خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان، سیدمحسن موتورچی-کارشناس حوزه اقتصاد: واکاوی نوسانات ارزی در اقتصاد ایران نشان میدهد که نرخ ارز به یکی از مؤلفههای کلیدی و اثرگذار بر ثبات اقتصاد کلان ایران تبدیل شده است. این اثرگذاری، برآیندی از تعامل پیچیده میان سه لایه متفاوت است؛ چالشهای مدیریت منابع و مصارف داخلی، مقتضیات و محدودیتهای تعاملات مالی بینالمللی و وابستگی ساختاری بخش تولید به واردات.
در لایه نخست، مسئله اصلی تراز منابع و مصارف است. هرگاه میان تقاضای رو به رشد برای ارز اعم از تجاری و غیرتجاری و منابع ارزی قابلدسترس، عدم تعادلی شکل بگیرد، فشار بر بازار افزایش مییابد. این ناترازی، گاه ناشی از عوامل بنیادی اقتصاد و گاه ناشی از انتظارات تورمی است که تقاضا را از مسیر طبیعی خود خارج میکند.
در لایه دوم، مؤلفههای فنی و خارجی نقشآفرینند. در شرایط خاص تجارت خارجی کشور که تحت تحریم شدید و ظالمانه قرار دارد، مسئله تنها میزان ارز نیست، بلکه قابلیت انتقال آن و نظام پرداخت نیز تعیینکننده است. عدم انطباق جنس ارز در دسترس با ارز مورد نیاز تجار، میتواند حتی در شرایط کفایت منابع، منجر به اصطکاک در جریان تجاری و نوسان قیمتی شود.
در نهایت، لایه سوم به چگونگی انتقال این نوسانات به بدنه اقتصاد مربوط میشود. به دلیل ساختار اقتصاد ایران، بخش قابلتوجهی از خطوط تولید به کالاهای واسطهای و سرمایهای وارداتی وابستهاند. این ویژگی باعث میشود که نوسانات ارزی به سرعت به عنوان یک شوک سمت عرضه عمل کرده و هزینههای تولید را تحتتأثیر قرار دهد. در این میان، سیاستگذار با یک دو راهی دشوار مواجه است. از یک سو باید از اتلاف منابع جلوگیری کند و از سوی دیگر، باید مراقب باشد که اصلاحات قیمتی، خود به محرکی برای تشدید انتظارات تورمی تبدیل نشود. مدیریت این فضا، نیازمند ظرافت در سیاستگذاری و ایجاد تعادل میان کارایی اقتصادی و ثبات بازار است.












