به گزارش همشهری آنلاین، سروش بازیکن خوشفکر و تکنیکی است؛ خوب فوتبال را میفهمد. اما او حالا در۳۵ سالگی و بعداز ۶ فصل حضور در پرسپولیس روزگارخوبی را نمیگذراند.
اولین فصل حضورش رویایی بود؛ پرسپولیس هم قهرمان لیگ شد، هم درآسیا حسابی درخشید. اما او زود از تیم جدا شد تا به قطر برود. دربازگشت کم فروغ بود و برای همین توسط کالدرون از تیم کنار گذاشته شد تا سال ۱۴۰۱ و در۳۲ سالگی برای بارسوم پرسپولیسی شود.
اینبار اما سروش دوست داشت سالهایی که از تیم جدا بوده را هم جبران کند و برای همین به زعم عدهای خیلی به تیم چسبید. در مقاطع مختلف هواداران از عملکردش ناراضی بودند؛ بحث ارتباط نزدیک او با هوادار متمول، دخالت در مباحث مالی و حتی جذب نافرجام اسکوچیچ همگی باعث شد او چندان به اندازه قبل محبوب سکوها نباشد. درنهایت هم فصلی که تیم با کارتال قهرمان نشد او یکی از چالشهای تیم محسوب میشد چون خیلیها مدعی بودند اجازه نزدیک شدن بازیکن همپُستی به ترکیب را نمیدهد. هرچند خودش میگفت ممکن نیست چند مربی همزمان با او رودربایستی داشته باشند.
نیم فصل قبل حاشیه دیگری از او رقم خورد. لبخوانی کوتاهی از توهین سروش به آدان تصورات زیادی را دربارهاش بهم ریخت. همه مسئلهشان این بود سروش چرا حتی وقتی خوب بازی نمیکند هم فیکس است. اما سوال به این صورت تغییر کرد که چرا برخلاف تصوری که از خودش ارائه میدهد چنین الفاظی را بهکار میبرد.
اخیراً هم ماجرای درگیری او با شکاری حاشیه ایجاد کرد و آخرین اتفاق هم به بازی با خیبر برمیگردد؛ جایی که ابرقویی به هافبکها بابت اینکه به بازیکن حریف اجازه شوتزنی میدهند انتقاد میکند و سروش با الفاظ تندی جوابش را میدهد.
به نظرمیرسد فرصت برای سروش کوتاه است تا با تصویری خوب از جمع سرخپوشان جدا شود. هرچند بعد از آن هم همیشه بازی کردنش معمایی بین بسیاری از هواداران باقی خواهد ماند.












