
به گزارش تابناک؛اواسط تابستان امسال، زمانی که برای تست فنی KMC T9 به عراق رفته بودم، در همان گرمای عجیب و بیرحم بیابانهای استان کربلا فرصتی پیش آمد که اگر از دستش میدادم احتمالاً تا آخر عمر حرصش را میخوردم. یکی از دوستان عراقی که در همان پروژه حضور داشت، یک رنجروور اویوک ۲۰۲۲ داشت و وقتی فهمید من عاشق تست خودرو هستم، با همان لحن گرم و مهماننواز عربی گفت: «تعال… جرّبه» و کلید را انداخت توی دستم. راستش را بخواهی، تجربه اویوک همیشه برایم یک آرزوی نیمهتمام بود، چیزی که همیشه از دور توی ذهنم میدرخشید اما فرصت رسیدن به آن پیش نمیآمد. حالا وسط خاک، گرما، جادههای صاف و گاهی رملی عراق، این فرصت رسماً با من روبهرو شده بود.

از همان لحظه اول که به ماشین نزدیک شدم، نگاهش کردم و فهمیدم اویوک از آن ماشینهایی نیست که بخواهد خودش را با جیغزدن نشان بدهد. انگار یک انگلیسی خجالتی است که فقط کافی است چند قدم نزدیکش شوی تا بفهمی چه دنیایی از ظرافت توی طراحیاش خوابیده. چراغهای باریک، جلوپنجره جمعوجور، خطوط نرم اما قاطع، و آن سقف شناور که انگار همیشه یک هاله خاص دور ماشین ایجاد میکند. هیچچیز اضافه نیست. هیچچیز فریاد نمیزند.
درِ ماشین را که باز کردم، آن بوی خاص متریال باکیفیت انگلیسی مستقیم خورد توی صورتم. اینجا داخل کابین خبری از نمایش لوکسنمایی نیست؛ همهچیز واقعی است. چرمها کیفیت دارند، دکمهها حس مکانیکی خوبی میدهند، صفحهنمایشها بدون کوچکترین تاخیر کار میکنند و همهچیز با وسواس مهندسی کنار هم نشسته. صندلیها طوری طراحی شدهاند که نه مثل آلمانیها خشک باشند و نه مثل ژاپنیها زیادی نرم. یک تعادل بهدستآمده در طول سالها تجربه. فرمان ضخامت ایدهآل دارد و وقتی در دست میگیری احساس میکنی ماشین قبل از تو میداند میخواهی چه کار کنی.
وقتی ماشین را روشن کردم، لرزش اولیه صفر بود. انگار موتور داشت در خواب بیدار میشد. نسخهای که من سوار شدم همان موتور معروف ۲ لیتری Ingenium بود؛ موتوری که زیاد دربارهاش خوانده بودم اما تجربه واقعیاش چیز دیگری بود. ۲۴۶ اسببخار قدرت و ۳۶۵ نیوتنمتر گشتاور شاید روی کاغذ خیلی هیجانانگیز نباشد، اما وقتی پای آدم توی گرمای ۵۰ درجه خاورمیانه روی پدال گاز باشد، تازه میفهمد این اعداد یعنی چه. گیربکس ۹ سرعته ZF مثل یک پیانیست حرفهای هر دنده را درست همانجایی مینواخت که باید. بدون لگ، بدون تکان، بدون هیچ دعوایی.
مسیر تست من یک جاده کاملاً صاف نبود. ترکیبی از آسفالت داغ، خاک نرم، بخشهایی با شن ریز و جاهایی هم سطح موجدار داشت. اما اویوک هیچجا کم نیاورد. سیستم چهارچرخ محرک هوشمندش دقیقاً همان چیزی بود که لندرور سالها با آن معروف شده. وقتی یکی از چرخها روی خاک لغزید، بلافاصله قدرت بازتوزیع شد و بدون کوچکترین هرزگردی ماشین به مسیر ادامه داد.
کولر ماشین را هم باید جداگانه تقدیر کرد، چون اگر کولر این ماشین در عراق یک درصد کمکاری میکرد، کل تجربه به باد میرفت. اما اویوک آنقدر سریع و دقیق خنک میکرد که بعد از پنج دقیقه دما از «جهنم» تبدیل شد به «نسیم انگلستان». این برایم یک پیام داشت: این ماشین برای بازارهای خاص ساخته نشده، برای آدمی ساخته شده که رفاه را در همهجا میخواهد، حتی وسط صحرای عربستان.
فرمان ماشین همان ابتدا کمی سبک بهنظرم آمد، سبکتر از چیزی که از یک کراساوور لوکس انتظار داشتم. اما دقت فرمان و حس انتقال مسیر آنقدر خوب بود که بعد از پنج دقیقه کاملاً یاد و خاطره آن وزن سبک از ذهنم پاک شد. هرجا نگاه میکردم ماشین دقیقاً همانجا میرفت. در سرعت بالا هم پایدار بود و بههیچوجه حس شناوری نمیداد.

در مورد سواری، اویوک شبیه هیچ ماشین دیگری نیست. نه مثل آلمانها خشک و «ورزشینمایی» دارد، نه مثل فرانسویها زیاد نرم میشود. انگار یک تعادل ریزی بین راحتی و کنترل پیدا شده؛ همان چیزی که لندرور همیشه روی آن تاکید دارد. وقتی از روی موجهای کوچک جاده رد میشدی، ماشین موج را میگرفت، قورت میداد و بعد صاف میشد. آرامش عجیبی داشت. این آرامش مخصوصاً در مسیرهای خاکی خیلی بهچشم میآید، جایی که اکثر کراساوورهای جمعوجور شروع میکنند به کوبیدن و تقتقکردن.
اویوک روی پلتفرم PTA ساخته شده، طولش ۴۳۷۱ میلیمتر است، عرض با آینهها به حدود دو متر میرسد، ارتفاعش ۱۶۴۹ میلیمتر و فاصله محوری ۲۶۸۱ میلیمتر است. این فاصله محوری نسبتاً کوتاه باعث شده که چابکی خوبی داشته باشد، اما در عین حال فضای عقب کمی محدود باشد. وزن ماشین چیزی بین ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ کیلو است و همین وزن بالا باعث سواری نرمتر میشود اما مصرف سوخت را هم بالا میبرد. مصرف سوخت ترکیبی حدود ۸.۵ تا ۹ لیتر اعلام شده، اما تجربه من در آن شرایط بیابانی و با کولر روشن نشان داد که مصرف واقعی بالاتر خواهد بود. فضای صندوق ۵۹۱ لیتر است که برای کراساووری در این اندازه کاملاً قابلقبول است.
سیستم تعلیق اویوک هم یکی از نقاط قوت مهمش است. جلو مکفرسون و عقب مولتیلینک دارد و این ترکیب به ماشین اجازه میدهد فشارهای عمودی را خیلی خوب مدیریت کند. در چالهها و دستاندازهای عراقی حتی یکبار هم احساس کوبش تند نداشتم. اینجاست که تفاوت مهندسی لندرور با ماشینهایی که فقط ظاهر کراساوور دارند مشخص میشود. اویوک حتی وقتی در مسیرهای ناهموار قرار میگیرد، شخصیتش را از دست نمیدهد.
اما انتقاد هم لازم است. اویوک ماشین بینقصی نیست. یکی از ایرادهایی که هنوز هم دربارهاش خوانده میشود، مشکلات الکترونیکی برخی مدلها است؛ مخصوصاً سنسورها و سیستم مالتیمدیا. البته نسخهای که من تست کردم هیچ مشکلی نداشت، اما بهعنوان یک گزارش بیطرف باید به آن اشاره کرد. دومین ایراد هم فضای محدود عقب است؛ اگر چهار نفر بزرگسال بخواهند مسافت طولانی سفر کنند، ردیف عقب چندان راحت نیست. نکته بعدی هم قیمت گزاف رنجروور است که تقریباً همیشه یک پله بالاتر از رقبا قرار میگیرد. البته بگذریم که اگر روزی وارد ایران شود قیمتش به مرحله «قابل خرید برای ده درصد افراد ده درصد افراد» میرسد.

اما چیزی که تجربه من را خاص کرد، رفتار ماشین بود. رنجروور اویوک یک کراساوور کوچک است، اما بهاندازه یک SUV بزرگ اعتمادبهنفس دارد. هیچوقت به ماشین فشار نیاوردم، اما هرجا گاز دادم بدون کوچکترین مکثی حرکت کرد. شتابش هیجانزدهکننده نیست، اما دقیق و مطمئن است. انگار میگوید «من نیازی ندارم کسی را تحتتاثیر قرار بدهم، فقط باید کارم را درست انجام دهم.»
تجربه کوتاه اما عمیق من از اویوک ۲۰۲۲ در عراق، این ماشین را تبدیل کرد به یکی از کراساوورهای خاصی که همیشه در ذهنم خواهد ماند. نه فقط بهخاطر ظاهرش، نه فقط بهخاطر لوکسبودن یا کیفیت ساختش، بلکه بهخاطر آن شخصیت بریتانیایی آرام و مغرور که در هیچ ماشین دیگری پیدا نمیشود. اویوک خودش را به کسی تحمیل نمیکند، اما وقتی پشت فرمانش مینشینی، احساس میکنی وارد دنیایی شدهای که استانداردهایش متفاوت است. اگر روزی بخواهم بین کراساوورهای لوکس انتخاب کنم، اویوک حتماً یکی از گزینههایم خواهد بود. تجربهای که در آن روز داغ تابستانی داشتم، ثابت کرد اویوک حتی در سختترین شرایط هم اصالتش را از دست نمیدهد.