محسن پاکآیین؛ دیپلمات پیشین ایران: مواضع اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «اگر توافقی حاصل نشود، روز بسیار بدی برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش خواهد بود»، بار دیگر نشان داد برخلاف فضاسازیهای تبلیغاتی و رسانهای، محور تلآویو – واشنگتن اساسا میان «مردم» و «جمهوریاسلامی» تمایزی قائل نیست؛ اعتراف تازهای که تا پیش از این هم شاهد نمونههایی از آن بودهایم. دراین میان طرح چند نکته حائز اهمیت است:
- تصور غلط ترامپ از مردم ایران و ادامه تهدیدها: نخست باید به این نکته اشاره کرد که انتظار میرفت ترامپ پیش از مذاکرات پنجشنبه در ژنو، رویه تهدیدآمیز خود را تشدید کند. او و اکثر مقامهای آمریکایی همچنان تصور میکنند تهدید و افزایش فشار، مردم ایران را مرعوب و به تسلیم وادار میکند و همزمان از مسئولان ایرانی امتیاز میگیرد. تجربه تاریخی اما خلاف این را نشان میدهد؛ از دوره اول ترامپ تا امروز، آمریکا همیشه گزینه «جنگ» را روی میز گذاشته و تهدید کردهاست و اکنون اما واقعیت پنهان پشت تهدیدها عیانتر جلوهگر شده است، اما این خطای محاسباتی مداوم است.
- تغییر ادبیات ترامپ و عدم تمایز میان مردم و نظام: در ادبیات گفتاری اخیر ترامپ، مردم ایران و جمهوریاسلامی یکی دانسته شدهاند. پیش از این، رسانههای غربی و فارسیزبان تلاش میکردند تفاوتی میان «مردم» و «نظام» قائل شوند و ادعا کنند آمریکا و اسرائیل فقط با مسئولان مشکل دارند، اما مواضع جدید ترامپ این ادعا را کنار گذاشته و مستقیماً مردم را تهدید کرده است. این تغییر، نکتهای جدید و معنادار است. ترامپ و تیمش پس از مشاهده راهپیماییهای باشکوه ۲۲ دی و ۲۲ بهمن، دریافتند مردم ایران جدا از دولت و مسئولان نیستند، به کشور خود عشق میورزند، متحدند و خواستههای آمریکا را نمیپذیرند. لذا نوک پیکان حمله را از مسئولان به سمت مردم تغییر دادند.
- ناامیدی از اغتشاشات و انتقام مستقیم از مردم: آمریکا و غرب پس از حمایت همهجانبه از اغتشاشات دیماه و شکست فاحش آن و نیز پس از مشاهده حمایت قاطع مردم از نظام، آنهم با وجود برخی مشکلات معیشتی، ناامید شدند. تلاش برای استفاده از مردم بهعنوان اهرم فشار علیه مسئولان بینتیجه ماند. تحریمها همیشه مردم را هدف قرار میدادند، اما پیشتر سعی میکردند بگویند «تحریمها علیه دولت است». امروز اما صراحتاً اعلام میکنند قصد ضربه زدن به مردم را دارند. صف معترضان معیشتی کاملاً از آشوبگران وابسته به آمریکا و رژیمصهیونیستی جدا شدهاست. آمریکاییها اکنون وزن قدرتمند مردم ایران را در مخالفت با سیاستهای خود حس کردهاند و به همین دلیل تمایز میان مردم و دولت را کنار گذاشتهاند.

- شکست پروپاگاندای «تمایز» : سالها رسانههای غربی و فارسیزبان بر این مانور تبلیغاتی تأکید داشتند که «آمریکا و اسرائیل بین مردم ایران و جمهوری اسلامی تفاوت قائلند» و از مردم حمایت میکنند. این ادعا برای فریب افکارعمومی و ایجاد شکاف داخلی بود، اما پاسخ مردم ایران مثبت نبود. حتی با سرمایهگذاری سنگین روی فردی که او را «پادشاه» مینامیدند، هیچ حمایتی دریافت نکردند. ناامیدی کامل از مسیر اغتشاشات، آنها را به این نتیجه رساند که مردم ایران با وجود کاستیها، همچنان از نظام حمایت میکنند. بنابراین پروپاگاندای «تمایز» را رها کرده و مستقیماً مردم را تهدید میکنند. این تغییر، اعتراف ضمنی به شکست استراتژی قدیمی است.
- مشکلات داخلی آمریکا و انحراف توجه به ایران: نکتهای که نباید از نظر دور داشت، این است که آمریکا و رژیمصهیونیستی امروز در شرایط سختی قرار دارند. ترامپ با مشکلات جدی داخلی، شکافهای اجتماعی، مخالفت گسترده مکزیکیتبارها، سیاهپوستان و رنگینپوستان با ساختار دوحزبی و همچنین رسوایی بزرگ «اپستین» مواجه است. این وضعیت آنها را وادار کرده تا تلاش کنند توجه جهانی را به سوی «مسئله ایران» منحرف کنند. بنابراین با «تهدید مستقیم مردم ایران»، سعی دارند فشارهای ناشی از اشتباهات پیدرپی خود را کاهش دهند.












