خبرگزاری مهر، گروه استان ها - محمد عسکر پور: شهر، صرفاً مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و جمعیتی در حال رفتوآمد نیست؛ شهر، برآیند انباشته تصمیمهایی است که بعضی از آنها به چشم میآیند و بسیاری شان هرگز دیده نمیشوند، اما اثرشان سالها و گاه دههها باقی میماند.
آنچه امروز به عنوان کیفیت زندگی شهری تجربه میکنیم از ترافیک و آلودگی هوا گرفته تا فضاهای عمومی، خدمات شهری و حتی حس تعلق یا بیتفاوتی نسبت به محله، نتیجهی همین تصمیمها است.
در این میان، «شورای اسلامی شهر» یکی از مهمترین گرهگاههای تصمیمسازی است؛ نهادی که اغلب دست کم گرفته میشود، اما نقش آن در شکلدادن به سرنوشت شهر، تعیینکننده است.
انتخاب اعضای شورا، برخلاف تصور رایج، یک انتخاب حاشیهای یا تشریفاتی نیست؛ شورا جایی است که بودجه شهرداری تصویب میشود، اولویتهای عمرانی و خدماتی شکل میگیرد، سیاستهای کلان شهری جهت مییابد و مسیر توسعه یا در مواردی، مسیر عقبماندگی شهر ترسیم میشود.
از این منظر، رأی دادن در انتخابات شورا، نه صرفاً یک کنش سیاسی، بلکه یک تصمیم مستقیم درباره زیست روزمره شهروندان است.
ما با رأی خود، حتی اگر آگاهانه به آن نیندیشیم، به شهر میگوییم چه میخواهیم و چه نمیخواهیم.
اما درست در همین نقطه، یک خطر جدی پنهان است: انتخاب بدون شناخت.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بخش قابل توجهی از آرای انتخابات شورا، نه بر پایهی تحلیل و شناخت، بلکه بر اساس شهرت، شعارهای کلی، روابط شخصی یا هیجانات مقطعی شکل میگیرد.
اینجاست که «انتخاب» به تدریج معنای واقعی خود را از دست میدهد و به «ریسک» تبدیل میشود؛ ریسکی که هزینه آن را نه یک فرد یا یک جریان خاص، بلکه کل شهر میپردازد.
شورای شهر، یک نهاد فرد محور نیست؛ نهادِ ترکیبهاست. قدرت واقعی شورا نه در چهرههای پررنگ، بلکه در آرایش کلی اعضا، نسبت نیروها، هم سویی یا تعارض دیدگاهها و میزان استقلال آنها از بیرون شورا شکل میگیرد.
رأی دهندهای که فقط «افراد» را میبیند و نه «ترکیب» را، تصویری ناقص از آینده شورا در ذهن دارد و شناخت این واقعیت، نقطهی آغاز یک تصمیم آگاهانه است.
مسئلهی مهم دیگر، درک درست از حدود و وظایف شورا است. شورا قرار نیست مجری پروژهها باشد، وارد جزئیات اجرایی شود و یا نقش شهرداری را بر عهده بگیرد.
هر جا که شورا از جایگاه سیاستگذار و ناظر خود خارج شده، نتیجه یا اختلال در مدیریت شهری بوده یا بستر شکلگیری تعارض منافع و رانت؛ به همان اندازه که باید بدانیم شورا چه کارهایی میتواند انجام دهد، باید بدانیم چه کارهایی نباید بکند.
این شناخت، معیاری کلیدی برای سنجش وعدهها و شعارهای انتخاباتی است؛ چرا که وعدهی خارج از اختیار، از همان ابتدا نشانه یک انتخاب پرریسک است.
در انتخاب نمایندگان شورا، یک پرسش محوری باید همواره در ذهن رأیدهنده زنده باشد: آیا این فرد توان ایستادن در برابر فشارها را دارد؟
شورا، محل تلاقی منافع متنوع از مطالبات بهحق شهروندان گرفته تا فشار گروههای ذی نفوذ، سرمایه گذاران و جریانهای سیاسی است.
نمایندهای که فاقد استقلال رأی، شجاعت حرفهای و فهم حقوقی باشد، خیلی زود از جایگاه نمایندگی مردم فاصله میگیرد و به بخشی از مسئله تبدیل میشود.
استقلال شورا، محصول استقلال تکتک اعضای آن است؛ و این استقلال، نه با شعار و نه با نیت خیرِ صرف، بلکه با سابقه، شناخت و پایبندی عملی به منافع عمومی بهدست میآید.
از سوی دیگر، شورا نباید به میدان تسویه حسابهای جناحی یا سکوی پرتاب سیاسی تبدیل شود. هر زمان که شورا از «نهاد خدمت» به «نهاد سهمخواهی» تغییر ماهیت داده، اعتماد عمومی آسیب دیده و شهر هزینه پرداخته است.
شورا در ذات خود، امانتدار «حقالناس شهری» است؛ حقی که منابع مالی، فضاهای عمومی، محیط زیست و آیندهی شهر را دربرمیگیرد.
نماینده شورا، وکیل یک محله، یک گروه یا یک جریان خاص نیست؛ او وکیل منافع عمومی شهر است.
در نهایت، باید پذیرفت که رأی دادن، پایان مسئولیت شهروندی نیست؛ آغاز آن است.
انتخاب آگاهانه یعنی انتخابی که بتوان از آن دفاع کرد، دربارهاش پرسش پرسید و در برابر پیامدهایش مطالبهگر بود.
اگر ندانیم چرا رأی دادهایم، چهار سال بعد هم نخواهیم دانست از چه کسی و بابت چه چیزی باید پاسخ بخواهیم.
این گفتار، تلاشی است برای تغییر زاویه نگاه به انتخابات شورا؛ از یک رویداد زود گذر انتخاباتی، به یک تصمیم آگاهانه شهری.
تصمیمی که اگر با شناخت، دقت و مسئولیتپذیری همراه شود، میتواند مسیر شهر را اصلاح کند؛ و اگر نه، فقط نامش «انتخاب» است، اما در واقع، ریسکی است که هزینهاش را همه میپردازند.
*دانشجوی دکترای بهینه سازی سیستم ها












