به گزارش خبرنگار مهر، روز دوم سلسله نشستهای رویداد هفته زن مجاهد مسلمان با ارائه حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد تاکی، استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه، به پایان رسید.
وی به تبیین مبانی روشی و معرفتی در فقه، با تمرکز بر اصل ثبات احکام، تمایز قضایای حقیقی و خارجی، و نسبت میان تکوین و تشریع پرداخت.
وی اظهار کرد: در این جلسه، بحث «اصل ثبات احکام» و «تمایز قضایای حقیقی و خارجی» بهصورت مبنایی و مفصل مورد بررسی قرار گرفت.
به گفته وی، این بحث در واقع تبیینی نسبتاً جامع از نظریه «عنصر زمان و مکان» در اندیشه امام خمینی (ره) است؛ جایی که مسئله «تغییر موضوع و در نتیجه تغییر حکم» مطرح میشود و مصادیق آن نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
این استاد حوزه در ادامه، بهعنوان نمونه، به تحلیل مسئله زنان در نهجالبلاغه پرداخت و تصریح کرد: تمامی مواردی که در نهجالبلاغه در آنها نوعی مذمت نسبت به زنان دیده میشود، از سنخ «قضایای خارجی» هستند نه «قضایای حقیقی». به بیان دیگر، این بیانات ناظر به شرایط خاص تاریخی، اجتماعی و سیاسی از جمله فضای بسته آن دوران و حوادثی همچون جنگ جمل است و دلالتی بر نقصان ذاتی زنان ندارد.
وی افزود: شهید مطهری نیز به این نکته توجه داشتهاند، اما ایشان غالباً با صراحت و تندی سخن گفتهاند بدون آنکه مبانی نظری این دیدگاه را بهصورت تفصیلی بیان کنند. در مقابل، آیتالله جوادی آملی ضمن پذیرش این تحلیل، مبانی آن را نیز تشریح کردهاند و توضیح دادهاند که اینگونه داوریها مربوط به شرایط زمانی خاص بوده و نباید بهعنوان حکم کلی و ذاتی درباره زنان تلقی شود.
حجتالاسلام تاکی این رویکرد را یکی از مبانی مهم در تفسیر فقهی و روایی مسئله زنان دانست و تأکید کرد که اگرچه این مبنا اختصاص به مسئله زنان ندارد، اما در این حوزه تأثیر جدی و قابل توجهی دارد.
حجتالاسلام تاکی به قاعده «ابتنای تشریع بر تکوین. اشاره کرد، وی گفت: در بسیاری از مباحث فقهی، این تصور وجود دارد که شریعت امری صرفاً تعبدی است؛ حتی اگر مصالحی برای آن در نظر گرفته شود، این مصالح نیز تعبدی و تأسیسی تلقی میشوند. در حالی که برخی از فقها و متفکران اسلامی بر این باورند که شریعت، در اصل، متوقف بر تکوین است؛ به این معنا که تشریع، بر بستر واقعیتهای تکوینی و فطری انسان بنا شده است.
وی با تأکید بر این نگاه، اظهار کرد: به تعبیر دقیقتر، دین چیزی جز همان طبیعت و فطرت انسان نیست که در قالب بایدها و نبایدها صورتبندی شده است. تکوین، مسیر ذاتی خود را طی میکند و شریعت، در همان مسیر، نقش هدایتگر و جهتدهنده را ایفا میکند تا این مسیر بهدرستی پیموده شود.
این استاد حوزه در ادامه تصریح کرد: بر همین اساس، تمدن غرب، نه اوج حرکت تکوینی عالم، بلکه خروج از مسیر تکوین است؛ نکتهای که پیش از ورود به بحث تشریع، باید بهدقت مورد توجه قرار گیرد.
وی با استناد به آیه شریفه «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ»، بیان کرد: بر اساس تفسیر متفکران اسلامی، دین قیم همان فطرت الهی است؛ دینی ثابت که ریشه در ساختار تکوینی انسان دارد. از این منظر، «ابتنای شریعت تشریعی بر تکوین» بهعنوان یک پیشفرض اساسی در مباحث ما پذیرفته میشود.
حجتالاسلام تاکی در توضیح کارکرد این پیشفرض افزود: یکی از نتایج مهم این مبنا آن است که تفاوتهای تشریعی میان زن و مرد، ریشه در تفاوتهای تکوینی آنان دارد. به بیان دقیقتر، تفاوتهای تشریعی کاشف از تفاوتهای تکوینیاند، نه اموری صرفاً قراردادی.
وی در این زمینه، به نقل از شهید مطهری اشاره کرد که مسئله «حقوق طبیعی و فطری زن»، مسئلهای فلسفی و عقلی است و به حقیقت عدالت و ماهیت حقوق بازمیگردد. به گفته شهید مطهری، عدالت و حقوق، پیش از آنکه اموری قانونی باشند، واقعیتهایی تکوینیاند و با وضع قانون نمیتوان ماهیت آنها را تغییر داد. تنها مرجع صلاحیتدار برای شناسایی حقوق واقعی انسان، «کتاب آفرینش» است.
این استاد حوزه تأکید کرد: در نگاه شهید مطهری، هر استعداد طبیعی، مبنای یک حق طبیعی است و هر حق طبیعی، مبنای حق تشریعی قرار میگیرد. از این رو، حق امری واقعی است نه قراردادی؛ برخلاف نگرش غالب در تمدن غرب.
در ادامه این مباحث، حجتالاسلام تاکی به تبیین «پیشفرض الگوی سوم» پرداخت و گفت: یکی از اصول بنیادین در خلقت، اصل «زوجیت» است. آیه شریفه «وَخَلَقْنَا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ زَوْجَیْنِ» گزارشی از نظم تکوینی عالم ارائه میدهد که بر اساس آن، همه موجودات جز خداوند متعال، زوج آفریده شدهاند.
وی تأکید کرد: زوجیت بههیچوجه به معنای جنسیت یا ازدواج نیست؛ چراکه نباتات و جمادات نیز مشمول این قاعدهاند. زوجیت یک کلیدواژه محوری در این نظریه است که نشان میدهد حرکت، رشد و کمال در عالم، بدون زوجیت معنا ندارد.
این استاد حوزه افزود: زوجیت دستکم سه اصل اساسی را در دل خود دارد: نخست، وجود نقص ذاتی در هر موجود بهعنوان فرد؛ دوم، نیاز متقابل طرفین برای رسیدن به کمال؛ و سوم، تحقق حرکت و رشد از مسیر این نیاز متقابل. تنها موجودی که زوج ندارد و کامل است، خداوند متعال است و سایر موجودات، به دلیل نقص ذاتی، نیازمند مکمل هستند.
وی ادامه داد: زوجیت در مراتب مختلف عالم، تعینهای متفاوتی پیدا میکند. در عالم ماده و ناسوت، تعین زوجیت در قالب جنسیت ظهور مییابد. بنابراین، جنسیت امری تابع زوجیت است، نه بالعکس.
حجتالاسلام تاکی در سخنان خود تصریح کرد: پرسش اصلی این است که چه کمالی در زن وجود دارد که مرد فاقد آن است و چه کمالی در مرد وجود دارد که زن به آن نیازمند است. پاسخ به این پرسش، نقطه اصلی تعیین حقیقت زوجیت در زن و مرد است و بدون تبیین این امتیازها، تعین واقعی زوجیت تحقق نمییابد.
وی همچنین با اشاره به روششناسی خود در مواجهه با آرا فلسفی و فقهی، خاطرنشان کرد: در مسئله تکوین زن و مرد، هیچ اجماع قطعیای میان علما وجود ندارد و در مواردی حتی عدم تعرض به مسئله مشاهده میشود. از این رو، راه برای نظریهپردازی علمی باز است، حتی اگر برخی بزرگان، از جمله آیتالله جوادی آملی، نظریه خاصی را نپذیرفته باشند.












