شهید «مجتبی محمد حسینی»؛ مردی که با ایثار پر کشید

خبرگزاری مهر شنبه 08 آذر 1404 - 15:38
رشت- «مجتبی محمد حسینی» مردی که زندگی‌اش با مهربانی و توکل گره خورد، در جنگ ۱۲ روزه جان دیگران را نجات داد و خود به شهادت رسید؛ مردی که ایثار را تا آخرین نفس معنا کرد.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - هما اکبری: در روزهای جنگ ۱۲ روزه که بار دیگر آتش دشمن بر سر مردم بی‌پناه فرود می‌آمد، استان گیلان نیز همچون همیشه مردانی را تقدیم کرد که جان خود را سپر امنیت ملت کردند. از میان آنان، نام شهید مجتبی محمد حسینی با توکل، اخلاص و مهربانی پیوند خورده است؛ مردی که جمله همیشگی‌اش در خانه و میدان این بود: «توکل به خدا.»

در این گزارش، روایتی از زندگی و شهادت او را از زبان همسرش سمیرا دلشادی می‌خوانید؛ روایتی صمیمی، پر از رنج، افتخار و ایمان.

کودکی، نوجوانی و آغاز مردانگی

دلشادی از روزهای نخست زندگی همسرش می‌گوید: مجتبی ۲۷ تیر ۱۳۶۲ در روستای اوشیان چابکسر متولد شد آرام، مهربان و درس‌خوان بود. از کودکی ادب و گذشتش زبانزد همه بود.

وی ادامه می‌دهد: مرگ پدر در ۱۸ سالگی مسیری تازه در زندگی او رقم زد با اینکه در رشته دامپزشکی قبول شده بود، درس را رها کرد تا کنار خانواده بایستد. سختی‌ها از همان جا مردانه‌اش کرد.

از سپاه تا نیروی قدس؛ رابطه‌ای شبیه پدر و پسر

وی ادامه می‌دهد: سال ۱۳۸۲ مجتبی به سپاه پاسداران پیوست و در سال ۱۳۹۰ با دعوت شهید سید رضی موسوی به نیروی قدس رفت، شهید رضی رابطه‌اش با مجتبی فقط فرمانده و نیرو نبود. مثل پدر و پسر بودند. خودش می‌گفت قلبش با شهادت رضی شکست.

زندگی مشترک؛ خانه‌ای ساده اما لبریز از عشق

دلشادی از ۱۲ سال زندگی مشترکشان می‌گوید: سال ۱۳۹۲ ازدواج کردیم. ساده، بدون تجمل. سه فرزند حاصل زندگی‌مان شد: سپهر، ملیکا و مهنیا.

وی از نقش پدرانه مجتبی چنین یاد می‌کند: برای بچه‌ها فقط پدر نبود، رفیق بود. سپهر با او درد دل می‌کرد و دخترها با او خاله‌بازی. همیشه می‌گفت: باید آن‌قدر کنار بچه‌ها باشیم که بیرون دنبال توجه غریبه‌ها نروند.

شهید «مجتبی محمد حسینی»؛ مردی که با ایثار پر کشید

اخلاق نیکو؛ احترام، فروتنی و محبوبیت در دل مردم

دلشادی با اشاره به خلق و خوی همسر شهیدش می‌گوید: مجتبی همیشه به بزرگ‌ترها احترام می‌گذاشت. هیچ وقت صدایش را روی کسی بلند نکرد. رعایت حرمت دیگران برایش اصل بود. در رفتار با مردم فروتن و مؤدب بود.

وی ادامه می‌دهد: همین اخلاق باعث شد روز تشییع و یادبودش فقط یک گروه خاص نیایند؛ از همه قشرها آمده بودند. بازاری، کارگر، دانشجو، فرهنگی، پیر و جوان… همه می‌گفتند محبتش در دلشان جا داشته.

روحیه بخشش؛ اگر یک تومان داشت، نیمش را می‌بخشید

دلشادی می‌گوید: در خانه ما هیچکس دست خالی برنمی‌گشت. اگر چیزی نداشتیم، با لبخندش پذیرایی می‌کرد. شماره مؤسسات خیریه در گوشی‌اش زیاد بود. اگر یک تومان داشت، نصفش را کمک می‌کرد.

وی با بیان اینکه مجتبی بارها به یتیم‌خانه‌ها و خانواده‌های بی‌سرپرست کمک می‌کرد و می‌گفت: خدا خودش می‌رساند.

جنگ ۱۲ روزه؛ پیام شهید و حقیقت دشمن

دلشادی با اشاره به شرایط جنگ می‌گوید: این جنگ در حالی شروع شد که مذاکره در جریان بود اما دشمن نامردانه حمله کرد؛ بدون فرصت دفاع. خانه‌ها و مدارس را زدند، دانشمندان را هدف گرفتند و دختران و پسران دانش‌آموز بی‌گناه شهید شدند.

وی ادامه می‌دهد: این جنگ نشان داد دشمن با مردم و آرمان‌ها سر جنگ دارد، نه فقط با دولت‌ها.

دلشادی با اشاره به آموزه‌های مکتب انقلاب می‌گوید: مکتب انقلاب اسلامی پایان‌پذیر نیست. شاید جسم شهیدان پر کشیده باشد، اما ایمان و ولایتمداری‌شان در نسل‌های بعد تکثیر می‌شود.

شهید «مجتبی محمد حسینی»؛ مردی که با ایثار پر کشید

ایثار در لحظه آخر؛ جانش را برای نجات دیگران داد

وی ادامه داد: روز سوم جنگ، لحظه شهادت رقم خورد: مجتبی با وجود جراحات شیمیایی قبلی، هنگام حمله موشکی اول سراغ همکارانش رفت و آنها را از محل حادثه خارج کرد فداکاری‌اش جان دیگران را نجات داد اما خودش بر اثر استنشاق گازهای ناشی از انفجار شهید شد.

دلشادی با اشاره به آخرین جمله‌اش مبنی بر اینکه «مواظب خودت باش» بود و این جمله برای ما تبدیل به وصیت نامه شد.

عهد محبت؛ از دسته‌گل روز همسر تا آرزوی صدسالگی

دلشادی با لبخندی آمیخته به اشک می‌گوید: در روز همسر برایم دسته‌گل فرستاد. نوشته بود: این هدیه کوچک است، اصل هدیه من محبت و رفاقت است.

همان روز پیام داد: ان‌شاءالله صد سال در این دنیا و بعد هم در آخرت کنار هم باشیم.

علاقه به رهبر انقلاب و برکتی که پس از شهادت ماند

دلشادی می‌گوید: مجتبی عشق خاصی به رهبر داشت. وقتی سخنان حضرت آقا پخش می‌شد، خانه باید ساکت می‌شد. می‌گفت: پیر ما هرچه گفت همان می‌شود.

وی از یک اتفاق مهم پس از شهادت می‌گوید: فرزندم می‌پرسید آیا ممکن است روزی حضرت آقا را ببینیم؟ می‌گفتم نه… اما بعد از شهادت مجتبی، توفیق دیدار حاصل شد. به بچه‌ها گفتم: پدرتان با شهادتش این راه را برایتان باز کرد.

شهید «مجتبی محمد حسینی»؛ مردی که با ایثار پر کشید

آرام گرفتن در کنار شهدا؛ پیوستگی نسل‌ها

دلشادی از معنای آرام‌گرفتن همسرش در کنار دیگر شهدا می‌گوید: ۱۲ سال زندگی مشترک داشتیم، اما وقتی می‌بینم او در کنار شهیدانی آرمیده که سال‌ها قبل راه شهادت را رفته بودند، حس می‌کنم نسل‌ها در این مسیر به هم گره خورده‌اند. ایثار ادامه دارد، قطع نمی‌شود.

شهید مجتبی محمدحسینی، ۴۲ ساله، از نیروهای خدوم و با تعهد سپاه، سال‌ها در مسیر دفاع از امنیت ملی، پاسداری از ارزش‌های انقلاب اسلامی و خدمت به مردم تلاش کرد و سرانجام نیز جان خود را در راه مبارزه با جبهه استکبار فدا کرد.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.