به گزارش ایرنا، سفرهای استانی مدیران ارشد، اگر تنها در قالب خبرهای رسمی، افتتاحیهها و دیدارهای اداری روایت شوند، معمولاً در حافظه عمومی ماندگار نمیشوند؛ اما زمانی که یک مسئول پس از بازگشت از میدان، مشاهدات خود را در قالب یادداشت شخصی و تحلیلی بنویسد، آن سفر از سطح یک برنامه سازمانی فراتر میرود و به روایتی از واقعیتهای اجتماعی، ظرفیتهای محلی و چالشهای پیشروی مردم تبدیل میشود.
یادداشت سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، پس از سفر چهارشنبه هفته گذشته به استان کرمان، از همین جنس است؛ روایتی که هم نشانههای یک سفر کاری را دارد و هم تلاش میکند تصویری نزدیکتر از زیست اجتماعی، ظرفیتهای خیرخواهانه، توان صنعتی و مسائل آیندهنگرانه این استان ارائه دهد.
اهمیت چنین یادداشتهایی در این است که میان «تصمیمگیری اداری» و «مشاهده میدانی» پیوند برقرار میکنند.
وقتی رئیس یک سازمان ملی، پس از حضور در مراکز توانبخشی، مؤسسات خیریه، نشستهای تخصصی و دیدار با فعالان اجتماعی، برداشتهای خود را مینویسد، مخاطب فقط با فهرستی از برنامهها روبهرو نیست؛ بلکه با زاویه دید مدیری مواجه میشود که میخواهد از دل یک سفر، مسالههای کلانتری مانند توانمندسازی پایدار، مسئولیت اجتماعی صنایع، سالمندی، اقتصاد نقرهای، گردشگری دسترسپذیر و زندگی مستقل افراد دارای معلولیت را برجسته کند. از این منظر، یادداشت حسینی درباره کرمان را میتوان تلاشی برای تبدیل یک سفر استانی به یک متن مسالهمحور دانست.
کرمان در این روایت، فقط یک مقصد جغرافیایی نیست؛ استانی است که در آن چند لایه مهم توسعه اجتماعی کنار هم دیده میشود: از شبکه گسترده خیرین و مؤسسات نیکوکاری تا ظرفیتهای عظیم صنعتی و معدنی، از تجربههای توانمندسازی فرزندان تحت حمایت تا پژوهشهای نوآورانه درباره نابینایان، و از دغدغه سالمندی تا بازسازی مراکز نگهداری و توانبخشی، همین همنشینی ظرفیتها و مسالهها، یادداشت رئیس سازمان بهزیستی را از یک گزارش معمولی جدا میکند و به آن وجه تحلیلی میدهد؛ زیرا در متن، کرمان همزمان بهعنوان سرزمین ایثار، میدان مشارکت اجتماعی و آزمایشگاهی برای سیاستهای نوین رفاه اجتماعی تصویر میشود.
گزارش پیشرو، بر پایه همین یادداشت نوشته شده است؛
در ادامه، متن یادداشت سیدجواد حسینی بدون تغییر در جایگاه روایی خود میآید؛ یعنی از جایی که او با ضمیر اولشخص از سفر، مشاهدات، دیدارها و برداشتهایش سخن میگوید، راوی، خود رئیس سازمان بهزیستی کشور است و گزارش تحلیلی حاضر تنها کوشیده است زمینه، اهمیت و لایههای قابل تأمل این روایت را برای مخاطب روشنتر کند.
کرمان؛ از ایثار تا افقهای تازه
رییس بهزیستی کشور در این یادداشت میگوید: پس از چند روز پرمشغله در تهران، بامداد چهارشنبه سیزدهم خرداد، راهی کرمان شدم؛ شهری که نامش با کرامت، ایثار و مقاومت درآمیخته است.
کرمان را "دیار کریمان" نامیدهاند؛ سرزمینی که تاریخ معاصر ایران آن را با نامهای بزرگی چون آیتالله هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر و سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به یاد میآورد.
حضور فرزند برومند این سرزمین، حاج قاسم سلیمانی، چنان با هویت امروز کرمان گره خورده که این شهر را در جهان معاصر به نمادی از ایستادگی و مقاومت تبدیل کرده است.
حسینی میافزاید: به رسم وفاداری و احترام، نخستین گام سفر با حضور در گلزار شهدای بینالمللی کرمان برداشته شد. همراه با معاون سیاسی-امنیتی استاندار، جمعی از مسئولان استان، مدیرکل و معاونان بهزیستی در کنار مزار «او» و دیگر شهدای آرمیده در این خاک مقدس ایستادم؛ شهدایی از سالهای دفاع مقدس تا شهدای جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان. در فضای آکنده از سکوت و احترام، بار دیگر با آرمانهای بلند آنان تجدید میثاق کردیم؛ آرمانهایی که هنوز چراغ راه این سرزمیناند.
شبکه عظیم خیرین؛ ستون فقرات اجتماع
وی ادامه داد: کرمان در همان نگاه نخست، چهرهای از انسجام اجتماعی را پیش چشم میگذارد. آنچه بیش از هر چیز در این استان جلب توجه میکند، شبکه گسترده و مثالزدنی خیرین است؛ شبکهای پویا از مؤسسات نیکوکاری که سالهاست در کنار بهزیستی، باری از دوش جامعه هدف برمیدارند و زمینه کارهای بزرگ و ماندگار را فراهم میکنند.
رییس بهزیستی کشور بیان کرد: در میان این مجموعهها، نامهایی چون مؤسسه خیریه عظیم مولی الموحدین، مجموعه خیریه یاس فاطمه النبی (س)، مؤسسه خیریه سپهر، مؤسسه خیریه مشیز و دهها بنیاد و نهاد نیکوکاری دیگر به چشم میخورد. هر یک از این مؤسسات، بهعنوان یاوران بهزیستی در حوزه رفاه و سلامت اجتماعی منشأ خدمات ارزشمندی در سطح استان و حتی نقاط مختلف کشور بودهاند.
مسئولیت اجتماعی صنایع؛ انتظاری فراتر از تولید
وی ادامه داد: در کنار این سرمایه اجتماعی، کرمان از ظرفیتی کمنظیر در حوزه صنعت و معدن نیز برخوردار است. مجتمع عظیم مس رفسنجان، مجتمع معدنی گلگهر سیرجان، مجتمع مس شهید باهنر، شرکت هواپیمایی ماهان، مجموعه صنعتی ارگ جدید و صنعت پویای خودروسازی کرمان موتور و مدیران خودرو در بم، هر یک بخشی از توان اقتصادی این استان را نمایندگی میکنند.
همچنین کارخانههای فولاد در زرند، بافت و بردسیر و دیگر واحدهای صنعتی، تصویری از ظرفیت گسترده اقتصادی کرمان ارائه میدهند.
انتظار طبیعی آن است که این بنگاههای بزرگ اقتصادی با ایفای مسئولیت اجتماعی خود، بیش از گذشته در ارتقای سطح رفاه و سلامت استان، بویژه در مناطق کمتر برخوردار جنوب و شرق استان نقشآفرینی کنند.
از طرح کوهورت تا «بچههای ما»؛ الگوی توانمندسازی پایدار
حسینی گفت: در این سفر کوتاه، جلوههایی از امید و همت مردمی را از نزدیک دیدم. موسسه غیردولتی نگاه آفتاب مهر با تمرکز بر مسائل نابینایان و کمبینایان، فعالیتهای ارزشمندی را دنبال میکند.
در جریان بازدید از این مجموعه، فرصتی دست داد تا با آقای دکتر حقدوست معاون پیشین وزیر بهداشت دیدار کنم؛ پژوهشگری که اکنون بهعنوان یک خیر علمی، طرح "کوهورت نابینایان" را هدایت میکند. این طرح که نخستین مطالعه طولی نابینایان در ایران و حتی خاورمیانه است، با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی در حال اجراست و دادههای ارزشمندی درباره کیفیت زندگی نابینایان گردآوری میکند.
وی بیان کرد: در بازدید از مؤسسه خیریه "بچههای ما" در محور گردشگری هفتباغ کرمان، بار دیگر نکتهای برایم برجسته شد که در سفرهای استانی بارها بر آن تأکید کردهام؛ توانمندسازی پایدار فرزندان و هدایت آنان به سوی مشاغل تخصصی نیاز روز جامعه، بهجای اشتغالهای موقتی و کمبازده. در این مؤسسه دیدم که 6 نفر از فرزندان پس از تحصیل در مقاطع دکترا و مهندسی اکنون در خود مؤسسه مشغول فعالیتاند و برخی دیگر در شرکتهایی چون هواپیمایی ماهان، شرکتهای معدنی و در قامت وکیل پایه یک دادگستری مشغول به کار هستند. همچنین هدایت فرزندان به رشتههای نوین دانشگاهی نظیر اویونیک هواپیمایی از دستاوردهای مهمی است که آینده شغلی روشنی را برای آنان تضمین میکند.
پدیده سالمندی و «اقتصاد نقرهای»
رییس بهزیستی کشور بیان کرد: در ادامه سفر، در شورای سالمندان استان کرمان که با حضور استاندار برگزار شد، به روند رو به افزایش سالمندی اشاره کردم. پیشبینی میشود تا سال ۱۴۳۰ حدود ۲۴.۵ درصد جمعیت استان را سالمندان تشکیل دهند.
تأکید کردم هرچند شیب سالمندی در کرمان ملایمتر از استانهای شمالی است، اما از همین امروز باید به توسعه زیرساختهای طب سالمندان و بازنگری در سیاستهای حمایتی توجه جدی داشت.
وجود دانشگاه شهید باهنر و دانشگاه علوم پزشکی، ظرفیت ارزشمندی برای ورود علمی به مسئله سالمندی است. همچنین به مفهوم «اقتصاد نقرهای» اشاره کردم؛ نگاهی که سالمندی را نه یک تهدید، بلکه فرصتی برای توسعه بازارهای جدید و مشارکت مدنی میبیند.
همچنین با توجه به اقلیم چهارفصل کرمان، بر توسعه «گردشگری سالمندی» و دسترسپذیر کردن خدمات برای آنان تأکید کردم.
مرکز فیاضبخش؛ الگویی برای عدالت در توانبخشی
وی گفت: از دیگر برنامههای این سفر، حضور در آیین بهرهبرداری از ساختمان بازسازیشده مرکز نگهداری و توانبخشی معلولان ذهنی شدید شهید فیاضبخش بود؛ مرکزی که قدیمیترین و بزرگترین مرکز مراقبتی معلولان در کرمان به شمار میآید.
این پروژه با صرف بیش از ۳۰ میلیارد تومان، به همت مؤسسه خیریه یاس فاطمه النبی (س) و تلاشهای برادران ارجمندم مهندس مهدی و ابراهیم جهانگیری و آقای فائض فرخی به سرانجام رسیده است.
در این مراسم یادآور شدم که سیاست سازمان بهزیستی در دولت وفاق ملی، حرکت از نگاه صرفاً حمایتی به سوی توانمندسازی، جامعهپذیری و زندگی مستقل در بستر خانواده و جامعه است. بازسازی این مرکز گامی در جهت تحقق عدالت در دسترسی به خدمات توانبخشی باکیفیت برای افراد دارای معلولیت شدید ذهنی است.
بهزیستن؛ عهدی که ادامه دارد
وی تاکید کرد: همواره بر این باور بودهام که اگر نیات خیرخواهانه با مسئولیت اجتماعی بنگاههای بزرگ همراه شود، میتوان حتی در دشوارترین شرایط امید را زنده نگه داشت.
آنچه از یادداشت رئیس سازمان بهزیستی کشور درباره سفر به کرمان برمیآید، تنها شرح یک برنامه فشرده اداری یا فهرستی از بازدیدها و نشستها نیست؛ این متن در واقع کوششی برای نشان دادن ظرفیتها و مسئلههایی است که آینده اجتماعی استان را تحت تأثیر قرار میدهد.
حسینی در روایت خود، کرمان را استانی معرفی میکند که هم از سرمایه انسانی و اجتماعی قابل توجهی برخوردار است و هم با چالشهایی روبهروست که اگر امروز برای آنها برنامهریزی نشود، در سالهای آینده به مسائل پیچیدهتری تبدیل خواهند شد.
نقطه برجسته این روایت، تأکید همزمان بر «خیرین»، «صنایع بزرگ» و «سازمانهای تخصصی» است.
در کرمان، شبکه خیریهها سالهاست که در حوزه حمایت اجتماعی نقشآفرینی میکند، اما یادداشت رئیس بهزیستی نشان میدهد که پاسخ به نیازهای امروز جامعه هدف، دیگر تنها با کمکهای مقطعی و سنتی ممکن نیست. آنچه امروز ضرورت دارد، پیوند میان نیکوکاری، دانش تخصصی، مسئولیت اجتماعی بنگاههای اقتصادی و سیاستگذاری عمومی است؛ پیوندی که میتواند خدمات حمایتی را از سطح کمکرسانی کوتاهمدت به سمت توانمندسازی پایدار، اشتغال تخصصی و بازگشت افراد به زندگی مستقل هدایت کند.
از سوی دیگر، اشاره به ظرفیت صنایع و معادن بزرگ استان، تنها بیان یک توان اقتصادی نیست؛ بلکه یادآوری یک انتظار اجتماعی است.
کرمان استانی است که بخش مهمی از اقتصاد صنعتی و معدنی کشور را در خود جای داده و طبیعی است که جامعه نیز از این بنگاهها انتظار داشته باشد در کنار تولید و سودآوری، سهم مؤثرتری در کاهش آسیبهای اجتماعی، توسعه زیرساختهای توانبخشی، حمایت از افراد دارای معلولیت، سالمندان، کودکان بیسرپرست و مناطق کمتر برخوردار ایفا کنند. مسئولیت اجتماعی در چنین استانی نباید به اقدامهای نمادین محدود بماند، بلکه میتواند به برنامهای مستمر و هدفمند برای ارتقای کیفیت زندگی مردم تبدیل شود.
بخش دیگری از اهمیت این سفر، توجه به مساله سالمندی است؛ موضوعی که شاید هنوز در نگاه عمومی بهعنوان یک بحران فوری دیده نشود، اما آمارها نشان میدهد که کرمان نیز مانند بسیاری از مناطق کشور، در سالهای آینده با افزایش قابل توجه جمعیت سالمند روبهرو خواهد شد. تأکید بر اقتصاد نقرهای، گردشگری سالمندی، طب سالمندان و دسترسپذیری خدمات، نشان میدهد که نگاه به سالمندی باید از مرحله نگرانی و هشدار عبور کند و به مرحله برنامهریزی، سرمایهگذاری و فرصتسازی برسد. اگر کرمان بتواند از امروز زیرساختهای لازم را فراهم کند، سالمندی نه فقط یک بار حمایتی، بلکه میتواند زمینهای برای شکلگیری خدمات جدید، اشتغال، گردشگری و مشارکت اجتماعی باشد.
در مجموع، این سفر و یادداشت پس از آن، یک پیام روشن دارد: مسائل اجتماعی کرمان را نمیتوان جدا از ظرفیتهای اقتصادی، فرهنگی، علمی و مردمی استان دید. همانگونه که در متن یادداشت نیز پیداست، آینده رفاه اجتماعی در کرمان زمانی روشنتر خواهد بود که خیرین، صنایع، دانشگاهها، نهادهای دولتی و سازمانهای مردمنهاد در کنار یکدیگر قرار گیرند و هر کدام سهم خود را در یک برنامه منسجم بپذیرند. بهزیستی، در این میان، میتواند نقش حلقه اتصال را ایفا کند؛ نهادی که هم جامعه هدف را میشناسد، هم با مسائل میدانی درگیر است و هم میتواند ظرفیتهای پراکنده را به سمت هدفی مشترک هدایت کند.














