اظهارات مداخلهجویانه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، درباره اعتراضات در ایران، بیش از آنکه واجد معنای سیاسی تازهای باشد، یادآور یک خطای مزمن در سیاست خارجی آمریکا است؛ خطایی که هم با اصول حقوق بینالملل در تعارض است و هم با تجربه تاریخی.
بر اساس منشور ملل متحد و عرف تثبیتشده بینالمللی، اصل منع مداخله در امور داخلی دولتها، قاعدهای بنیادین است. هیچ کشوری حق ندارد تحولات اجتماعی و سیاسی کشور دیگر را، چه با ابزار فشار و چه با زبان «حمایت»، به میدان منافع خود تبدیل کند.
ترامپ، البته، سابقهای طولانی در بیاعتنایی به این اصول و دیگر اصول زیست جهانی دارد. از خروج یکجانبه از توافقهای بینالمللی تا اعمال تحریمهای فراسرزمینی، کارنامه او بیش از آنکه حتی به قانون خود آمریکا متکی باشد، به اراده شخصی گره خورده است. در چنین بستری، سخن گفتن از دغدغه برای مردم ایران نهتنها باورپذیر نیست، بلکه با واقعیت سیاستهای اعمالشده علیه همین مردم در تناقض آشکار قرار دارد.
تحریم، زبان همدلی نیست؛ ابزار فشار است چه رسد به تجاوز نظامی و بمباران که جز دشمنی آشکار معنایی ندارد.
اما فارغ از این تناقض، واقعیت اجتماعی ایران نیز برای تحلیل این اظهارات اهمیت دارد. جامعه ایران ممکن است معترض باشد؛ ممکن است درون خود اختلاف، تنش و حتی نزاع داشته باشد. این وضعیت، نه غیرعادی است و نه منحصر به ایران. با این حال، یک قاعده نانوشته در تاریخ معاصر ایران وجود دارد: در برابر تهدید خارجی، اختلافات داخلی تعلیق میشود.
ایرانیان، حتی اگر دست در یقه هم باشند، در مواجهه با دشمن بیرونی، کنار هم قرار می ایستند و یقه او را میگیرند.
این همان نقطهای است که سیاست آمریکا بارها آن را نادیده گرفته و هر بار بهایش را پرداخته است. از مداخلات مستقیم و غیرمستقیم گذشته تا جنگ روایتهای امروز، نتیجه یکی بوده است: تقویت انسجام ملی در برابر فشار خارجی. آزموده را آزمودن خطاست؛ اما به نظر میرسد این گزاره هنوز به راهنمای عمل سیاستمداران واشنگتن تبدیل نشده است.
ایران را نمیتوان با اظهارنظر بیرونی مدیریت کرد. جامعهای با نزدیک به ۹۰ میلیون جمعیت، زمانی که پای استقلال و تمامیت ارضی به میان میآید، به مجموعهای از ارادههای همراستا تبدیل میشود. تعبیر «۹۰ میلیون تفنگ» نه به معنای خشونت، بلکه توصیف ظرفیت دفاع اجتماعی است؛ ظرفیتی که هر تهدید بیرونی را به عامل همبستگی داخلی بدل میکند.
جمعبندی روشن است: اعتراضات در ایران، مسئلهای داخلی است و راهحل آن نیز در درون همین جامعه و ساختار سیاسی جستوجو میشود.
دخالت خارجی، چه آشکار و چه پنهان، هیچ خیری در پی ندارد. اگر واشنگتن بهدنبال کاهش تنش است، نخستین و بدیهیترین گام، احترام به اصل عدم مداخله و پذیرش این واقعیت است که مسئله مردم ایران، جوابی صد در صد ایرانی دارد. نسخه خارجی حتی اگر دوستانه هم باشد، بی جواب و نتیجه می ماند چه رسد به دستی نوشته شود که به خون فرزندان وطن رنگین است. این دست برای ما نه فشردنی که شکستنی است.
ما می دانیم که از هیچ دشمنی، دوستی برنمی خیزد. کسی که با توپ و تانک می آید قصدش کشتنِ انسان هاست نه کاشتنِ گل و سبزه. ما دست شان را خوانده ایم و دست مان را مشت کرده ایم. پیغام این دست هم صریح و روشن است؛ دخالت ممنوع!