چند سال قبل اگر یک شرکت بزرگ میخواستید تبلیغی تولید کند، باید مبلغ و زمان زیادی برای تحقیق و فیلمبرداری صرف میکردید، اما امروز به لطف ابزارهای هوش مصنوعی همان مراحل با کسری از هزینه و زمان انجام میشود. سرعت تبدیل ایده به اجرا در دنیای بازاریابی بسیار کم شده و هر هفته هم ابزار جدیدی معرفی میشود که وعده کار سریعتر و ارزانتر را میدهد. اکنون ۵۷.۵ درصد از بازاریابان از هوش مصنوعی برای تولید محتوا استفاده میکنند. بااینحال، در میان این شتابزدگی، سؤال اصلی برای مدیران نباید «ابزار بعدی چیست؟» باشد، بلکه باید بپرسند «به چه قیمتی؟». آینده از آن برندهایی است که اخلاق را در استراتژیهای خود بگنجانند.
اگر مدیر شرکت یا صاحب یک برند هستید، برای آنکه در کار با هوش مصنوعی اخلاقمدار باشید باید به این ۳ سؤال فکر کنید:
بررسی تأثیر فناوری بر جوامع ضروری است زیرا مدلهای زبانی بزرگ هنوز در درک ظرافتهای فرهنگی که اعتماد مخاطب را میسازد، ناتوان هستند. این مدلها گاهی در رعایت نکات ظریف اما مهم، مانند شیوه نوشتن نام برخی قومیتها یا احترام به عناوین خاص بومیان، دچار لغزش میشوند.

زبان هر روز تکامل مییابد و اتوماسیون بیشازحد میتواند ظرافتهای انسانی و اعتماد کاربران را از بین ببرد. مدیران باید به جای تکیه کامل بر ابزارهای عمومی، به سراغ ابزارهایی بروند که با آگاهی فرهنگی طراحی شدهاند و صدای جوامع مختلف را بهدرستی منعکس میکنند.
شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی برای حفظ اصالت و جلوگیری از فریب مخاطب مهم است، زیرا ابزارهایی مانند Sora مرز بین واقعیت و محتوای ساختگی را از بین بردهاند. زمانی که یک ویدیو یا تصویر با کیفیت بالا توسط هوش مصنوعی تولید میشود، تشخیص عدم اصالت آن برای مخاطب دشوار است. این موضوع میتواند خطرات جدیتری مانند تقویت کلیشههای نژادی و نابرابری را در پی داشته باشد.

برای مثال، اینفلوئنسرهای دیجیتالی که بدون نظارت دقیق و توسط تیمهای ناآگاه ساخته میشوند، ممکن است کاریکاتورهای توهینآمیزی از اقلیتها ارائه دهند. همانطور که «روها بنجامین»، نویسنده کتاب «نژاد پس از تکنولوژی» میگوید، فناوری مشکلات را خلق نمیکند، بلکه نابرابریهای موجود را بازتاب میدهد یا پنهان میکند. بنابراین برندها باید درباره نحوه و چرایی استفاده از هوش مصنوعی کاملاً شفاف باشند.
اولویت نباید با دادهها باشد؛ زیرا اتکای بیشازحد به فناوری باعث کاهش مهارتهای تفکر انتقادی میشود و برندها باید انسانیت را بر سلطه دادهها مقدم بدانند. استفاده مداوم از هوش مصنوعی برای تسریع در تولید محتوای مختلف در بلندمدت ذهن انسان را تنبل میکند.

برخی از سازمانهای پیشرو اکنون بندهایی را در قراردادهای خود میگنجانند که استفاده از هوش مصنوعی را محدود میکند. این کار به معنای مخالفت با کارایی نیست، بلکه پیامی است که نشان میدهد سرعت هرگز نباید به قیمت قربانیشدن اصالت و ارزشهای انسانی تمام شود. درکل انتظار میرود در آینده، شفافیت و اخلاقمداری مهمترین وجه تمایز شرکتهای نوآور باشد.