به گزارش مشرق، سعید پیردوست، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، روزگذشته پس از سالها مبارزه بابیماری از میان ما رفت. چهرهاش دیگر آن صلابت دوران جوانی را نداشت اما روح و عشقش به بازیگری همچنان زنده بود. او تا آخرین لحظات، دلش میخواست دوربینی روشن شود و نقشی را ایفا کند، حتی اگر توان جسمی گذشته را نداشت.
قرار بود روز۱۶دیماه، روز تولدش، باهمکاران ودوستان جشن کوچکی داشته باشد وشمعی فوت کنداما بامداد همان روز، دخترش با خانواده و دوستان تماس گرفت و خبر درگذشت او را اعلام کرد؛ شمع تولد او خاموش شد اما یاد و نقشهایش برای همیشه روشن خواهد ماند. پیردوست از همان روزهای نخست حضور در سینما، دلباخته بازیگری شد. حلقه اتصال ورود او به حرفه، دوران دبیرستان و همکلاسی بودن با مسعود کیمیایی بود. او هیچگاه اهمیت نقش را به اندازه زمان حضور در فیلم یا تعداد دیالوگها نمیدانست، بلکه صداقت و باورپذیری بازی برایش اهمیت داشت.

حتی نقش کوتاه یک قهوهچی در «خاک» یا کفتربازی در «گوزنها» چنان طبیعی اجرا شد که بسیاری گمان میکردند او در واقعیت نیز کفترباز است. بعدها روشن شد که او حتی برای یک لحظه هم کبوتر نداشته اما اجرای او به قدری واقعی بود که مخاطب باور نمیکرد. پس از این آثار، پیردوست به چهرهای شناختهشده در سینما تبدیل شد و طی سالها، در ۱۳ فیلم با مسعود کیمیایی همکاری کرد. آخرین همکاری او در سینما، فیلم«خائنکشی»بود اما پیردوست با چهرهای جدی و پرصلابت،چگونه واردعرصه کمدی شد؟پاسخ درنخستین تجربه او درژانرطنز،یعنی فیلم «توکیو بدون توقف»دیده میشود؛ نقشی کاملا متفاوت با آنچه پیشتر از او دیده شده بود، که نشان داد توانایی عبور از مرزهای سبک بازیگری را دارد.
سعید پیردوست بهویژه نقش استوار و مصمم سریال «کارآگاه علوی» را دوست داشت و معتقد بود این شخصیت با روحیه و تواناییهای او همخوانی دارد اما نوبت به نقش رئیس «پاورچین» رسید؛ نقشی که در ابتدا کوتاه بود اما با بازی ویژه و نگاه دقیق او، تلویزیون خواست حضور او پررنگتر شود.
این همکاری، رفاقت پیردوست با مهران مدیری را عمیقتر کرد و او به یکی از بازیگران ثابت آثار مدیری تبدیل شد. با این حال، فرصتی برای حضور در سریال «قهوه تلخ» پیش نیامد؛ نمونهای از واقعیت تلخ حرفه هنرمندان پیشکسوت که با وجود استعداد و سابقه، گاهی در آثار مهم کنار گذاشته میشوند.
پیردوست در طول سالها بارها از شرایط کمکاری و فراموشی گلایه کرده بود: «متاسفانه شرایط بهگونهای است که کمتر از گذشته به ما کار میدهند. جوانان تازهنفسی آمدهاند و طبیعی است که بیشتر کار کنند اما این توجه به گروهی خاص، پیشکسوتانی مثل ما را که اغلب فراموش میشوند، آزرده میکند.» با وجود این محدودیتها، پیردوست همیشه به آثارش افتخار میکرد. او «پاورچین» و «مرد هزارچهره» را از موفقترین کارهای خود میدانست و میگفت: «همیشه طنز را دوست داشتم. حتی در کارهایی که با مسعود کیمیایی انجام دادم، رگهای از طنز بود اما با آثار مهران مدیری یکباره به کاراکتری کاملا طنز تبدیل شدم.»
در سالهای پایانی، علاقه او به نقشهای جدی بیشتر شد: «کارهای طنز شرایط خاص خودش را دارد و آن جنبوجوش و انرژی با فیزیک و توان امروز من همخوانی ندارد.»
پیردوست حسرت همکاری با بزرگان سینما را در دل داشت. او آرزو میکرد روزی با علی حاتمی و داریوش مهرجویی کار کند و معتقد بود قصههای کلاسیک شور و حال دیگری دارند. به باوراو، آثار اصیل جای خود را به تولیدات پرهیاهوی امروزی دادهاند؛ فیلمها و سریالهایی که اغلب براساس جلوههای ویژه وهیجان ساخته میشوند، نه برای خلق شخصیت و قصههای ماندگار. بااینحال، پیردوست همیشه تأکید داشت که بازیگر باید خود را با شرایط وفق دهد و وقتی با نقشی ارتباط برقرار میکند، ناچار است با آن کاراکتر کناربیاید.این سخنان پیردوست را میتوان بهمثابه یک وصیتنامه هنری دانست: پیشکسوتان را فراموش نکنیم، به آنها نقش بدهیم و ارزش تجربه را بدانیم. او بارها گفته بود: «چرا نقش پیرمردها و پیرزنها را به جوانان میدهند و آنها را پیر میکنند، درحالیکه میشد این نقشها را به پیشکسوتان کاربلد چون من داد.»

هنرمندان درباره او چه گفتند؟
محمد شیری، بازیگر سینما و تلویزیون که با سعید پیردوست در مجموعه تلویزیونی «شبهای برره» همکاری داشت، درباره او چنین میگوید: سعید پیردوست بازیگر بیحاشیه و حرفهای بود. هیچگاه دنبال حاشیه و جنجالهای پشت صحنه نبود و تمرکز کاملش را روی نقشی که ایفا میکرد میگذاشت.
شیری ادامه میدهد که جدیت و آرامش پیردوست در کار، باعث میشد همکاران احساس امنیت و راحتی کنند: در صحنه فیلمبرداری، حضور او حس خاصی داشت. نهتنها به نقش خود وفادار بود، بلکه به همه همکاران کمک میکرد تا کار را بهتر انجام دهند. دوره طولانی بیکاری و کمکاری باعث تشدید بیماریاش شد و این برای کسی که عاشقانه بازیگری را دوست داشت، بسیار دردناک بود. شیری با حسرت به همکاریهای کوتاهش اشاره میکند و میگوید: با وجود اینکه تنها دو کار مشترک داشتیم، همواره آرزومند فرصتی بیشتر برای همکاری با او بودم. سعید شخصیتی داشت که میتوانست هر نقش کوتاه یا فرعی را به یک اثر ماندگار تبدیل کند. انسان با شرافت فرهنگی و هنریای بود و ارزش واقعی او تنها در جلوی دوربین مشخص میشد.
او در ادامه اضافه میکند که پیردوست نهفقط یک بازیگر حرفهای، بلکه یک الگوی اخلاقی و انسانی در پشت صحنه بود: وقتی با او کار میکردی، یاد میگرفتی که جدیت و صمیمیت میتوانند همزمان در یک انسان وجود داشته باشند. او هیچگاه خود را برتر از دیگران نمیدید و همیشه آماده بود به همکاران تازهکار و جوان کمک کند. هنوز هم وقتی به آن دوران نگاه میکنم، میبینم که سعید فراتر از یک بازیگر توانمند، آموزگاری اصیل در عرصه هنر بود که حضورش حکم یک کلاس درس واقعی را داشت. در پایان، شیری با صدای پر از احترام و اندوه میگوید: حسرت من همیشه این است که چرا فرصتهای بیشتری برای همکاری با او پیش نیامد. هنرمندی مانند سعید پیردوست، با پیشینهای سرشار از صلابت و متانت، بیگمان شایسته جایگاهی بسی بلندتر از موقعیت کنونیاش در سینما و تلویزیون ایران بود. رفتن او نهفقط فقدانی شخصی، که خلایی ژرف در عرصه بازیگری ایران برجای نهاد.
همکار و همراهی بیبدیل
محسن شایانفر، تهیهکننده سینما و تلویزیون که در طول سالها با سعید پیردوست همکاری داشته است، درباره او چنین میگوید: یادم میآید در فیلم «بالاتر از خطر» و سریال «خستهدلان» نقشهای متفاوتی به او سپردیم و او هربار توانست آنها را به بهترین شکل ایفا کند. سعید پیردوست، چه در نقشآفرینیهای آرام و جدی و چه در ایفای شخصیتهای پرانرژی و پویا، توانمندی بیچونوچرای خود را نمایان میکرد و هر کاراکتر را با روح و جان میآراست. شایانفر تأکید میکند: «پیردوست تنها یک بازیگر حرفهای نبود، بلکه همصحبت و همراهی واقعی برای همکارانش بهشمار میآمد.» او همچنین یادآور شد که این هنرمند همواره همدلی و همراهیاش را با دیگران سهیم میشد.همیشه برای مشورت آماده بود و حتی در پروژههای پیچیده، با آرامش و صبر خود، فضا را برای همه همکاران راحت میکرد. حضور او در صحنه اطمینان و تمرکز به همراه میآورد؛ تا جایی که هرکس با او همکاری میکرد، در کنار یک استاد راستین قرار داشت.
این تهیهکننده همچنین از آخرین دیدار خود با پیردوست یاد میکند: چند ماه پیش به دیدنش رفتیم و او بسیار خوشحال شد. حتی در آن روزهای سخت بیماری، انرژی مثبت و محبت او به دیگران هنوز دست نخورده باقی مانده بود. او هنوز علاقهمند بود با دیگران درباره کار صحبت کند و از جزئیات نقشها لذت ببرد. این نشاندهنده عشق واقعی او به بازیگری و حرفهاش بود.
شایانفر به رابطه نزدیک پیردوست با مسعود کیمیایی نیز اشاره میکند: مسعود کیمیایی تا آخرین روز با او در ارتباط بود و هر کاری میتوانست برایش انجام داد. این ارتباط نشان میدهد که پیردوست نه فقط بازیگر توانمند بلکه انسانی وفادار و با صلابت بود که دوستان و همکاران واقعی خود را همیشه کنار خود میخواست. او در پایان با حسرت میگوید: سعید پیردوست نمونهای از هنرمندانی بود که حرفه، اخلاق و انسانیت را با هم داشتند. رفتن او تنها یک فقدان برای خانواده و دوستانش نیست بلکه یک خلأ بزرگ در سینما و تلویزیون ایران است. امیدوارم نسل جوان بازیگر یاد بگیرد که حرفهای بودن یعنی ترکیب مهارت، متانت و انسانیت، همان چیزی که سعید پیردوست داشت.

امنیت در سایه متانت
سپند امیرسلیمانی، بازیگر سینما و تلویزیون که در فیلم «خائنکشی» با سعید پیردوست همکاری داشته است، درباره او میگوید: متانت و آرامش در سعید پیردوست واقعا مثالزدنی بود. وقتی با او روی صحنه بودی، حضورش به نوعی حس امنیت و تمرکز میداد. حتی نقشهای کوتاه وفرعی راهم با جدیت و دقتی ایفامیکردکه به یاد ماندنی میشدند. امیرسلیمانی ادامه میدهد که جایگاه واقعی پیردوست در سینما و تلویزیون بسیار فراتر از آنچه دیده شد، بوده است: او همیشه بازیگری کاربلد و با دانش بود. نهتنها نقشها را درست و باورپذیر اجرا میکرد بلکه با نگاهش به صحنه و واکنشهای طبیعی، به کل فضا زندگی میبخشید. واقعا جایگاه بهتری در سینما و تلویزیون داشت و انصافا در حقش اجحاف شد.
او همچنین از تجربه همکاری شخصی خود با پیردوست میگوید و حسرت خود را از کم بودن فرصتهای مشترک بیان میکند: باوجود اینکه همکاری ما در «خائنکشی» بود، هر لحظه حضور او یک درس برای من بود. حسرت میخورم چرا فرصتهای بیشتری برای همکاری با چنین هنرمندی پیش نیامد. سعید نه فقط بازیگر توانمند بلکه انسانی بود که متانت و اخلاق حرفهای را همواره در رفتار خود نشان میداد. امیرسلیمانی در ادامه با نگاهی به ویژگیهای شخصیتی پیردوست، میافزاید: درست است که او نقشی در هالیوود یا پروژههای بزرگ بینالمللی نداشت اما در دل مخاطبان و همکارانش، همیشه یک جایگاه خاص داشت و بازیگری بود که میتوانست حتی نقشهای کوتاه را تبدیل به خاطرهای ماندگار کند. این توانایی، مخصوص کسانی است که عشق واقعی به هنردارند.وی در پایان تأکیدمیکند:سعید پیردوست رفت اما حضورش، آرامش و متانتش در ذهن همکاران و مخاطبانش باقی خواهد ماند. امیدوارم کسانی که تازهوارد این حرفه میشوند، یاد بگیرند که بازیگری یعنی ترکیب مهارت، اخلاق و صبر؛ همان چیزی که سعید به بهترین شکل نشان داد.
به نقل از روابطعمومی خانه سینما، مراسم خاکسپاری زندهیاد سعید پیردوست، بازیگر سینما و تلویزیون فردا، ساعت ۱۰ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار میشود.












