به گزارش مشرق، محمد رستم پور فعال رسانه در تلگرام نوشت:
آمریکا با یک دست در ایران شایعه میسازد و با یک دست در ونزوئلا دکمه شلیک را فشار میدهد. درست در همان ساعتی که حضرت آیتالله خامنهای یا به تعبیر آمریکاییها، رهبر عالی ایران در سالروز میلاد امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در تهران از این سخن میگویند که مولای متقیان در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد اما در جنگ مبتنی بر «فریب و دروغ و تهمت و شایعه» اهدافش به بار ننشست؛ بنا بر ادعای رسانههای آمریکایی، هلیکوپترهای شینوک در عملیاتی در کاراکاس توانستند رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش را بربایند. تلگرام فارسی که در یک هفته گذشته، تعداد و اندازه آشوبهای ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفره در نقاطی از ایران را به اندازه کل جغرافیای ایران تصویر کرده بود، برای ساعتی، پر شد از اخبار مستمر آنچه نیروهای دلتای آمریکا در خاک ونزوئلا انجام دادند. مشابهتسازی با خروج بشار اسد از سوریه و حدسهایی درباره سناریویی که کاخ سفید برای ایران در نظر دارد، در میان تحلیلها ضریب گرفت! اما رهبر معظم انقلاب در همان دقایق از این سخن گفتند که همچنان که در دوره امیرالمؤمنین با شایعهسازی و دروغ در پی بدبین کردن مردم بودند، امروز هم همان اقدامات عیناً انجام میشود.
رسانه از دقت و سرعت عملیات نظامی آمریکا پس از کشمکشی چند ماهه در ونزوئلا خبر میداد و آیتالله خامنهای تأکید داشتند «یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشتهها و تواناییهای ملت ایران است، چرا که غفلت از تواناییهای ملی، زمینهساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد». قصد دشمن در راهاندازی یک چرخه ناامنی و آلودهسازی ادراک عمومی درباره ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی که با اعلام آمادگی ترامپ مبنی بر حمایت از آشوبگران آن هم به شکل نظامی آشکار شده بود، با ربایش مادورو میرود به صورت جدی در ذهن بخشی از ایرانیان تثبیت شود. همه سناریوهای پیشین علیه ایران که در گفتههای آمریکاییها، در فرمول ترکیبی «فشار حداکثری، معتبرسازی گزینه نظامی و دعوت به مذاکره» بدان تصریح شده، در ۳ ساعت در ونزوئلا که قلب مقاومت در برابر سلطه ایالات متحده در قاره آمریکای لاتین به شمار میآید، واقعی و ملموس میشود. ۳ روز پیش مادورو درباره مذاکره بر سر موضوعات ادعایی آمریکا از جمله بهانه واهی قاچاق مواد مخدر گفته بود. آمار نشان میدهد میزان تولید و صادرات نفت ونزوئلا در عرض ۲۵ سال، تقریباً ۷۵ درصد کاهش یافته است. در نتیجه همان ترکیبی که پیش از این آزمون شده، اینک وضعیت ونزوئلا را غیرعادی کرده است.
اما یک چیز ماجرا را از قطعیت قدرتمندی آمریکا خارج میکند؛ اگر آمریکا هر چه اراده میکند، در هر جایی از جهان به وقوع میپیوندد و مثل فرعون و نمرود، ادعای خدایی دارد، پس آنچه در جنگ ۱۲ روزه رخ داد چه بود؟ چرا آمریکا از طریق واسطههای منطقهای و اروپایی پیام تسلیم و توقف آتش فرستاد؟ مگر نه این است که آمریکا و اسرائیل بر اساس آنچه اخیراً توسط واشنگتنپست افشا شد، در تقسیم کاری آشکار در پی فراهمسازی زمینه انهدام برنامه موشکی و هستهای ایران بودند؟ اکنون ۶ ماه و ۱۴ روز پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، جز این نیست که اهداف دشمن محقق نشده و همان نیروی دلتای آمریکا و نیروی هوایی رژیم از پس اهداف تعیینی خود صهیونیستها در جنگ برنیامدند. علاوه بر این، نمونههای تاریخی پرشماری اثبات میکند آمریکا در اقدام برای کسب هر چه به دنبال آن است، موفقیت مطلق ندارد. محسوسترین نمونه برای ایرانیان، عملیات شکستخورده «پنجه عقاب» دولت کارتر است که او را از انتخاب مجدد به عنوان رئیسجمهور آمریکا باز داشت.
عملیات نظامی پیچیده، چندلایه و گرانقیمتی برای بازگرداندن گروگانهای لانه جاسوسی آمریکا در ایران که ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام افتاده بودند. آمریکا ۶ ماه پس از تسخیر لانه، برای آزادی نیروهایش اقدام کرد و این عنصر زمان بود که اتفاقاً به جای برنامهریزی مبتکرانهتر، طراحی را دشوارتر کرد. تردیدی نیست آمریکا در پی تغییر نظام سیاسی ایران است و هیچگاه این خواسته را از روی میز برنداشته. گاهی نیز پیام دوستی و مراوده فرستاده اما پشت پرده در پی تیز کردن خنجر بوده است. حتی اگر ایران نمونه ویژه تاریخ سیاسی جهان نباشد، سنتهای الهی و قواعد حکمرانی چیزی نیست که هر روز تغییر کند. ونزوئلاییها نه مسلمانند و نه مرگ بر آمریکا گفتهاند اما مستکبر هیچ مخالفتی را برنمیتابد. این است که خلاف همه قواعد حقوق بینالملل و بیاعتنا به تمام آموزههای انسانی، هر شکل از رفتار را برابر هر کسی که نخواهد، مجاز میشمرد اما همان قواعد را به مثابه اصول مسلم در دیگر کشورها تبلیغ و ترویج میکند. مانند حمایت از همین آشوبگرانی که حالا در عرض ۴۸ ساعت، نهتنها شعارشان تغییر کرده، بلکه به سلاح گرم و سرد مجهز شدهاند و به کلانتری و فرمانداری حمله میکنند.
در برابر این غول اغوا و فریب چه میتوان کرد جز همانی که آیتالله خامنهای از تجربه حکومت امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام درس میدهند: «عدالت را گاه با «مهربانی، خدمت به ضعیفان و خانوادههای بیسرپرست» اعمال میکرد و گاهی با «ذوالفقار و خشونت الهی» و گاهی با «زبان رسا و حکمت و تبیین» و البته «وقتی مردم سست شدند، تحقق اهداف ناممکن میشود، چرا که بر اساس سنت الهی، کار دست مردم است و به دست آنها انجام میشود». از این جهت است که رهبر انقلاب هم اعتراض و اغتشاش را تفکیک میکنند تا از سویی حقوق بازاری و کاسب و شهروند عادی در داشتن یک دورنمای قابل اتکا از وضعیت اقتصادی حفظ شود و هم امکان تکرار تاریخ را متذکر میشوند. سوریهسازی از ایران در گرو بیاعتنایی به حقوق مردم، انکار دستاوردها و بیانگیزهسازی آنان، القای فساد و تبعیض بیش از آنچه هست، شایعهسازی گسترده و در نقطه مقابل، اغراق در قدرت دشمن است تا ایرانیان از پشتیبانی جمهوری اسلامی دست بکشند و آینده موهوم فانتزی را بر امروز واقعی و کم و بیش سخت ترجیح دهند.
سؤال اساسی که باید شب و روز آن را تکرار کرد، این است: قدرتی که توانسته آنگونه که رسانه ادعا میکند، بیمزاحمت، معادله را در ونزوئلا تغییر دهد، چرا ۴۷ سال در برابر جمهوری اسلامی ایران شکست خورده؟ جز این است که به تعبیر حضرت آیتالله خامنهای «عاملی که موجب شد دشمن درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد نمیخواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است»؟
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.












