
در چنین وضعیتی اگر یک یا چند مربی هم علاقه داشته باشند، صرفاً به مسائل فنی و اتفاقات تاکتیکی داخل مستطیل سبز بپردازند، باز هم امکانش فراهم نیست.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، «دادزن»های لب خط و کنار زمین، نشانه مهمی از پسرفت فوتبال ایران هستند. همانهایی که در چند سال اخیر مثل قارچ رشد کردهاند و در اغلب تیمهای حاضر در لیگ برتر و حتی لیگ دسته یک و دو، حضور دارند و فعالیت میکنند.
حتی اگر طرفدار و پیگیر پروپا قرص فوتبال نباشید و هر روز بازیهای داخلی و خارجی را دنبال نکنید، بازهم این موضوع مشخص است و تفاوت آنچه در فوتبالمان شاهد هستیم با چیزی که در فوتبال دنیا اتفاق میافتد، زمین تا آسمان است. اگر بسیاری از مباحث مهم و تأثیرگذار چون مدیریت فوتبال، زیرساختها، استعدادیابی و توجه به پایهها و چند مورد را نادیده بگیریم و به آن نپردازیم، آنچه حسابی توی ذوق میزند این است که فوتبالمان در مسیری قرار گرفته که در یک جمله میتوان آن را خلاصه کرد: «حاشیه و جنجال حرف اول و آخر را میزند و خبری از مسائل فنی، تاکتیکی و در واقع اصلِ فوتبال نیست.»
همین نشستهای خبری قبل و بعد از بازیها که سرمربیان (یا در مواردی مربیان تیمها) در آن حاضر میشوند را مبنای بررسی اوضاع و احوال قرار دهیم. به ندرت شاهد هستیم که در یک نشست خبری، صرفاً صحبتهای فنی مطرح شود و ردپایی از حواشی و اتفاقات غیرضرور نباشد. به نظر میرسد بسیاری از مربیان هم تحت تأثیر جو موجود، حرف زدن درباره مسائل اصلی فوتبال را فراموش کردهاند و در بهترین حالت جملاتی چون «بازی دو نیمه متفاوت داشت» یا «دقیقه فلان گل زدیم و دقایق فلان هم میتوانستیم گل بزنیم»، توسط آنها مطرح میشود که بیشتر شبیه گزارش بازی است تا بیان نکاتی قابل توجه برای اصحاب رسانه، هواداران یا در کل جامعه فوتبال.
بدیهی است که در چنین وضعیتی اگر یک یا چند مربی هم علاقه داشته باشند، صرفاً به مسائل فنی و اتفاقات تاکتیکی داخل مستطیل سبز بپردازند، باز هم امکانش فراهم نیست. مثل بسیاری از مربیان که در ابتدای قصل تأکید میکنند میخواهند درباره مسائل داوری صحبت نکنند، اما چند هفته بعد انتقاد و ایراد از اوضاع داوری و تصمیمات اشتباه و... تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از صحبتهای آنها میشود.
در چنین اوضاع و احوالی، پیروز قربانی که جزو معدود مربیانی بود که تلاش میکرد اظهاراتش در چارچوب مسائل فنی فوتبال و تیمش باقی بماند، به جمع همتایان خود در جبهه مقابل پیوست و از کلیت آنچه در فوتبال ایران جاری است، انتقاد کرد. سرمربی فجرسپاسی در نشست خبری بعد از بازی تیمش مقابل آلومینیوم اراک گفت: «از دقیقه یک علیه VAR شعار میدهند. بر پدر و مادر مخترع VAR لعنت که باعث شد فوتبال این شکل کثیف را پیدا کند. حالم به هم خورد که از دقیقه یک روی هر صحنه ساده تماشاگران شعار VAR میگفتند و فحش میدادند. اینجوری نمیتوان فوتبال بازی کرد آقایان. اگر تغییر نکنیم همچنان همین آش و همین کاسه خواهد بود. الان ازبکستان و ترکمنستان دارند پیشرفت میکنند و شاید به زودی تیمهای افغانستان و امثالهم هم از روی ایران رد شوند چون ما اندر خم یک کوچه هستیم و میخواهیم با زور امتیاز بگیریم. این درست نیست.»

او در بخش دیگری همین ماجرای شلوغکاری افراد در کنار زمین را نقد کرد و با جملاتی کنایهآمیز گفت: «من و مسئولان باشگاه فجر اشتباه کردیم چون در فوتبال ایران باید پاچه ورمالیده باشی، باید بزنی و داد و بیداد کنی. هرکسی صدایش کلفتتر باشد باید داخل کادر باشد تا سر داور بریزد. متاسفانه از اعضای کادر خودم تست صدا نگرفتم. از سال بعد این کار را میکنم منتها این مسیر به ناکجاآباد میرسد.»
این صحبتهای پیروز قربانی و تعدادی انگشتشمار که نسبت به چنین فضایی در فوتبالمان معترض هستند، در حالی است که همایون شاهرخی در مصاحبهای که با تابناک داشت و ۵ فروردین سال جاری با تیتر «بهزودی فوتبالمان همردیف افغانستان میشود»، منتشر شد، در بخشهایی از صحبتهایش ضمن تأکید بر اینکه نمیتوان به آینده فوتبال ایران، خوشبین بود، تأکید کرد: «از کوزه همان برون تراود که در اوست. خیلی دوست دارم خوشبین باشم، اما هیچ چیز بهتر از صداقت نیست، نمیتوانم دروغ بگویم و سر مردم کلاه بگذارم. خانه از پای بست ویران است. من فکر میکنم بعد از اینکه بازیکنان نسل فعلی فوتبالشان تمام شود و کنار بروند، متأسفانه فوتبالمان در ردیف افغانستان و کشورهایی شبیه به آن قرار میگیرد.»
همین ازبکستان که حالا جزو متر ومعیار تعدادی از کارشناسان قرار گرفته، جزو مصادیق مناسبی برای مقایسه فوتبالمان است؛ تیم ملی در ۶ بازی اخیر مقابل ازبکها در کسب پیروزی ناکام بوده است. از سویی تیم ازبکستان در جام جهانی زیر ۱۷ سال که به تازگی با قهرمانی پرتغال به اتمام رسید، تا مرحله یک هشتم نهایی حضور داشت و در این مرحله با نتیجه ۳ بر ۲ مغلوب ایتالیا شد، تورنمنتی که با وجود حضور ۴۸ تیم، ایران اصلاً در آن جایی نداشت. واقعیت آنقدر عیان و آشکار است که با چشم غیرمسلح هم مشخص است فوتبالمان چه در رده ملی و چه باشگاهی از رقبای اصلی خود در آسیا عقب مانده است. خیلی هم عقب افتاده و اگر نیروی انسانی و انبوه استعداد در ایران نبود، مشخص نبود که الان چه جایگاهی در سطح قاره داشتیم.