عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - تا امروز نوشتن درباره حذف ترکیه از جام جهانی ۲۰۲۶ را به تعویق انداخته بودم. دلم میخواست آخرین بازی این تیم را هم ببینم؛ دیداری که روی کاغذ هیچ اهمیتی نداشت. آمریکا پیش از مسابقه صدرنشینیاش را قطعی کرده بود و ترکیه هم حذف شده بود. اما فوتبال بارها ثابت کرده حتی بازیهای تشریفاتی هم میتوانند حرفهای بزرگی برای گفتن داشته باشند.
ترکیه در آخرین مسابقه، آمریکا را ۳ بر ۲ شکست داد؛ تیمی که تا پیش از آن یکی از بهترین تیمهای مرحله گروهی بود. بردی که شاید چیزی را در جدول تغییر نداد، اما تصویری که از این نسل جوان ترکیه در ذهن فوتبالدوستان باقی گذاشت، کاملاً متفاوت کرد. ترکها جام را با شکست ترک نکردند؛ با حسرت ترک کردند.
بعد از دیدن هر سه بازی این تیم و مرور آمارهای جام، بیاختیار یاد مصرع مشهور قیصر امینپور افتادم؛ همان جملهای که انگار برای بعضی تیمهای فوتبال سروده شده است:
«گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود...»
پیش از آغاز جام جهانی، انتظارات در ترکیه بیش از اندازه بالا رفته بود. بسیاری از هواداران، این نسل را با تیم تاریخی سال ۲۰۰۲ مقایسه میکردند؛ نسلی که تا نیمهنهایی پیش رفت و فوتبال ترکیه را به اوج رساند. اما شاید همین انتظار سنگین، اولین باری بود که روی شانههای بازیکنان جوان این تیم نشست.
واقعیت این است که ترکیه از نظر کیفیت فنی، تیم کوچکی نبود. حتی اگر نتایج را کنار بگذاریم و فقط به عملکرد نگاه کنیم، این تیم در بسیاری از شاخصهای آماری جزو بهترینهای جام قرار داشت. از نظر امید گل، یکی از پنج تیم برتر مسابقات بود. در مالکیت توپ، در میان چهار تیم نخست قرار گرفت و از لحاظ خلق موقعیت نیز عملکردی تحسینبرانگیز داشت. تیمی که تقریباً در همه بخشهای بازی، نشانههای یک مدعی را بروز داد؛ جز در مهمترین بخش فوتبال؛ گل زدن.
فوتبال اما با نمودارها قهرمانش را انتخاب نمیکند.
در دیدار مقابل استرالیا، ترکیه نزدیک به ۳۰ شوت زد؛ حمله کرد، موقعیت ساخت، دروازه حریف را بارها تهدید کرد، اما هیچیک از آن توپها وارد دروازه نشد. استرالیا در طرف مقابل تنها ۹ بار شانس خود را امتحان کرد و دو گل به ثمر رساند؛ همان دو گلی که سرنوشت مسابقه را تغییر داد.
بازی برابر پاراگوئه حتی از آن هم تلختر بود. ترکیه با حدود ۷۸ درصد مالکیت توپ، بیش از ۳۰ شوت به سمت دروازه حریف روانه کرد و تقریباً در تمام دقایق مسابقه جریان بازی را در اختیار داشت. اما کافی بود یک لحظه تمرکز از بین برود؛ یک غفلت دفاعی، یک ضدحمله و یک گل. تمام برتری آماری در برابر همان یک صحنه فرو ریخت و رؤیای صعود به پایان رسید.
این همان روی دیگر فوتبال است؛ ورزشی که گاهی بیرحمانهتر از هر منطق آماری رفتار میکند. گاهی تیم بهتر میبازد، تیم ضعیفتر صعود میکند و شایستهترین تیم، چمدانش را زودتر از موعد میبندد.
با این همه، شاید بزرگترین اشتباه این باشد که حذف ترکیه را پایان یک پروژه بدانیم. برعکس، این جام میتواند آغاز یک مسیر باشد. ستون اصلی این تیم را بازیکنانی تشکیل میدادند که هنوز تجربه حضور در چنین سطحی را نداشتند. شکستهایی که امروز تلخ به نظر میرسند، ممکن است چهار سال دیگر سرمایه اصلی همین نسل باشند.
تجربه را نمیشود خرید؛ باید زندگیاش کرد. شاید این جام، همان بهایی بود که فوتبال از نسل جدید ترکیه برای بلوغش گرفت.
مرحوم صدر همیشه میگفت فوتبال شبیه زندگی است. شاید ما در خاورمیانه، بیش از بسیاری از مردم دنیا این جمله را درک کنیم. در این جغرافیا بارها دیدهایم که تلاش، همیشه مساوی با پاداش نیست؛ گاهی همه چیز را درست انجام میدهی، اما نتیجه آن چیزی نمیشود که سزاوارش هستی.
فوتبال هم همین است. همیشه عدالت در جدول ردهبندی دیده نمیشود.
اما شعر قیصر فقط آن مصرع تلخ را ندارد. چند سطر بعد، امید دوباره از راه میرسد:
«گاهی گمان نمیکنی، ولی خوب میشود...»
چه کسی میداند؟ شاید چهار سال دیگر، همین نسل جوان با تجربهای که امروز به سختی به دست آورد، دوباره به جام جهانی برگردد. شاید آن روز، توپهایی که این بار به تیر دروازه خوردند یا با بدشانسی گل نشدند، راهشان را به تور پیدا کنند.
شاید آن روز، دیگر نوبت «نمیشود» نباشد.