به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، اعلام دستیابی به چارچوب توافق میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به درگیریها و رفع محاصره دریایی بنادر ایران، بازتاب گستردهای در محافل تحلیلی جهان داشته است.
«استفان ام. بلند»، پژوهشگر و تحلیلگر ارشد مسائل آسیای مرکزی و قفقاز، در یادداشتی تحلیلی به کالبدشکافی ابعاد این رویداد بزرگ پرداخته و آن را یک نقطه عطف ژئوپلیتیک دانسته که فراتر از روابط تهران و واشنگتن، تمام معادلات ترانزیتی و اقتصادی اوراسیا را به نفع ایران دگرگون میسازد.
بر اساس این گزارش، دو طرف اعلام کردهاند که پیشنویس این توافق در تاریخ 19 ژوئن در سوئیس امضا خواهد شد؛ گامی که به معنای پذیرش شکست سیاستهای تهاجمی کاخ سفید در قبال تهران است.
اعتراف رسانههای غربی به شکست محاصره دریایی واشنگتن
نویسنده در ابتدای این گزارش به بیانیه مشترک تهران و واشنگتن در 15 ژوئن 2026 اشاره میکند که بر اساس آن، محاصره دریایی بنادر ایران پایان یافته و شاهراه حیاتی تنگه هرمز بازگشایی میشود.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان صراحتاً اعلام کرد که این توافق خواستار «پایان فوری و دائم عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله در لبنان» است؛ موضوعی که نشاندهنده دست برتر محور مقاومت در تحولات میدانی است.
حتی دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود (تروث سوشال) با نوشتن جمله «بگذارید نفت جریان یابد!»، عملاً به شکست پروژه صفر کردن صادرات نفت ایران اعتراف کرد؛ امری که بلافاصله کاهش 4 درصدی قیمت نفت برنت و رونق بازارهای بورس آسیا را به همراه داشت.
استفان ام. بلند با استناد به منابع ارشد دیپلماتیک فاش میکند که مفاد این پیشنویس شامل عدم اعمال هیچگونه تحریم جدید از سوی آمریکا، صدور معافیتهای موقت نفتی و از همه مهمتر، آزادسازی 25 میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران است.
در مقابل، ایران در یک بازه 60 روزه، فرآیند غنیسازی خود را مدیریت کرده و موضوع اورانیوم غنیشده را از طریق رقیقسازی در داخل خاک خود پیش خواهد برد که این امر نشانه حفظ کامل حاکمیت ملی و دستاوردهای هستهای کشور است.
استقبال پرشور آسیای مرکزی از بازگشایی شاهراه زمینی ایران
بخش عمدهای از تحلیل این کارشناس غربی به تاثیرات شگرف این توافق بر کشورهای آسیای مرکزی اختصاص دارد. بلافاصله پس از اعلام این خبر، قزاقستان و جمهوری آذربایجان به عنوان نخستین کشورهای منطقه، این رویداد را گامی بزرگ در جهت احیای اعتماد و ثبات منطقهای خواندند.
کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی (قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان) که از زمان بحران اوکراین در سال 2022 به دنبال راههای جایگزین برای دور زدن مسیرهای روسیه بودند، اکنون ایران را به عنوان کوتاهترین، امنترین و اقتصادیترین مسیر برای دسترسی به آبهای آزاد، اقیانوس هند، خلیج فارس و بازارهای ترکیه و هند میدانند.
نویسنده خاطرنشان میکند که هرچند تحریمها و جنگافروزیهای پیشین غرب موقتاً برخی پروژههای تجاری میان ایران و قزاقستان (مانند صادرات غلات) را کند کرده بود، اما واقعیتهای لجستیکی قویتر از آمارهای تجاری گذشته است.
ایران، قزاقستان و ترکمنستان اکنون از طریق شبکه ریلی یکپارچه به یکدیگر متصل هستند و قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، برنامههای گستردهای را برای ساخت یک ترمینال لجستیکی بزرگ در بندر شهید رجایی بندرعباس تدارک دیده است که با این توافق، سرعت اجرای آن دوچندان خواهد شد.
بندر چابهار و کریدور شمال-جنوب؛ جهش ژئواکونومیک جمهوری اسلامی
«استفان ام. بلند» در ادامه یادداشت خود، بندر استراتژیک چابهار را مظهر قدرت ترانزیتی ایران معرفی میکند. هند در می 2024 یک قرارداد 10 ساله برای توسعه و بهرهبرداری از این بندر با ایران امضا کرد.
وزیر کشتیرانی هند، چابهار را «شریان حیاتی تجارت هند با افغانستان و آسیای مرکزی» نامیده است که بدون نیاز به عبور از خاک پاکستان، دهلینو را به قلب اوراسیا متصل میکند.
با توافق جدید، تمدید معافیتهای تحریمی آمریکا برای چابهار بسیار آسانتر خواهد بود و بانکها و شرکتهای بیمه بینالمللی با اطمینان بیشتری وارد این پروژه بزرگ خواهند شد.
از سوی دیگر، پایانه ریلی سرخس در مرز ترکمنستان و ایران، سرعت حرکت کانتینرها را در کریدور بزرگ «چین-آسیای مرکزی-ایران-ترکیه-اروپا» افزایش میدهد. پکن و تهران پیش از این برای برقیسازی خطآهن 1000 کیلومتری سرخس به رازی (مرز ترکیه) توافق کردهاند که ظرفیت باربری این مسیر را سه برابر کرده و به 15 میلیون تن در سال میرساند.
همچنین در ژانویه 2025، ایران، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان نقشه راهی را امضا کردند تا ظرفیت کریدور شرق به جنوب را تا سال 2030 به 20 میلیون تن برسانند. در حوزه انرژی نیز، توافقات سوآپ گاز ترکمنستان به عراق و ترکیه از طریق خاک ایران که به دلیل کارشکنیهای واشنگتن متوقف شده بود، دوباره احیا خواهد شد.
شاهراه ایران؛ تضمینکننده تابآوری ملی کشورهای منطقه
در بخش پایانی این تحلیل، نویسنده به مواضع استراتژیک ازبکستان پرداخته و به نقل از «الدور آریپوف»، رئیس موسسه مطالعات راهبردی ازبکستان (ISRS) مینویسد: «برای کشوری که به طور مضاعف در خشکی محصور است، هر مسیر جدید صرفاً یک مزیت اقتصادی نیست، بلکه عنصری از تابآوری ملی است.»
چابهار و کریدورهای جنوبی ایران دقیقاً همان مسیرهایی هستند که به این کشورها حق انتخاب داده و آنها را از انحصار نجات میدهند. تاجیکستان و قرقیزستان نیز به سرعت در حال توسعه دسترسی خود به بنادر ایران هستند؛ به طوری که مبادلات تجاری تاجیکستان و ایران تنها در سهماهه نخست سال 2026 به حدود 120 میلیون دلار رسیده است.
«استفان ام. بلند» در نتیجهگیری خود تاکید میکند که هرچند اجرای کامل این تفاهمنامه زمانبر خواهد بود، اما دستاورد فوری آن، کاهش شدید ریسک سرمایهگذاری در ایران، احیای پروژههای تعلیقشده، تقویت موقعیت چابهار و افزایش قدرت چانهزنی آسیای مرکزی با قدرتهای جهانی است. غرب با تحریم و جنگ نتوانست ایران را منزوی کند و اکنون شاهراه جغرافیا، تهران را به قلب تپنده اقتصاد اوراسیا تبدیل کرده است.
انتهای پیام/