به گزارش همشهری آنلاین روز گذشته ویدئویی در فضای مجازی دستبهدست شد که اجرای متفاوت و غیرمنتظره یکی از گویندگان خبر شبکه چهار درباره انتشار آلبوم جدید محسن چاوشی را نشان میداد. گوینده خبر تلاش کرده بود با لحنی غیرمتعارف و شبیه به سبک خود چاوشی، بخشی از ترانه او را اجرا کند؛ اقدامی که بهقدری عجیب و خارج از کلیشههای معمول بود که بسیاری از کاربران در نگاه اول تصور کردند این ویدئو با هوش مصنوعی تولید شده است اما مراجعه به آرشیو تلوبیون نشان میداد که ویدئو کاملاً واقعی است و گوینده خبر واقعاً روی آنتن زنده آواز خوانده است.
این ویدئوی چندثانیهای، فراتر از یک اتفاق حاشیهای، نشانهای از تلاش بخشهای خبری تلویزیون برای «متفاوتبودن» و جلب توجه مخاطب است؛ تلاشی که در شرایط افت شدید مرجعیت خبری صداوسیما و رقابت جدی با شبکههای اجتماعی، سکوهای برخط و رسانههای برونمرزی معنا پیدا میکند. تلویزیونی که سالها مهمترین منبع خبر برای بخش بزرگی از جامعه بود، امروز در جدالی نابرابر، بخش قابل توجهی از مخاطبان خود را از دست داده و حالا میکوشد با تغییراتی در فرم ارائه خبر، این فاصله را جبران کند.
با این حال، آنچه در سالهای اخیر شاهد آن هستیم، بیشتر تغییر در فرم خبررسانی است تا تحول در محتوا. چند سال پیش تصویری از گزارشگری که برای گزارش سیل وارد آب شده و شلوارش خیس شده بود، بیش از خود خبر در فضای مجازی دیده شد و بارها بازنشر شد.
تلویزیون برای بازگرداندن مخاطبان از دسترفته، بیش از هر چیز نیازمند بازنگری جدی در محتوای بخشهای خبری است. مخاطبی که به اخبار فرهنگی، هنری و جریانهای اصلی سینما، موسیقی و تئاتر علاقهمند است، عملاً نمیتواند نیاز خبری خود را از تلویزیون تأمین کند. دروازهبانان خبری صداوسیما، مانع از پخش بخش قابل توجهی از اخبار و گزارشهای فرهنگی میشوند.
تلویزیون عمدتاً به پوشش تئاترهایی میپردازد که در چارچوبهای ارزشی تعریفشده مدیران رسانه قرار میگیرند؛ در حالی که از میان صدها نمایش که هر ماه در سالنهای مختلف کشور روی صحنه میرود، تنها تعداد انگشتشماری شانس دیدهشدن در اخبار تلویزیون را پیدا میکنند. این وضعیت درباره موسیقی حتی محدودتر است. کنسرتهای خوانندگان عملاً جزو خط قرمزهای تلویزیون محسوب میشوند و اساساً خبری از پوشش اجرای زنده، گزارش پشتصحنه یا حتی معرفی رسمی آنها در بخشهای خبری نیست.
ساترا و بخش نمایش خانگی زیرمجموعه صداوسیما هستند، اما تلویزیون بهطور کلی نسبت به اخبار تولیدی و انتشار سریالها و برنامههای شبکه نمایش خانگی بیتوجه است؛ گویی این بخش گسترده و پرمخاطب اصلاً وجود خارجی ندارد. در حوزه سینما نیز تنها آثاری مجال دیدهشدن در تلویزیون را دارند که از نظر محتوایی با ذائقه و سلیقه مدیران رسانه هماهنگ باشند.
در چنین شرایطی، تقلید یا اجرای آواز محسن چاوشی روی آنتن زنده، نهتنها اقدامی خلاقانه یا جذاب به نظر نمیرسد، بلکه بیشتر شبیه تلاشی سطحی برای جلب توجه است؛ حرکتی که شاید برای چند ساعت یا چند روز در فضای مجازی دیده شود، اما نمیتواند بحران ریزش مخاطب را حل کند. مساله تلویزیون نه کمبود فرمهای عجیب و متفاوت، بلکه فقر تنوع محتوایی و نادیدهگرفتن سلیقههای واقعی مخاطبان است؛ ضعفی که با آواز خواندن یک گوینده خبر جبران نخواهد شد.












