همشهری آنلاین - گروه سیاسی: مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی مستقر در واشنگتن در گزارشی با عنوان «اگر ترامپ به ایران حمله کند: ترسیم سناریوهای اختلال در عرضه نفت»، به ارزیابی شرایط پرریسک رئیسجمهور آمریکا برای حمله نظامی احتمالی به ایران بر سر پرونده هستهای و موشکهای ایران پرداخت.

متن این گزارش را میخوانید:
قیمت نفت خام در روزهای اخیر همگام با تیترهای مربوط به احتمال حملات نظامی علیه ایران نوسان داشته است؛ این در حالی است که دور دوم گفتوگوهای غیرمستقیم میان نمایندگان آمریکا و ایران در ۱۷ فوریه بدون حل اختلافات بنیادین پایان یافت. هرچند بهای نفت برنت – شاخص بینالمللی – در ۱۷ فوریه به سمت ۶۷ دلار کاهش یافت، اما بازارها همچنان سطح ریسک بالاتری نسبت به پیشبینی متوسط ۵۸ دلاری اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) برای سال ۲۰۲۶ نشان میدهند.
دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده تلویحا تهدید کرده است که در صورت عدم پذیرش شروط واشنگتن از سوی ایران از جمله توقف کامل غنیسازی هستهای، پذیرش محدودیتهای سختگیرانه بر توان موشکی و قطع حمایت از گروههای نیابتی منطقهای گزینه حمله نظامی روی میز خواهد بود. این تحلیل، ریسک اختلال در عرضه نفت را در صورت شعلهور شدن دوباره درگیری در منطقه خلیج فارس بررسی میکند.
نفت این بار در تیررس؟
در جریان «جنگ ۱۲روزه» ژوئن گذشته میان ایران و اسرائیل که ایالات متحده نیز با عملیات «چکش نیمهشب» به آن پیوست صادرات نفت خلیج فارس دچار اختلال جدی نشد. این امر قابل پیشبینی بود، زیرا هرگونه قطع جریان صادراتی خلیج فارس، بهطور ناگزیر صادرات نفت ایران را نیز متوقف میکرد. در آن مقطع، ایران بحران را وجودی تلقی نکرد؛ صادرات نفتش بدون مانع ادامه داشت و تهران نیز تلاشی برای هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی یا کشتیرانی کشورهای عربی خلیج فارس انجام نداد.
اما اکنون شرایط متفاوت است. جمهوری اسلامی پس از ضربات اسرائیل از جمله تضعیف توان حزبالله و نیز موج بیسابقه ناآرامیهای داخلی در ۴۷ سال گذشته، در موقعیتی آسیبپذیرتر قرار دارد. همزمان، ترامپ با استقرار گسترده تجهیزات نظامی در منطقه، تشدید لفاظیهای عمومی و تهدید مستقیم آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی فشارها را افزایش داده است. بنابراین، در صورت ازسرگیری خصومتها با آمریکا یا اسرائیل، ایران ممکن است وضعیت را تهدیدی وجودی تلقی کرده و تهدید متقابل علیه عرضه نفت منطقه را فعال کند.
سناریوی اول: آمریکا یا اسرائیل صادرات نفت ایران را مختل میکند
این سناریو میتواند شامل محاصره یا توقیف جزیره خارک، مرکز اصلی بارگیری نفت ایران، و همچنین توقیف نفتکشهای حامل نفت خام ایران باشد. در این حالت، تا ۱.۶ میلیون بشکه در روز صادرات نفت ایران که عمدتا به چین میرود مختل میشود.
از آنجا که نفت کالایی جهانی و قابلجایگزینی است، هر اختلالی در هر نقطهای از جهان بر قیمتها اثر میگذارد. حذف نفت ایران از بازار، چین را به سمت تامینکنندگان جایگزین سوق میدهد و احتمالا دستکم ۱۰ تا ۱۲ دلار به قیمت جهانی هر بشکه نفت اضافه میکند. این سناریو برگشتپذیر است؛ آمریکا یا اسرائیل میتوانند هر زمان عملیات را متوقف کنند و صادرات پس از آن بازیابی شود، مشابه تجربه محدودیتهای آمریکا علیه نفت ونزوئلا. با این حال، افزایش حق بیمههای بیمهای و ریسک جنگ ممکن است قیمتها را برای مدتی بالاتر نگه دارد.
سناریوی دوم: ایران کشتیرانی نفتی کشورهای عربی خلیج فارس را مختل میکند
در این حالت، هدف، جریان صادرات نفت از طریق تنگه هرمز خواهد بود؛ جایی که عرض مسیرهای ورودی و خروجی تنها حدود دو مایل است. ایران میتواند نفتکشها را منحرف یا توقیف کند، یا با قایقهای تندرو، پهپادها، موشکهای ضدکشتی یا مینهای دریایی به آنها حمله کند. تا سقف ۱۸ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآوردههای غیرایرانی ممکن است ولو موقتا مختل شود.
چند میلیون بشکه در روز میتواند برای هفتهها از بازار خارج شود تا زمانی که نیروهای دریایی متحد تهدیدات را خنثی کنند. قیمت نفت احتمالا به سرعت جهش خواهد کرد و با افزایش کرایه حمل و بیمه و خروج برخی شرکتهای کشتیرانی از منطقه، فشار بیشتری بر صادرات وارد میشود. در صورت تداوم اختلال، قیمت نفت میتواند از ۹۰ دلار در هر بشکه عبور کند و میانگین قیمت بنزین در آمریکا را بهطور ملی به بالای ۳ دلار در هر گالن برساند. این سناریو نیز بالقوه برگشتپذیر است.
سناریوی سوم: حمله مستقیم آمریکا یا اسرائیل به تاسیسات نفتی ایران
در این سناریو، جزیره خارک، خطوط تامین آن، سکوهای فراساحلی تولید و احتمالا پالایشگاههای ایران هدف قرار میگیرند. پایانه صادراتی خارک تقریبا تمام صادرات ۱.۶ میلیون بشکهای ایران را پوشش میدهد. تخریب تجهیزات بارگیری، مخازن ذخیره یا خطوط لوله زیر دریا میتواند این پایانه را از مدار خارج کند.
در این صورت، نهتنها ۱.۶ میلیون بشکه صادرات، بلکه ۱.۵ میلیون بشکه دیگر از تولید داخلی و حتی تامین سوخت داخلی در معرض خطر قرار میگیرد. اثر قیمتی این سناریو احتمالا بیش از افزایش ۱۰ تا ۱۲ دلاری سناریوی اول خواهد بود، زیرا آسیب به زیرساختها میتواند بلندمدت باشد و همچنین خطر تشدید تنش (مثلا فعال شدن سناریوی چهارم) را افزایش دهد. قیمت نفت در این مسیر میتواند از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رود.
سناریوی چهارم: حمله مستقیم ایران به تاسیسات نفتی کشورهای عربی خلیج فارس
در این سناریو، میادین تولید، مراکز جمعآوری و فرآوری یا پایانههای صادراتی هدف قرار میگیرند. بخش قابلتوجهی از ۱۸ میلیون بشکه صادرات غیرایرانی در معرض خطر قرار خواهد گرفت. این سناریو میتواند جهشی تاریخی در قیمت نفت ایجاد کند، حتی فراتر از ۱۳۰ دلار در هر بشکه که پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تجربه شد.
زیرساختهای فراساحلی بهویژه آسیبپذیرند و تعمیر آنها زمانبر است. برای مثال، کل صادرات خلیج فارس عراق (حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز) به تاسیسات بارگیری فراساحلی نزدیک آبهای ایران وابسته است. حمله نوامبر به پایانه خط لوله کنسرسیوم خزر در دریای سیاه که ۵۰۰ هزار بشکه در روز را برای ماهها از مدار خارج کرد، نمونهای از این آسیبپذیری است.
گاز طبیعی مایع (LNG) نیز در معرض خطر
جریان گاز طبیعی مایع (LNG) از تنگه هرمز نیز ممکن است مختل شود. صادرات بیش از ۱۰ میلیارد فوت مکعب در روز قطر میتواند از طریق مینگذاری دریایی، حمله به کشتیهای گازبر یا هدف قرار دادن پایانه راسلفان کاهش یابد یا متوقف شود. این امر حتی میتواند قیمت برق را در نقاطی چون ایالات متحده افزایش دهد و تلاش سیاستگذاران برای کنترل هزینه انرژی را دشوارتر کند.
ظرفیتهای دور زدن هرمز محدود است
مسیرهای جایگزین تنگه هرمز تنها بخش محدودی از صادرات روزانه خلیج فارس را پوشش میدهند. خط لوله شرق–غرب عربستان میتواند بخشی از نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند، اما ظرفیت مازاد آن حدود ۲.۴ میلیون بشکه در روز است؛ کمتر از نیمی از صادرات معمول عربستان از پایانههای خلیج فارس.
امارات میتواند حدود نیمی از صادرات ۲ میلیون بشکهای خود را از طریق خط لوله به بندر فجیره منتقل کند، اما باقیمانده در صورت بسته شدن هرمز گرفتار خواهد شد. عراق، کویت، بحرین و قطر هیچ مسیر جایگزینی ندارند؛ همانطور که برای صادرات گاز مایع قطر نیز مسیر دیگری وجود ندارد.
مسیر تشدید تنش چگونه میتواند شکل بگیرد؟
ترامپ با معضلی راهبردی مواجه است: چگونه بدون ایجاد جهش در قیمت نفت و بنزین، با ایران مقابله کند. او پیشتر در عملیات «چکش نیمهشب» و عملیات علیه نیکلاس مادورو گزینههایی با ریسک پایین انتخاب کرد. اما سناریوهای دوم و چهارم به تهران اهرمی میدهند که میتواند واشنگتن را از اقدام گسترده بازدارد. در این میان، اسرائیل نیز متغیری غیرقابلپیشبینی باقی میماند.
اگر فشار نفتی بهعنوان ابزار اعمال فشار به کار گرفته شود، احتمالا از سناریوی اول آغاز میشود. واکنش ایران تعیینکننده خواهد بود. اگر تهران سناریوی دوم را فعال کند، آمریکا تلاش خواهد کرد توان دریایی و ضدکشتی ایران را خنثی کند و در نهایت ممکن است مسیر به سناریوهای سوم و چهارم کشیده شود؛ چرخهای که میتواند به درگیری تمامعیار و حتی تلاش برای سرنگونی کامل نظام منتهی شود. انتخاب سخت «استفاده کن یا از دست بده» ممکن است تهران را به محاسبهای پرریسک سوق دهد و حمله مستقیم به تاسیسات نفتی کشورهای عربی را بهعنوان آخرین کارت خود روی میز بگذارد.












