عصر ایران؛ داریوش صارمی - اعتراضات سالهای اخیر در ایران، تصویری تازه از شکافهای اجتماعی و سیاسی کشور ترسیم کرده است.
برخلاف تصور رایج که جامعه را به دو قطب «معترضان» و «حامیان حاکمیت» تقسیم میکند، واقعیت اما پیچیدهتر است. زیرا در کنار این دو گروه، طیف سومی حضور دارد که نقش آن در آینده ایران کمتر دیده شده اما بسیار تعیینکننده است.
قطب اول: نسل جوانِ خسته از وضع موجود
نسلی که در دهههای اخیر رشد کرده، با بحرانهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و ناکارآمدی ساختارها روبهرو بوده است. این نسل، که بخش بزرگی از معترضان را تشکیل میدهد، تغییر را فوری و ضروری میبیند و شبکههای اجتماعی برایش به مهمترین منبع اطلاعات و سازماندهی تبدیل شدهاند. مهم تریت دلیل اعتراض و نارضایتی آنان الزما نه مانند 78 و 88 سیاسی که حالا به خاطر آن است که به دست آوردن برخی از سهل الوصول ها برای نسل های قبل برای آنان دشوار و حتی محال شده است.
قطب دوم: مدافعان وضع موجود
در سوی دیگر، نیروهایی قرار دارند که حفظ ساختار فعلی را وظیفه خود میدانند. این گروه، اعتراضات را تهدیدی علیه نظم موجود تلقی کرده و با ابزارهای سخت به مقابله با آن میپردازد. حمایت آنان دلایل مختلف دارد. یا از منافعی بهره مندند یا به لحاظ اعتقادی و ایدیولوژیک است یا نگران بی ثباتی و تبعات ان هستند.
طیف سوم: تغییرخواهانِ بدون خشونت
میان این دو قطب، گروهی قرار دارد که نه با سرکوب موافق است و نه با خشونت خیابانی. این طیف، منتقد جدی ساختار است اما بر گذار کمهزینه، بدون دخالت خارجی و با تکیه بر ظرفیتهای داخلی تأکید دارد. آنها تغییر را ضروری میدانند، اما هزینههای انسانی و اجتماعی آن را نیز جدی میگیرند.
چرا بخشی از جوانان به اپوزسیون بازگشت طلب گرایش پیدا کردهاند؟
افزایش گرایش برخی جوانان به اپوزسیون بازگشت طلب را باید در چند عامل جستوجو کرد:
- عملکرد ضعیف و اقتدارگرایانه حاکمیت که هر آلترناتیوی را جذابتر جلوه میدهد
- بحران اقتصادی که امید به آینده را کاهش داده
- نبود مطالعه تاریخی عمیق درباره ریشههای انقلاب ۵۷
- روایتسازی رسانههای ماهوارهای و فضای مجازی که تصویری آرمانی از گذشته ارائه میدهند
در چنین فضایی، هر نیرویی که «غیر از وضع موجود» باشد، برای بخشی از جوانان جذاب میشود.
چالش گفتوگو و سوءتفاهم درباره طیف سوم
وقتی با جوانان وارد گفتوگو میشویم، معمولاً طیف سوم—که خواستار تغییر بدون خشونت و بدون دخالت خارجی است—به سرعت متهم به «محافظهکاری» یا «بیعملی» میشود. این واکنش بیشتر از آنکه ریشه در تحلیل داشته باشد، محصول خشم انباشته، ناامیدی و فضای دوگانهساز شبکههای اجتماعی است.
در حالی که این طیف میتواند نقش پل ارتباطی میان نیروهای اجتماعی مختلف را ایفا کند و مسیر گذار کمهزینهتری را پیشنهاد دهد.
جمعبندی
تحولات آینده ایران بدون شناخت این سهگانه قابل فهم نیست. اگر قرار است تغییری پایدار و کمهزینه شکل بگیرد، باید:
- صدای نسل جوان شنیده شود،
- خشونت کنار گذاشته شود،
- و میان نیروهای اجتماعی مختلف نوعی اجماع ملی شکل بگیرد.
طیف سوم، اگرچه کمتر دیده میشود، اما میتواند یکی از کلیدیترین بازیگران آینده ایران باشد.