به گزارش تابناک به نقل از جماران؛ یک کارشناس مسائل سیاسی – فرهنگی با تأکید بر اینکه طی چند دهه اخیر از برکات «آزادی بیان» برای جوانان غفلت کردهایم، گفت: زمانی که امام در نجف بودند احمد آقا در ایران مشغول تحصیل بودند. خانواده بین عراق و ایران رفت و آمد داشتند. یک بار داماد حضرت امام میخواستند به نجف بروند، احمد آقا از ایشان میخواهند که وقتی خدمت امام رسیدند پس از احوال پرسی و ارائه سلام ایشان به پدر بزرگوارشان، از ایشان یک ذکر برای معرفت و... بخواهند که امام میفرمایند به احمد بگویید جوانیاش را بکند! ولی در این سالها جلوی جوانی کردن بسیاری از جوانها را با «فقر تحمیلی» گرفتیم.
مشروح گفتوگوی با مهدی کلهر را در ادامه میخوانید:
به نظر شما ماهیت پیام امام خمینی (س) برای عموم مردم زمان خود، و آموزه ایشان برای نسل معترض امروز چیست؟
در خصوص امام خمینی (س)، از جهاتی میتوان گفت که ایشان در میان بزرگان و فقهای شیعه یک استثناء هستند و شاید این استثناء بودن در نگاه اول مورد توجه قرار نگیرد. من به خاطر دارم که چند سال پیش مصاحبهای با نشریه «حریم امام» راجع به ۱۵ خرداد و مرحوم «شیخ فضلالله نوری» داشتم که سال بعد هم باز در سالگرد ۱۵ خرداد تجدید چاپ شد. در آنجا نکاتی را عرض کردم.
شما میدانید که حضرت امام ارادت بسیاری به مرحوم شیخ فضلالله نوری داشتند؛ گفته شده، زمانی که حاج آقا روح الله خمینی در قم بودند، تقریباً یکشب در هفته را با دوستان و همفکرانشان در مقبره مرحوم شیخ فضلالله جلسه داشتند و در پایان هم روضهای داشتند که مرحوم کوثری آن روضه را میخواندند.
مرحوم شیخ فضلالله نوری نظراتی راجع به «اسلام سیاسی و عدالت که اساس وظیفه انبیای الهی است» دارد که قطعاً اینها الگوهای مهمی برای حضرت امام بوده است، اما اختلافات مهمی هم میان آنها وجود دارد که من در آن مصاحبه ذکر کردم. در جایی در «نشریه لوایح» تحصن شیخ فضلالله نوری هست که مردم را «عوام کل الانعام» ذکر میکنند! این درست نقطه مقابل نظر حضرت امام، راجع به «ناس» یا «عامه مردم» است که مردم را اساس حکومت میدانند. دو نکته در آنجا بود که به نظرم میآید ما باید به آن توجه داشته باشیم. در آنجا بحث تفاوت میان مرحوم شیخ فضلالله و حضرت امام مطرح شد.
پدر بزرگ من که خود به اتفاق شش تن دیگر از علمای پایتخت در زمان استبداد صغیر تحصنی پس از تحصن شیخ فضل الله دارند و درخواستشان از هردو طرف یعنی سیدین سندین، آیت الله طباطبایی و آیتالله بهبهانی و از طرف دیگر شیخ فضل الله این است که بیایند و مشروطه را که زحمات زیادی برایش کشیده شده است مفت و مجانی بهدست روس و انگلیس ندهند. هفت نفر از این جمع هشت نفره که بزرگترین آنها شهید میرزا مصطفی آشتیانی، فرزند آشتیانی بزرگ مسأله تنباکو بود، در استبداد صغیر در تحصن دوم حرم حضرت عبدالعظیم (ع) در یکشب بهدست عمال محمدعلی شاه قاجار شهید شدند.
این علمای آگاه به زمان معتقد بودند شیخ نظرات درستی دارد، ولی نباید با قهر کردن میدان را به دشمنان اسلام و ایران (روس و انگلیس) واگذار کند. امام هم معتقد بودند که نظریات شیخ فضلالله قطعاً نظریات درستی است؛ ولی مردم و بهخصوص کودکان و جوانان مهمترین هستند؛ درست عکس دیدگاه فرهنگ سنتی در گذشته که سن جوانی را قسمت معیوب عمر بهحساب میآورد.
شما این نگاه ویژه به جوانان را در تمام عمر پربرکت ایشان مشاهده میکنید. حتی در وصیتنامه ایشان با لحن پدرانه و دلسوزانهای این توجه را میبینید، ولی متأسفانه چنانچه باید از این زاویه به نظرات و رهنمودهای امام خمینی (س) توجه نکردیم. حضرت امام تاریخ را همانند مرحوم سید حسن مدرس، استاد سیاسی خودشان بسیار مهم میدانستند. تاریخ باستان، تاریخ اسلام و تاریخ مبارزات جریان استکبار و جریان استضعاف و.. موتور متحرک تاریخ را جوانان میدانستند.
امام خمینی (س) پادشاهان را ننگ تاریخ و پهلوی را ننگ شاهان میدانست. ایشان به خوبی و بهعمق این موضوع را درک کرده بودند. حضرت امام زنان را مظلوم مظاعف تاریخ میدانستند و معتقد بودند که اگر نوجوانان و زنان عدالتخواه در سال ۵۷ نبودند، قیام سال ۵۷ هم مثل قیامهای مردانه و جوانگریزانه سابق بهجایی نمیرسید.
بنده پیش از انقلاب، ایران بودم واقعا سپاه پویای فرهنگی سیاسی و رسانهای و... امام خمینی را دختران و پسران ۹ ساله تا ۱۸ ساله در سال ۱۳۵۷ در کل کشور تشکیل میدادند. دشمن فهمید، و خیلی زود این گروه کمنظیر بدون جیره و مواجب را با کم توجهی انقلابیون ما که سرگرم کارهای اجرایی شده بودند از دست انقلاب ربودند و آنها جذب گروهکهای چپ و گروهک مناففین، شدند. باز هم خود حضرت امام خمینی بود که با تشکیل بسیج مستضعفین و بعد جهاد و... از دستبرد بیشتر دشمنان به بزرگترین گنجینه انقلاب، یعنی نوجوانان و جوانان، چه پسر و چه دختر، جلوگیری نمود.
امروز ما، وارثان انقلاب اسلامی ایران در آستانه تمدن نوین اسلامی، پیرو رهبری و جانشین بهجا و بهحق حضرت، اما هستیم که پس از همه خرابیها و خسارات توسط دشمن و تروریستهای پستتر و بدتر از مغولها در اغتشاشات اخیر، اما در مورد جوانان فریب خورده میفرمایند: «این جوانان فرزندان ما هستند». حتی برای جانباختگانشان جایگاه شهدا را تعیین و جوانان فریب خورده و خطا کار را از مفسدان فی الارض جدا میکنند! جریان مقاومت در برابر امپریالیسم و صهیونیسم جهانی با داشتن چنین رهبر حکیم و عارف به زمانهای ان شاءالله پیروز میدان مبارزه برهه مهم تاریخی خواهد شد.
بیش از ۷۰ درصد از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ را جوانان تشکیل میدادند. به نظر شما چطور میتوانیم این نسل را بیش از پیش با آرمانهای امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی آشنا کنیم؟
عرض کردم امام خمینی (س) در میان فقهای صاحب نام تاریخ تشیع از این جهت نمونه است که با معرفت و شناخت جریانشناسی تاریخ جدال عدالت با ظلم و مقابله با باطل، و باز با باریکبینی جزییاتی که از دید بسیاری حتی علما و فقها کمتر مورد توجه قرار گرفته، به اسلام ناب دسترسی پیدا کرده است؛ نه اسلام سنتی، حتی نه اسلام حوزوی، نه اسلام آمریکایی، نه اسلام حکومتی، اسلام ناب محمدی (ص).
امام خمینی (س) با دقت تمام محسنات فقهای گذشته را شناخته و نگاهبانی کرده است. از نقاط ضعف و کوتاهیهای آنان دوری کردهاند، بههمین جهت ایشان نمیگفتند انقلاب اسلامی میفرمودند نهضت ما، چون انقلاب فقط زیر و روی کردن است. سرنوشت همه انقلابهای جهان با «چه باید ساخت؟» و «چه باید کرد؟» شروع میشود. اما نهضت اسلامی ایران حداقل ۶۰ سال پشتوانه تحقیق و تفحص پشت سرش را داشت، مقایسه همه محاسن و همچنین معایب حکومتهای جمهوری که در مجموع برحکومتهای شاهنشاهی ارجحیت داشنتد، چون در جمهوریها استعدادها کاملا خفه نمیشوند، اما در حکومتهای حتی عادلانه سلطنتی پس از مدتی رقابتها به رفاقتها و رشد افکار به تصلّب افکار تبدیل میشوند و انوشیروان ظالم عادل معرفی میشود.
اما، جنبه اتحاد و قدرت ناشی از دریای بیکران مردم و... را از حکومتهای با صلابت و شجاعت مسلط دریافت کردند. حکومت ولایت فقیه جمع همه محاسن حکومتهای جهانی در همه ادوار تاریخ است. درباره حقوق میفرماید؛ «حق گرفتنی است» نباید منتظر ماند که حکومت حتی اسلامی بیاید هر وقت دلش خواست حقت را بدهد، اول حقوقت را بشناس و بعد بگیر.
طی چند دهه اخیر از برکات «آزادی بیان» برای جوانان غفلت کردهایم؛ کرسیهای آزاد اندیشی و آزادیهای مشروع و کوچک که جوانههای رشد و تعالی علم و هنر، سیاست اقتصاد و.. نوآوریها هستند. در زمینههایی همچون صنعت و کشاورزی و... خوب بودیم، اما نقاطی که سهوا یا عمدا فراموش کردیم، ضربه خوردیم.
یک خاطره از مرحوم دکتر بروجردی داماد مرحوم امام دارم که میگفت: زمانی که امام در نجف بودند احمد آقا در ایران مشغول تحصیل بودند. خانواده بین عراق و ایران رفت و آمد داشتند. یک بار داماد حضرت امام میخواستند به نجف بروند، احمد آقا از ایشان میخواهند که وقتی خدمت امام رسیدند پس از احوال پرسی و ارائه سلام ایشان به پدر بزرگوارشان، از ایشان یک ذکر برای معرفت و... بخواهند که امام میفرمایند به احمد بگویید جوانیاش را بکند! ولی در این سالها جلوی جوانی کردن بسیاری از جوانها را با «فقر تحمیلی» گرفتیم.
پژوهش، پویش، جوشش، زایش، کوشش و نهراسیدن و بارها از نو تجربه آموختن از ویژگیهای جوانی است. هر تمدنی که این صفات جوانی، شجاعت، قناعت، بخشندگی را که در تضاد با بخل و حرص است در جامعه رواج دهد و تشویق کند، آن تمدن به بالندگی و پویایی و تناوری میرسد.
ما امروز درون پیچ تاریخی هستیم، که از ۱۵ سال پیش تذکرها داده شده بود. ان شاءالله با پیروزی بر نفاق و شرک جهانی از این گردنه عبور میکنیم، اما هرچه بیشتر باید از هزینهها کم کنیم و به دستاوردها بیافزاییم. دو گروه کمر پیامبر اعظم را شکستند؛ «عالمان متهتک» و «جاهلان متنسک». این دو گروه همیشه تاریخ از معضلات و مشکلات دشوار بعثت انبیا و اولیا بودهاند؛ امروز و هر روز نیز چنین خواهد بود. این ما هستیم که باید مإمنین و متعهدین واقعی را بازشناسی و به عامه مردم معرفی کنیم. وظیفه همه ما شناساندن ابوموسی اشعریها از مالک اشترها است.
پرچم پیروزی ما برای ورود به تمدن نوین اسلامی تفکیک اسلام ناب محمدی از اسلام رفاه زده، اسلام مرفهین بیدرد، اسلام تجملگرا، اسلام سعودی، اسلام آمریکایی، اسلام انجمن حجتیه، اسلام نهضت آزادی، اسلام متحجر است. ما اکثرا در خواب و منتظریم تا این اسلام نماها بشکفند و شاید بیدار شویم. البته تبلیغ اسلام ناب محمدی با توپ و تشر و با تندی و خصومتسازی نیست. مجادله احسن باشد؛ شیوه موثر «گفتم، گفت» بهترین و جذابترین روش تعلیم و تربیت و ارتقاء سطح تفاهم و تبادل افکار بوده است. بدترین جواب درآوردن لباس روحانیت از تن آقامیری است. تعلیم یکسویه و فقط گوش کن، بیشتر از آنکه عالم پروری باشد، ساکتپروری و صامتپروری است.
قطعا همه و بهخصوص بزرگان کوتاهیها کردهایم؛ بدون تعارف و بدون تقیه، حتی بسیاری از پیروان راه امام خمینی (س) فقط در حد یک شعار این راهبرد بسیار گرانقدر را ارزیابی کرده بودند! اسلام ناب محمدی (ص) یکشعار نبود؛ یک راهبرد لازم و قطعی بوده و هست. اگر معنای عمیق و وسیع اسلام ناب محمدی (ص) را میفهمیدیم که البته سختیها و دشواریهایی هم داشته و دارد امروز چهره درخشان اسلام ناب عدالتخواه محمدی (ص) جهانی را روشن کرده بود.
بههرحال «تمدن نوین اسلامی» فقط یک رؤیای دل انگیز، شعر دلنشین، رمان زیبا یا یک تابلوی قشنگ نیست. تمدن نوین اسلامی بر اساس اسلام ناب محمدی عدالتخواه بنا میشود با مظلومان و مستضعفین دوست و با استکبار مخالف است.
متاسفانه در این سالها موریانههای خطرناکی حتی وارد اعتقادات ریشهای ما شد. «انسان جایز الخطا است»، به «انسان ممکن الخطا است»، تقلیل داده شده است. طبق آیات صریح و روایات محکم انسان بدین سبب اشرف مخلوقات است که مخیر آفریده شده؛ بههمین جهت بهلحاظ میدان عمل و قدرت انتخاب از هر مخلوقی در این دنیا حتی از فرشتهها و جنییان بالاتر است. چون از پروردگار مجوز دارد و اجازه گرفته که میتواند از اعلی علیین تا اسفل سافلین بالا و پایین برود.