اهل کاشان است و میتوان او را از مبارزان قبل از انقلاب دانست. چون خودش میگوید آن سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی(ره) در عاشورای حسینی یعنی ۱۳ خرداد سال ۱۳۴۲ را ضبط کرده است و با انقلابیون آن زمان همچون شهید نواب صفوی ارتباط داشته است. در آن زمان ساکن قم بود و میگوید چند بار در سال به منزل حضرت امام(ره) در خیابان چهارمردان قم میرفته و از دست مبارک امام عیدی میگرفته است؛ آن هم سکه یک قِرانی یا ۱۰ شاهی.
محمود ایرانپور از سال ۱۳۵۴ توفیق تشرف به حج را پیدا میکند و به اتفاق عمویش به خانه خدا میرود. بعد از دو سال هم به عنوان معاون کاروان راهی عربستان میشود که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی میرسد و در سال ۱۳۵۸ هم، آیتالله سیدمحمدصادق لواسانی که با کشورهای عربی ارتباط داشت او را به شهید حجتالاسلام فضلالله محلاتی نماینده حضرت امام(ره) معرفی میکند و از آنجا مسئولیت ایرانپور آغاز میشود.
این مدیر باسابقه حج که به زبان عربی هم تسلط دارد تا سال ۱۳۸۴ مسئولیت داشته است و تقریبا ۳۱ سفر تمتع رفته و بیش از ۱۵۰ تا ۱۶۰ سفر هم به عنوان عمره، زائران را به خانه خدا برده است. با یک حساب سرانگشتی هم میگوید که در مجموع ۱۸ سال و ۶ ماه به عنوان مدیر ثابت و مدیریت چند هتل مقیم مدینه و مکه فعالیت داشته است.
به این نوکری افتخار میکنم
ایرانپور با این همه سابقه سفر عمره و تمتع میگوید: بزرگترین افتخارم در طول سفرهای مختلف و ادبیات حج زندگیام مساوی با حج است. زندگی من به این معناست که هرچه دارم از ائمه اطهار دارم و افتخارم این است که کفش یک زائر را جفت کردهام و به این نوکری افتخار میکنم که در درگاه خدا و در حضور رسول خدا(ص) و ائمه بقیع بودم.
او که در دهه ۶۰ به عنوان جوانترین مدیر حج مطرح بوده، میگوید: در سال ۶۴ تصمیم گرفتند تا بعضی از مدیران قدیمی کاروانها را بازنشسته کنند که من به عنوان ممتحن شفاهی و کتبی انتخاب شدم تا از داوطلبان امتحان بگیرم. در سال ۷۴ نیز این اتفاق افتاد که هم مدیران و هم روحانیون و مداحان قدیمی جابجا شدند و از آن زمان بود که بیشتر از فرهنگیان در حج استفاده کردیم.
سیخ کباب یا خنجر؟
اگرچه محور مصاحبه به خاطرات معنوی حج اختصاص داشت ولی از آنجا که ایرانپور مدیرکاروان بود، به یاد بعضی از تجربههای مدیریتی خود میافتاد و به بیان این دست از خاطرات میپرداخت. درباره جمعه خونین سال ۱۳۶۶ گفت که بعد از آن کشتار خونین دست به قلم شده و ۹ هفته مطالبی از حادثه آن روز را در روزنامه اطلاعات مطرح کرده است. وی به این خاطره هم اشاره کرد که ماموران عربستان در آن سفر به بازرسی کامیونی میپردازند که ایرانپور از مکه به مدینه میبرده و وقتی سیخهای کباب را مشاهده میکنند، سیخها را به عنوان خنجر در روزنامههای خود مطرح کردند و به دنبال این اتهام، ایرانپور از آن شب به عنوان شبی یاد میکند که در بدترین شرایط او را به اسیری گرفتند.
او از فاجعه آتشسوزی منا در سال ۱۳۵۴ هم یادی میکند و میگوید بر اثر آتشسوزی خیمهها در آن سال حدود ۴۷۰ زائر و مدیر از کاروانهایی در آتش سوختند؛ کاروانهایی از تهران، ایلام و تبریز.
عربستان قبل و بعد از انقلاب
صحبت از مکه آن زمان و مکه این زمان که مطرح شد، ایرانپور میگوید: عربستان بعد از انقلاب اسلامی رشد اقتصادی داشت و حرم رسول خدا(ص)، کعبه و شهرهای مکه و مدینه را گسترش دادند و خیابانکشی و تونلها بعد از انقلاب اتفاق افتاد و بیشتر این توسعه هم به دست بن لادن صورت گرفت. بن لادن برای توسعه عربستان از نیروهای هندی، پاکستانی، بنگالی و مالزیایی استفاده میکرد و از آن زمان نام عربستان در دنیا مطرح شد، در واقع آنها در خواب مطلق بودند.
او در جایی دیگر و هنگامی که صحبت از طواف خانه خدا میشود، میگوید: مسجدالحرام قبل از انقلاب اینگونه نبود چون اطراف کعبه پُر از ماسه بود و یک راه به اندازه یک متر و ۲۰ سانتیمتر به عنوان محل طواف تعیین شده بود که بعد از مقام ابراهیم یک سنگ سیاه، زمین مسجدالحرام را پوشانده بود که پای زائران هنگام طواف تاول میزد. بعدا در صحن خانه خدا سنگهایی از مصر آوردند که برخی تصور میکردند زیر سنگها سردخانهای وجود دارد درحالی که این سنگها در اثر گرمای آفتاب خنک میشد.
هر زائر یک سفیر انقلاب است
وی میگوید که ایران در آن زمان، دو هزار و ۲۰۰ مدیرکاروان داشت که نیمی از کاروانها به عنوان مدینه قبل به شهر پیامبر(ص) میرفتند و بقیه عازم مکه میشدند که به مدینه بعد معروف شد. ایرانپور با بیان این جمله که «ما انقلاب را صادر کردیم» به برنامههای فرهنگی کاروانها اشاره میکند و میگوید: به زائران میگفتم اگرچه زائر هستید ولی به عنوان یک سفیر در آن کشور هستید و در طول سفر هر کدام یک سفیر انقلاب باشید.
نخستین ماکت کعبه را ساختیم
این مدیر باسابقه حج میگوید: هشت هفته یعنی دو ماه تمام برای زائران در حسینیه همدانیها جلسه میگذاشتیم. برای اینکه زائران با آرامش خاطر سفر کنند برای اولین بار در سال ۱۳۷۴ ماکت کعبه را ساختیم که شامل کعبه، ناودان طلا، حجر اسماعیل، مقام ابراهیم و صفا و مروه بود. آداب حج و مسائل ریز آن را به گونهای بیان میکردیم که نیازی به روحانی نبود، در واقع به گونهای آموزش میدادیم که مزاحمتی برای روحانی کاروان نداشتیم.
از سبزی خشک تا آشپزخانه مرکزی
ایرانپور به مسائل تدارکاتی کاروان هم گریزی میزند و میگوید: مدیران کاروانها تا قبل از راهاندازی آشپزخانه مرکزی در مکه و مدینه، مسئولیت تهیه غذا را داشتند و لوازم را از ایران تهیه میکردند؛ از موادمصرفی آشپزخانه مانند زعفران و زردچوبه و سبزیجات به صورت خشک بگیرید تا برنج که گاهی ۱.۵ تُن از ایران به عربستان میبردیم.
او از غذای یک ماه در مکه و مدینه میگوید ولی درباره غذای چند روزی که زائران باید در صحرای عرفات و منا باشند، به بیان برنامههای ویژه آنجا میپردازد و میگوید: گوشت کبابی را از قم میخریدیم و در حلبهای ۲۰ کیلویی قرار میدادیم و درِ آن را لحیم میکردیم. سپس در فریزر میگذاشتیم و منتظر میشدیم تا شب حرکت به عربستان با خود میبردیم.
ابتکارهای اقتصادی برای زائران
ایرانپور که مدتها مقیم مکه و مدینه بوده، میگوید: بنده در زمان اجرای امور حج، یعنی چه در سازمان حج در تهران و چه در ایام حج برای کمک به مدیران کاروانها تلاش می کردم. مثلا برای آنها منزل اجاره میکردم تا هزینههای جاری کاهش پیدا کند. در ایستگاه های پروازی مقدمات خرید تلویزیون، یخچال، گاز و جاروبرقی را با همکاری بنیاد شهید ایجاد کردیم که در آن زمان زائر میتوانست پنج هزار ریال سعودی خود را در ایران خرید کند که این کار سالها به عنوان یکی از موفقیتهای سازمان حج مطرح بود.
سفر زیبا و آرامبخش
از مدیریت و تجارت گذشتیم و به مسائل معنوی حج رسیدیم. وقتی از ایرانپور خواستم تا یکی از بهترین خاطرات حج ۳۰ ساله خود را بگوید، هنوز چند جمله نگفته بود که بغض کرد و اشکی از گوشه چشمش سرازیر شد. وی که حج را یک سفر زیبا و آرامبخش وصف میکند، میگوید: زبان من قادر به گفتن آن نیست. چون زندگی من بر مبنای حج است ولی بهترین خاطره از نظر کسانی که به سفر رفتهاند، این است که وقتی طواف حج را به جامیآورید، احساس پرواز می کنید.
ایرانپور که گویی دوباره طواف خانه خدا را در ذهن خود مرور میکند، با صدایی لرزان میگوید: تصور کنید بار دنیا بر روی دوش شما بوده و حالا خالی البال میشوید. در روایت نیز آمده است کسی که حج به جا میآورد مانند نوزادی است که هیچ گناهی نکرده است.
این خادم زائران خانه خدا سپس از صفای روح و جسم سخن میگوید؛ باز هم با بغضی گلوگیر و صدایی لرزان که «سلول های بدن زائر با طواف بیت الله از این اسارت و زرق و برق دنیا آزاد میشود. وقتی حج به جا میآوری، انگار تنها به دنیا آمدهای و هیچ یار و یاوری به جز خدا نداری. در واقع انسان محبوب خدا میشود و بهترین احساس این است که به دور کعبه راه میروید.
وقتی بغض و اشک ایرانپور را در محل کسب و کارش دیدم که چگونه فیلش یاد هندوستان کرده، به یاد آیه ۳۷ سوره نور افتادم که می فرماید «مردانی هستند که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا و برپا کردن نماز و دادن زکات بازنمیدارد.» او لابلای صحبتهایش از محبت ائمه و رسول خدا(ص) میگفت و بهترین سوغات را هم در ذکر مصیبت حسین(ع).
ذکر مصیبت امام حسین(ع) در مدینه
ایرانپور درباره بهترین سوغات سفر حج میگوید: بهترین سوغات به لطف خدا و ائمه معصومین(ع) و برکت پیامبر خدا(ص) این است که در حق همه اقوام و دوستان دعا میکنند؛ زائرانی که به مدینه مشرف میشوند و آن هنگام که مداحان و ذاکران اهل بیت(ع) ذکر مصیبت میخوانند، یادی از امام حسین(ع) میکنند و از طرف دیگر کسانی که در کربلا و نجف دعاگویند، به یاد ائمه بقیع گریه میکنند.
غسل زیارت امام زمان(عج)
این هم جمله پایانی این دلسوخته اهل بیت(ع) که همه مدینه منوره، حرم است. چون جای پای رسول خدا(ص) و ائمه(ع) است. لذا باید با احترام وارد بقیع شد. یعنی با وضو و با حضور قلب و خضوع وارد شوند؛ به گونهای که با تمام وجود وارد آن مکان مقدس شوند و هر آرزویی دارند از ائمه بقیع بخواهند. توصیه میکنم روزهای جمعه، غسل زیارت امام زمان(عج) و ائمه بقیع را فراموش نکنید.










