوری و یک طرف هم به اسم اینکه دنبال جنگ و جنگطلبی هستند. هر دوی اینها یک نوع رادیکالیسم هستند. زمانی ریشه رادیکالیسم خشک میشود که رادیکالیسم را در هر دو جریان، در دیدگاههایی که در کشور وجود دارد، ببینیم. اگر بخواهیم فقط احساس کنیم که رادیکالیسم در یک جریان وجود دارد و در جریان دیگر وجود ندارد، آنوقت نمیتوانیم ریشه رادیکالیسم را در کشور خشک کنیم.

مذاکره برای مذاکره معنا ندارد
محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نوشت: رهبرانقلاب معتقدند نظام و سیستم اداره کشور مکلفند، متکی بر قاعده و گزاره بهرسمیت شناختهشده «تکلیف در برابر اختیار» یا همان «قانون حق و تکلیف» تکالیفشان را انجام دهند و بهموقع هم پاسخگو باشند. زمانی که رهبری به یک موردی ورود میکنند و موضوعی را مدنظر قرار میدهند، حتماً یک استدلال عقلانی و منطقی پشت آن است که میخواهند برونرفتی را پیش پای مردم باز کنند.
ورود رهبری در گفتوگوی پنجشنبهشبشان ذیل همین تحلیل کلی، میگنجد؛ به این معنا که باید ابتدا نیتخوانی کنیم که مبنای ورود رهبری بر پایه این نظریه عقلی و منطقی اشارهکردهشده چیست. ظاهراً به این جمعبندی میرسیم که ایشان بر دو سه نکته تأکید داشتند و آن نقاط و کلیدواژههایی است که باید روی آنها توقف کنیم و از یک فرایند انحرافی نگران باشیم و آن نگرانی ما را به این سمت دلالت میکند که رهبری در آن نقطه قاطع اظهارنظر کرده و راهگشایی کردهاند. معمولاً قول رهبری قول فصل است، قول پایانبخش است، قوّه تعیینکننده است، زبان و کلام جهتدهنده است. ایشان سه نکته را مورد تأکید قرار دادند.
یکی از محورهای مورد نظر ایشان موضوع روز ما با آمریکاست؛ ما در یک چالش سنگین هستهای و موشکی و این جنگ ۱۲ روزه با آمریکا و اسرائیل بودیم و اینکه آیا پیامد این ماجرا ما را اسیر خودباختگی کرد یا خودباوری؛ صحبت ایشان تأکید بر خودباوری بود. مهمترین نشانه که مورد اقبال مردم هم بوده و نیازی به تأیید هم از ناحیه مردم ندارد و پیشاپیش حاصل شد، این بود که برخلاف توقعی که دشمن داشت در حادثه ۱۲ روزه که با حملهای که صورت میدادند، آن حمله مقدمهای میشود یا لگدی میشود که بر دریزده شود که سقف را بر سر ملت خراب کند، این اتفاق نیفتاد. نهتنها این لگد کارساز نبود، بلکه حتی مختصر انتقادها و مرزبندیهایی که بین بدنهای از جامعه ایرانی و حاکمیت بود، این را هم مرتفع کرد و صدای واحدی از خلال شهروندان، از درون قلب و روح و روان و زبان شهروندان با حاکمیت بیرون آمد و یکصدا شدند و در واقع، در مقام دفاع از تمامیت ملی و تمامیت حیثیت استقلالی کشور، یک سخن را فریاد کردند. پیشاپیش این اتفاق افتاد.
رهبری مجدداً به این اشاره کردند. اشارهشان به گذشته نبود؛ فکر میکنم بیشتر تأکیدشان بر این بود که ای ملت! اگر قرار بر این است که بحرانهای آتی را از سر بگذرانیم، یکپارچگی و انسجام ملی که در سطوحی بین ملت و حاکمیت برقرار شد، مجدداً باید استمرار پیدا کند.
ایرانیان حقارت ناپذیرند
نکته دیگر هم برمیگشت به اینکه آیا ما از موضع ضعف امکان ارتباط با رقیب یا دشمن را بر پایه یک مذاکرات داریم؟ گفتند به هیچ عنوان ما حقارت ناپذیریم، اگرچه مذاکره هیچگاه از دستور کار سیاستورزان ما خارج نشده؛ اما مذاکره برای مذاکره معنا ندارد. مذاکره برای تحقق و رسیدن به یک پایه تفاهمی مورد تأکید قرار میگیرد. در خلال فرمایشات رهبری این بود کسانی که تصورشان این است نیازمندیم که کشوری مثل عربستان واسطه بشود، به هیچ عنوان.
اولاً زبان ملت ایران و سیاستمدارانش و استراتژیستهایش بسیار فراتر از این میتواند بینالمللی باشد؛ دهها برابر کارآمدتر از ظرفیتهای ارتباطی عربستان با دنیای غرب این توان ارتباط را دارد. زمانی که کشور عربستان در قهقرا سیر کرده، ایران زبان دیپلماسی داشته و توانسته مسائلش را حل کند؛ نه تنها مسائل خودش، بلکه توانسته واسطه بشود برای حل بسیاری از مسائل در کشورهای منطقه و پیرامونی.
از این جهت اشاره کردند که ما نیاز نداریم از کسانی بهره بگیریم که ورود آنها به ماجرا دلالت بر حقارت سیاستورزی نزد ایرانیان دارد؛ به هیچ عنوان اینطور نیست.
نقد بلاوجه نه، با استدلال آری
ما در شرایط متعارفی نیستیم که جریانات سیاسی رقیب بهخصوص کسانی که در جناح مخالف دولت قرار گرفتند، همان رویکردهایی را داشته باشند که در شرایط عادی دارند. در شرایط بحرانی، زمانی که کشور درگیر کشاکشهای سنگین با دنیای پیرامون است، معمولاً اجازه نمیدهند که انتقادها به حدی جهت پیدا کند که مایه تضعیف حاکمیت دولت بشود.
اینکه رهبری از دولت دفاع کردند، بیشتر خطابشان معطوف به نمایندگان افراطی مجلس بود. دفاع از دولت و ضرورت حمایت از دولت؛ در ذهنیت رهبری بیشتر معطوف به نیروهای رادیکالی بود که هنگام و نابهنگام، در هر شرایطی فقط زبان تیزشان را بدون توجه به شرایط بحرانی علیه دولت تیز میکنند و میخواهند آسیب بزنند و کشور را از اثربخشی و کارآمدی بیندازند.
جهت نقد به سمت کسانی است که بدون وجه، بلاوجه و بدون دلیل واقعی، گامی را برمیدارند که این گام، بیش از آنکه بخواهد رئیسجمهور یا دولت غیر اصولگرا را در واقع نقد کند، بیشتر اثر منفی ملی خواهد داشت. این چیزی است که از فرمایش رهبری حاصل میشود. اگر فردی در دولت ناکارآمد باشد ایرادی ندارد که دولت از منظر حق به مسئله و مشکل ورود کرده و سؤالی کند و از وزرا جواب بخواهد.
هیچگاه، تندروی، افراط و رادیکالیسم ما را از بحرانها عبور نداده؛ بلکه بحرانآفرین بوده است. هیچگاه رفتارهای افراطی و تند رافع مشکلات در این کشور نبوده است. هیچگاه ما از عقلانیت و اعتدال ضرر ندیدهایم. هر مقداری که حاکمیت در همه سطوح از عقلانیت، اعتدال و منطق برخوردار باشد و از تندروی فاصله بگیرد، مصلحت ملی و منافع ملی رعایت خواهد شد.












