تاک‌شوهای شبکه نمایش خانگی؛ مصاحبه های بی ارزش با سلبریتی ها فقط برای پول درآوردن

خبرآنلاین یکشنبه 09 آذر 1404 - 10:41
چندی است که شبکه‌های نمایش خانگی در کنار سریال‌های پررنگ و لعاب و پرستاره چند برنامه‌ای هم به گفت‌وگو با عنوان تاک‌شو اختصاص داده‌اند.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: تا پیش از این، ما اغلب گفت‌وگوهای تأمل‌برانگیز را یا در شبکه چهار صداوسیما می‌دیدیم و گاهی در شبکه‌های دیگر. بیشتر گفت‌وگوها باب میل روزنامه‌نگاران بود تا مجری‌های تلویزیون. اما با تکثر گفت‌وگوها در روزنامه‌ها و تولید محتواهای چندرسانه‌ای در رسانه‌های مکتوب که سابقاً فقط یک نسخه مکتوب روزانه داشتند، پلتفرم‌ها هم به خودشان آمدند و تلاش کردند تا از رقابت عقب نمانند.

در عمل، در طراحی دکور، انتخاب و آوردن سلبریتی‌ها و احتمالاً کسب درآمد از بسیاری رسانه‌های مکتوب جلوتر افتادند اما در محتوا چطور؟

در منابع روزنامه‌نگاری گفت‌وگو و مصاحبه در حالت اول با هدف روشن‌کردن ابهامات یک موضوع با مقام مسئول صورت می‌گیرد یا افزایش اطلاعات حول یک سوژه و در حالت دوم به‌دلیل جذابیت و شناخته‌شده ‌بودن مصاحبه‌شونده انجام می‌شود.

برنامه‌های تاک‌شوی پلتفرم‌ها تا اینجا به حالت دوم اقبال بیشتری نشان داده‌اند، یعنی عمدتاً مهمانان‌شان سلبریتی و به ویژه هنرپیشه‌های معروف هستند و در صورتی‌که از طیف‌های دیگر شغلی انتخاب شوند نیز در حوزه خود چهره‌های مطرحی هستند.

تا به اینجا می‌توان این‌گونه جمع‌بندی کرد که آنها دنبال معرفی چهره جدید یا بازکردن فضا برای افراد شناخته ‌نشده نیستند و برنامه را با چهره‌های آزمون پس‌داده پیش می‌برند.

البته از منظر اقتصاد رسانه می‌توان این نوع برنامه‌ریزی را فهمید اما در نگاه بلندمدت می‌دانیم که این مسیر چه آسیبی در پیش دارد؛ چهره‌ها تکراری می‌شوند و مخاطب دلزده و کشف و میدان‌دادن به چهره‌های جدید در دستور کار قرار نمی‌گیرد.

مجری برنامه‌ای مانند «اکنون» در «فیلیمو» چه دغدغه‌ای در این مورد خواهد داشت؟ هیچ. چون او هر کجا به دام چهره تکراری بیفتد تولید برنامه را متوقف می‌کند و مدتی با درآمد برنامه‌ای که یک‌سال اجرا کرده، استراحت می‌کند و بعد سراغ حوزه‌های دیگر مورد علاقه‌اش می‌رود.البته برنامه‌ای که با چهره‌های شاخص یک عرصه می‌تواند کنداکتور خود را ببندد، دست‌کم یک سر و گردن بالاتر از دیگر برنامه‌ها می‌ایستد.

اما دعوت از یک سلبریتی بعد از یک سلبریتی و افزودن به این تب تند جامعه برای فهمیدن از زندگی شخصی هنرمندان و... مسیر بدفرجامی است. جامعه امروز ما دنبال دامن‌زدن به چهره‌سازی و بزرگ‌نمایی چهره‌هاست تا سر آخر تیشه را بلند ‌کند و همان تندیس خودساخته را تخریب ‌کند.جایی باید مقابل این میل به چهره‌سازی و تخریب چهره‌ها را گرفت و دانست که هر چهره‌ای زندگی شخصی‌ای دارد که می‌تواند در آن آسیبی ببیند یا به کسی آسیبی روا ‌دارد.

اما موضوع محتوای گفت‌وگوها هم دست‌کمی از انتخاب چهره‌ها ندارد. برخی اوقات میزبان آنقدر در رفاقت و صمیمت با مصاحبه‌شونده قرار دارد که فکر می‌کند بسیاری از آنچه او می‌داند را ما هم می‌دانیم؛ از همین رو نمی‌پرسد و به آن نمی‌پردازد. یا مسیر گفت‌وگو از دستش خارج می‌شود و به مسیر دیگری می‌رود.

اغلب در بخش زیادی از گفت‌وگو، خود مصاحبه‌کننده غرق در مسیر زندگی و سخنان میهمانش می‌شود. واقعاً چرا یک برنامه به‌طور کلی به اینکه هوشنگ مرادی کرمانی چگونه نویسنده شد، یا بیژن بیرنگ چطور کارگردان شد اختصاص می‌یابد؟ و هیچ پرسشی از حال و روز فعلی و مواضع جدی‌تر آنها مطرح نمی‌شود؟ تا کجا این لحاف عافیت‌طلبی را می‌توان روی سر کشید؟ به‌عنوان مثال، بیژن بیرنگ به‌همراه مسعود رسام در زمانه‌ای سریال خانه سبز را می‌سازند که به دنبال روی کارآمدن دولت اصلاحات، جامعه به‌سمت تحولات مدنی حرکت می‌کرد و این خود می‌توانست دستمایه یک گفت‌وگوی محتوایی تمام‌عیار شود اما بخش زیادی از این گفت‌وگو با نظرافکندن به سقف به صحبت با روح پدران‌شان می‌گذرد که عملاً یک شوخی خُنُک از کار درمی‌آید.
یا اینکه هیچ پرسیده نمی‌شود چنین کارگردانی که سال‌هاست فیلم نمی‌سازد، اکنون چه می‌کند؟ گذران زندگی که با ‌حرف‌های شاعرانه محقق نمی‌شود.

به‌عنوان نمونه بعدی، در برنامه دیگری هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده پر از بغض‌ کرمانی به برنامه دعوت می‌شود و باز مصاحبه‌کننده از روزگار فعلی‌ این نویسنده محبوب که از داستان‌نویسی خداحافظی کرده، نمی‌پرسد. یا مهم‌ترین قلابی که در میان مصاحبه پرت می‌شود و می‌توان با آن ماهی بزرگی گرفت را از دست می‌دهد. آنجا که مرادی کرمانی می‌گوید تا سال‌ها داستان‌هایش اجازه انتشار در کتب درسی را نداشتند و مدیران مدارس تقاضا کرده بودند که قصه‌های مجید از تلویزیون پخش نشود و... یا آنچنان که باید از همکاری مرادی کرمانی و کیومرث پوراحمد که به مرگی تلخ گرفتار شد پرسیده نمی‌شود و نمونه‌های متعدد دیگر.غرض این است که دعوت از چهره‌های سرشناس و صرفاً گپ‌زدن بی‌هدف با آنها چقدر به مخاطب منظر و بینش نو می‌دهد؟ بله درست است که در کار هنری ناملایمات زیاد و دردسرهای فراوانی وجود دارد و صبوری زیادی باید به خرج داد تا به جایی رسید اما در مقابل کسانی هم هستند که ره صدساله را با رانت و پارتی یک‌شبه طی می‌کنند.

این گفت‌وگوها چه داده بیشتری به ما می‌دهد؟ چرا از سختی زیست هنرمندانه در جامعه فعلی و غم‌ها و مصیبت‌هایی که روح آنها را می‌جود سخنی گفته نمی‌شود؟ چرا در بستر چنین گفت‌وگوهایی نشان داده نمی‌شود که غمگنانه‌زیستن هنرمندان موجب تولید آثار غم‌زده و نهایتاً فراگیری غم در جامعه می‌شود؟ 
حال ما و رسانه‌های داخلی کجای این اتمسفر سیر می‌کنیم؟  گویی این برنامه‌سازان بیش از فرهنگ‌سازی و تولید یک کالای فرهنگی ممتاز به دنبال تولید محتوایی برای چرخیدن و لایک گرفتن در اکسپلور هستند.
 

17302

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.