سوم اسفند؛ کودتای رضاخانی و پایان عملی مشروطه در ایران

صدا و سیما یکشنبه 03 اسفند 1404 - 09:46
سوم اسفند ۱۲۹۹ در تاریخ ایران، تنها یک جابه‌جایی قدرت نظامی نبود؛ این روز با کودتای رضاخانی، مسیر انقلاب مشروطه را از آرمان‌های قانون‌گرایی و مشارکت مردمی منحرف کرد. رخدادی که با شعار برقراری نظم آغاز شد، اما در عمل به تمرکز قدرت، تضعیف نهاد‌های مشروطه و افول تجربه نوپای مردم‌سالاری انجامید.

سوم اسفند؛ کودتای رضاخانی و پایان عملی مشروطه در ایران

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما، سوم اسفند در حافظه تاریخی ملت ایران، نقطه عطفی سرنوشت‌ساز است؛ روزی که با ورود نیرو‌های قزاق به تهران، معادلات قدرت دگرگون شد و روندی آغاز گردید که در نهایت به سقوط قاجار و برآمدن پهلوی انجامید. این رخداد در شرایطی اتفاق افتاد که کشور از بی‌ثباتی سیاسی، بحران اقتصادی، اشغال نظامی در جنگ جهانی اول و قحطی گسترده رنج می‌برد.

در بررسی زمینه‌های کودتا، نام ادموند آیرونساید برجسته است؛ ژنرال بریتانیایی و فرمانده نیرو‌های انگلستان در ایران در سال‌های ۱۹۲۰–۱۹۲۱. او مأموریت داشت ضمن کاهش حضور نظامی بریتانیا، منافع راهبردی لندن را حفظ کند. آیرونساید در خاطرات خود از نیاز ایران به یک «دیکتاتور نظامی» برای برقراری ثبات سخن می‌گوید؛ فردی که بتواند با اقتدار داخلی، هم آشوب‌ها را مهار کند و هم زمینه خروج بی‌دردسر نیرو‌های انگلیسی را فراهم سازد.

در همین چارچوب، رضاخان میرپنج مطرح شد؛ افسر قزاقی که در سال ۱۲۵۶ خورشیدی در خانواده‌ای کم‌بضاعت در آلاشت مازندران متولد شد و بدون تحصیلات رسمی، از نوجوانی وارد بریگاد قزاق گردید. او با تکیه بر انضباط نظامی و روحیه سخت‌گیرانه، به‌تدریج مراتب را طی کرد و در سال ۱۲۹۹ با حمایت آیرونساید به فرماندهی کل قزاق‌ها رسید. از نگاه حامیان خارجی، او فردی مقتدر، کم‌وابسته به اشراف سنتی و آماده اجرای تصمیمات قاطع بود.

در سطح سیاسی، ناکامی قرارداد ۱۹۱۹ ـ توافقی که عملاً امور مالی و نظامی ایران را زیر نظر مستشاران بریتانیایی قرار می‌داد ـ نشان داد که جامعه و مجلس با وابستگی رسمی کشور مخالف‌اند. همین شکست، لندن را به سمت راهکاری غیرمستقیم سوق داد. از سوی دیگر، جنبش‌های مردمی ضد استعماری همچون نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان و قیام شیخ محمد خیابانی بیانگر ظرفیت اصلاح و مقاومت درون‌زا بود؛ ظرفیتی که با منافع قدرت‌های خارجی همخوانی نداشت.

در نهایت بعد از مدت‌ها برنامه ریزی ژنرال‌های انگلیسی، بامداد سوم اسفند ۱۲۹۹، حدود ۱۵۰۰ نیروی قزاق از قزوین به سوی تهران حرکت کردند و پایتخت را تصرف نمودند. احمدشاه جوان قاجار، در برابر عمل انجام‌شده، سیدضیاءالدین طباطبایی را به نخست‌وزیری منصوب کرد و رضاخان لقب سردار سپه گرفت و وزیر جنگ شد. این آغاز تمرکز قدرت در دست نظامیان و حاشیه‌نشینی تدریجی مجلس و نیرو‌های مشروطه‌خواه بود.

پیامد‌های کودتا به سرعت آشکار شد: بازداشت گسترده رجال سیاسی، تشکیل ارتش متحدالشکل، سرکوب جنبش‌های منطقه‌ای و تقویت اقتدار دولت مرکزی. رضاخان طی چهار سال با مهندسی سیاسی و اتکا به نیروی نظامی، سلطنت قاجار را کنار زد و در سال ۱۳۰۴ سلسله پهلوی را تأسیس کرد.

در تحلیل تاریخی، سوم اسفند نماد تلاقی ضعف ساختار داخلی و مداخله خارجی است؛ لحظه‌ای که بی‌ثباتی و اختلافات سیاسی، راه را برای ظهور اقتداری نظامی هموار کرد. هرچند این اقتدار با شعار نظم و نوسازی همراه بود، اما در عمل به تمرکز قدرت و تضعیف نهاد‌های برآمده از انقلاب مشروطه انجامید.

سوم اسفند یادآور درسی مهم در تاریخ ایران است: اگر مشارکت مردمی و کارآمدی نهاد‌های قانونی حفظ نشود، خلأ قدرت می‌تواند با نسخه‌ای اقتدارگرا پر شود؛ نسخه‌ای که شاید امنیت ظاهری بیاورد، اما بهای آن، عقب‌نشینی از آرمان‌های مردم‌سالارانه خواهد بود

پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی

منبع خبر "صدا و سیما" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.