به گزارش خبرآنلاین حسن بهشتی پور در اعتماد نوشت:واقعا جای سوال و تعمق است که آیا اگر مادورو دو یا سه سال پیش اصلاحات لازم را در داخل کشور انجام داده بود و با مخالفان خود در جریان انتخابات اخیر تعامل بیشتری داشت، امریکا جرات چنین مداخلهای را داشت یا لااقل بهانه کافی برای حمله پیدا میکرد یا خیر؟
در این تحلیل باید ریشههای بیتفاوتی مردم در این حمله سریعالسیر را درک کرد.
از طرفی نقش ارتش ونزوئلا نیز در این تحلیل اهمیت دارد. طی دو دهه گذشته، ارتش همواره قدرت تعیینکنندهای در کشور بوده است؛ از زمانی که چاوز یکی از فرماندههای اصلی ارتش بود، تا مادورو که از راننده کامیون به قدرت رسید و با ژنرالهای وفادار به چاوز همراه شد.
سوال اینجاست که چرا ارتش در این مقطع منفعل و بیتفاوت با این وضعیت برخورد کرده است؟
در ادامه باید توجه داشت که نقش حزب حاکم ونزوئلا و شخصیتهایی مانند خانم رودریگز، معاون نیکولاس مادورو، اهمیت ویژهای دارد. چگونه میشود که ترامپ صراحتا اعلام کند که با این افراد همراه است و پذیرفته است که این خانم یعنی معاون رییسجمهور سابق اداره ونزوئلا را تا زمان تشکیل دولت انتقالی برعهده بگیرد؟
نکته مهم دیگر، اپوزیسیون است؛ چهرههایی مانند ماریا ماچادو که جایزه صلح بینالمللی دارند نیز در این معادلات قدرت کنار گذاشته میشوند. فردی که خود را پیروز اصلی انتخابات ونزوئلا میدانست و در خارج از کشور مقیم بود و تصور میکرد که اگر مادورو کنار برود قطعا او جایگزین رییسجمهور خواهد شد و قدرت را در دست خواهد گرفت. این درحالی است که ترامپ اذعان کرد او در درون ونزوئلا احترام و حمایتی ندارد! و توسط واشنگتن کنار گذاشته میشود.این تجربه عبرتی بزرگ برای اپوزیسیونهای بینالمللی است: بازیهای قدرت دارای نکات آشکار و پنهان پیچیدهای هستند که باید با دقت بررسی شوند.
17302












