به گزارش مشرق، حسن رشوند طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
دور دوم مذاکرات غیرمستقیم هستهای ایران و آمریکا دیروز سهشنبه در ژنو سوئیس برگزار شد. درآستانه این دور از مذاکرات، بار دیگر رئیسجمهور متوهّم آمریکا سه روز قبل از آغاز این دور از مذاکرات، در پایگاه « فورت براگ» ایالت کارولینای شمالی رفت و طبق همان عادت غلط همیشگی خود، زبان به تهدید ایران گشود.او بار دیگر با اعلام اعزام ناو هواپیمابر دوم به سمت ایران، یاوهگویی کرد و گفت: «مایلم ببینم آیا میتوانیم به توافق برسیم یا نه».
ترامپ اما زمانی که برای نظامیان حاضر در این پایگاه سخنرانی میکرد، ناخواسته هدف خود از تمامی این تهدیدات را لو داد و گفت که هدفش ترساندن ایران برای توافق مد نظر آمریکاست.او گفت: «توافق با آنها(ایران) دشوار است...گاهی باید ترس ایجاد کرد. این تنها چیزی است که میتواند اوضاع را تعیین تکلیف کند».البته اظهارات ترامپ درباره ایران و استفاده از ابزار فشار در آستانه مذاکرات طرفین، تازگی نداشته و این سیاست و راهبرد سوخته در همه ادوار مذاکرات از سوی رئیسجمهور آمریکا دنبال میشده است.
دیروز رهبر معظم انقلاب در جمع مردم تبریز چه زیبا پاسخ این یاوهگویی رئیسجمهور آمریکا که احساس میکند با ایجاد ترس و گسیل کردن ناوهای خود به منطقه از ایران در مذاکرات هستهای میتواند امتیاز بگیرد را دادند و فرمودند: «ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناکتر از آن، سلاحی است که میتواند ناو را به قعر دریا بفرستد. و تاکید کردند: «ارتشی که خود را قویترین ارتش جهان میداند» ممکن است آنچنان سیلی محکمی بخورد که نتواند از جایش بلند شود؛ ضمن اینکه دستگاههای مسئولِ مقابله با تهدید، آمادگی لازم را دارند و ملت باید با آرامش و اطمینان خاطر به کار و زندگی خود مشغول باشد.»
ضمن آنکه تیم مذاکراتی ما اکنون پس از چند بار بدعهدی آمریکاییها به آن پختگی لازم رسیدهاند که تحت تاثیر این تهدیدها و رجزخوانیها، از حقوق حقه ملت ایران کوتاه نیایند. اظهارات سریع وزیر محترم خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی نشان میدهد که برخلاف انتظار طرف آمریکایی، ایران به جز موضوع هستهای اجازه ورود به هیچ حوزه دیگری اعم از موشکی و منطقهای را به آنها نخواهد داد.
دیروز رهبر حکیم انقلاب یک بار دیگر حجت را درخصوص موضوعات قابل طرح در مذاکرات هستهای تمام کردند و فرمودند: «هر کشوری بدون تسلیحات بازدارنده زیر پای دشمنان له میشود اما آمریکاییها با دخالت در مسئله تسلیحات میگویند شما نباید فلان نوع یا بُرد موشک را داشته باشید. در حالی که این مسئله مربوط به ملت ایران است و به آنها ارتباطی ندارد.»
۱- قطعا اکنون بعد از چند دور مذاکرات و عهدشکنی طرف آمریکایی، تیم مذاکرهکننده ایرانی به این هشدار امیرالمؤمنین علی(ع) در مواجهه با دشمن توجه دارند که حضرت در نامه خود به مالکاشتر فرمودند: «وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ. زنهار، زنهار از دشمن خود پس از آشتی کردن، زیرا دشمن چه بسا به نزدیکی میگراید و نمایش صلح میدهد تا طرف را غافلگیر کند، پس جانب احتیاط را بگیر (دوراندیش باش) و خوشگمانی خود را درباره حیلهگریهای دشمن متهم بساز.»
پنج دور مذاکرات ایران با طرف آمریکایی در مسقط و حمله نظامی آنها به مراکز هستهای در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه نشان داد همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) ۱۴۰۰ سال پیش هشدار دادهاند، نمیتوان به چنین دشمنی در این دور از مذاکرات خوش گمان بود، چراکه یکی از اصلیترین دغدغههای ترامپ بعد از روی کار آمدنش در هر دو دوره این بوده که نه تنها در مقابل موضوع هستهای ایران بلکه عامتر از آن در مقابل «قدرت فزاینده جمهوری اسلامی ایران» چگونه باید رفتار کرد؟
۲- از همان ابتدا، دولت ترامپ معتقد بود تا یک استراتژی جامع و کلان در رابطه با ایران تدوین نشده باشد، نباید در مورد ایران تصمیم گرفت و مدعی بود دولت « اوباما» بدون اینکه یک استراتژی جامع درباره ایران تدوین کرده باشد با این کشور توافق هستهای امضاء کرده است.ترامپ معتقد است توافق هستهای به یک جنبه از تهدید ایران- بخوانید توانمندی و قدرت ایران در حوزههای فرا هستهای- پاسخ داده است و بقیه تهدیدات ایران به ویژه در مسائل منطقهای و موشکی که از نگاه او اساسیتر از هستهای هستند، نادیده گرفته شده است.
اساسا علت اینکه ترامپ پس از ۱۶ ماه حضور در کاخ سفید در دور اول رئیسجمهوری خود در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ از برجام خارج شد، خریدن زمان و فرصت برای طراحی یک راهبرد جامع و کلان برای مقابله با ایران در همه حوزهها بود.استراتژی که ترامپ برای دور اول رئیسجمهوری خود درباره ایران طراحی کرده بود با این عنوان معرفی شد «فشار کوتاهمدتِ خردکننده مادون جنگ با هدف ایجاد تهدید موجودیتی ایران». آنچه در زمینه تحریمها دولت ترامپ در دور اول انجام داد و هنوز هم امیدوار به کارآمدی این ابزار برای تسلیم شدن ایران دارد را باید در راستای همان فشار کوتاه مدت و به اصطلاح خردکننده دانست که تاکنون نتیجه نهائی را برای آنها حاصل نکرده است.
۳- بخشی از این استراتژی «مادون جنگ» بود.معنای این مؤلفه آن است که از نظر آمریکاییها گزینه نظامی نمیتواند گزینه واقعی باشد.گزینه نظامی از نگاه آنها یک گزینه محدود نظامی نظیر اقدامی که در ترور شهید سلیمانی انجام دادند و هزینه آن را در حد شلیک موشکهای ایران به یکی از پایگاههای نظامیشان در عراق را پذیرفتند و یا با حمله به سه مرکز هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه که «العدید» بزرگترین پایگاه نظامی آنها در قطر مورد اصابت موشکهای ایرانی قرار گیرد، نیست.
آمریکاییها و از جمله ترامپ معتقدند اساسا عملیات نظامی موفق در کشوری مانند ایران امکانپذیر نخواهد بود مگر آنکه یک نیروی جنگی قابل توجهی در داخل داشته باشند.آنچه در اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کشور افتاد در راستای همان مگری بود که آنها اعتقاد به آن دارند که اگر میشد با توان این نیروهای خشن و خونریزی که در اغتشاشات دی ماه فضای کشور را جنگی کرده بودند، این وضعیت از کنترل حاکمیت خارج میشد و اگر مردم به حمایت از نظام به صحنه نمیآمدند، چه بسا شاهد اقدام نظامی آمریکا هم میشدیم که این برنامه دشمن با شکست مواجه شد.
با وجود آنکه شرایط امروز با چند سال پیش که این استراتژی در مورد ایران طراحی شده بود تا حدود زیادی متفاوت است ولی هنوز آمریکا برای اقدام نظامی مستقیم علیه ایران که اقدامی فراگیر باشد نه محدود به یک یا چند نقطه، با مشکلات زیادی مواجه است که از آن جمله میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱- از کدام پایگاه و کشور همسایه به ایران میتوان حمله کرد که آن پایگاه و کشور، هدف مشروع برای اقدام مقابله ایران نباشد. این در حالی است که ایران به صراحت به کشورهای منطقه هشدار داده که از هر پایگاهی در آن کشور به ایران حمله شود، جمهوری اسلامی اقدام متقابل را برای خود فرض میداند.
۲- مشکلاتی در رابطه با تخمین نوع پاسخ ایران و اینکه اگر یک حمله نظامی علیه ایران صورت بگیرد این بار ایران تا کجا و با چه ابعادی به این حمله پاسخ خواهد داد.
۳- آمریکاییها با یک سؤال جدی به ویژه با حضور دهها میلیونی مردم در ۲۲ دی ماه در محکومیت عوامل آمریکایی- صهیونیستی اغتشاشات اخیر مواجه هستند و اینکه اعمال گزینه نظامی علیه ایران باعث اجماع در داخل ایران خواهد شد.
۴- در شرایط اقدام نظامی علیه ایران و عدم همراهی مردم، جریان غربگرای داخلی به عنوان مهمترین سرمایه آمریکاییها در معرض نابودی قرار میگیرد.
۴- مؤسسه تحقیقاتی «رند» در دولت اول ترامپ یک سندی را منتشر کرده بود که در آن سند تاکید کرده بود که آمریکا باید از کاربرد مستقیم نیروی نظامی علیه ایران، روسیه و چین پرهیز کند. آمریکاییها معتقدند اگر قرار باشد ایران از گزینه تحریم امتیاز بدهد باید احساس کند که در طرف مقابل آن نیز از جنگ نجات پیدا کرده است که امتیاز لازم را گرفته است. این همان ادبیاتی است که از گذشته تاکنون ترامپ و تیم او برای ترساندن ایران از جنگ بهکار میبرد و متاسفانه و بلکه باید گفت گستاخانه، حسن روحانی و جواد ظریف پس از خروج ترامپ از برجام با عنوان اینکه اگر برجام منافع اقتصادی نداشته لااقل سایه جنگ را از روی ایران دور کرده است، بر آن میدمیدند.
به این جمله ترامپ در صدر این مطلب در پایگاه «فورت براگ» در همین جمعهای که گذشت، توجه کنید: «توافق با آنها (ایران) دشوار است...گاهی باید ترس ایجاد کرد. این تنها چیزی است که میتواند اوضاع را تعیین تکلیف کند».این جمله نشان میدهد که ترامپ با وجود دمیدن بر شیپور جنگ، از ورود به یک جنگی که بنا به فرمایش رهبر حکیم انقلاب ممکن است به «جنگی منطقهای» کشیده شود، پرهیز دارد و با همان سیاست سوخته گذشته یعنی ابزار ترس میخواهد در میز مذاکره امتیاز بگیرد. غافل از اینکه زمان روحانی و دولت او گذشته است.
۵- اما شاید مهمترین بخش استراتژی گفته شده «مؤلفه تهدید موجودیتی ایران» باشد. برآیند دو مؤلفه یاد شده یعنی فشار کوتاه مدت با استفاده از تمام امکانات- که اکنون به دلیل قدمت چند دهه، ماهیت کوتاه مدتی خود را از دست داده است- و همچنین ابزار مادون جنگ برای دستیابی به این هدف که نظام سیاسی ایران خود را در معرض «تهدید موجودیتی» ببیند،گذشته است.
آمریکاییها در رابطه با تصمیمسازی مقام معظم رهبری در مورد منطقه، معتقدند که هیچ چیزی برای رهبری به اندازه موجودیت جمهوری اسلامی و چهارچوب سرزمینی ایران مهم نیست.آمریکاییها معتقدند، اعتقاد رهبری به مردم واقعی است و از نظر رهبری تنها تهدید موجودیتی معتبر، تهدیدی است که از جانب خود مردم ایران ایجاد شود و بقیه تهدیدها را معتبر نمیدانند.
بنابراین آمریکاییها معتقدند اگر بتوانیم مردم را علیه حاکمیت بسیج کنیم، میتوانیم از حاکمیت امتیاز بگیریم. این در حالی است که رهبر حکیم انقلاب در نقطه مقابل این خواسته و برنامه دشمن عمل میکنند و همه اتکای نظام را به مردم میدانند و با همین نگاه است که دهها میلیون نفر با فراخوان ایشان در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن برای خنثی کردن برنامه دشمن به میدان میآیند و آن حماسههای بینظیر را خلق میکنند و موجب تحسین رهبر انقلاب شوند آنچنان که در جمع مردم تبریز «راهپیماییهای عجیب ۲۲ دی و ۲۲ بهمن» را از «آیات الهی» معرفی کنند و تأکید فرمایند: «ملت عزیز که توانسته اینجور، بر بدخواهیها و توطئههای دشمن پیروز شود، باید با «آمادگی، هوشیاری و اتحاد ملی» این توفیقِ آشکار الهی را حفظ کند.»
در اعتقاد واقعی رهبر انقلاب به مردم همین بس که معظمله درباره خونهایی که بر زمین ریختهشده، میفرمایند: «عدهای که سردسته فتنه و جزو کودتاچیان بودند، به درک واصل شدند و سر و کارشان با خداوند است اما همه ۳ دسته دیگر جانباختگان را بچههای خود میدانیم و عزادار همه آنها هستیم.» ایشان در دستهبندی شهدای اغتشاشات اخیر علاوهبر شهدای «نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و مردم همراه آنان»، «جانباختگانی که رهگذران و مردم بیگناه بودند»، دسته سوم جان باختگانی که از نگاه رهبر انقلاب «فریبخوردگانی هستند که سادگی کردند و با فتنهگران همراه شدند» را هم فرزندان خود دانستند و فرمودند «ما داغدار آنها نیز هستیم و برای همه جانباختگان رحمت و مغفرت الهی مسألت میکنیم.» در کدام نظام سیاسی که مدعی آزادی و مردمسالاری است سراغ داریم که رهبران آن وقتی با چنین فتنه بزرگی مواجه میشوند و افرادی که ندانسته با فریب رسانههای خارجی به دام فتنه افتادهاند را نه تنها ببخشند، بلکه آنها را نیز در زمره فرزندان خود بدانند.












