به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: تحریمها و ترورهای هدفمند آمریکاییها و متحدان آنها، همراه با تئوریهای سابق نئولیبرالها و برخی جریانهای سیاسی درباره بازگرداندن سپاه و ارتش به پادگانها، تلاشهای اپوزیسیون و تزریق ایدئولوژی مسموم شبکههای غربی، همچون «شبکه ملکه» و «اسرائیل اینترنشنال»، همه و همه بخشی از نقشهای است که میخواهد فراموشی تاریخی را به ملت ایران تحمیل کند.
این فراموشی، فراموش کردن چندین دهه حضور قهرمانانه و هوشمندانه سپاه پاسداران در حفظ جان، مال و ناموس ایرانیان و جلوگیری از تاراج خاک پاک میهن است. تحریمهای گسترده، اقداماتی مانند CATSA و FATF، قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی، همه و همه در راستای ایجاد یک «آلزایمر سیاسی» در جامعه ایران است، آلزایمری که تلاش دارد ناکامی هفت تریلیون دلاری دشمن در منطقه، شکست عملیات کماندوهای آمریکایی در آبهای ایران و افتخارهای اقتدار موشکی ایران را از یاد ببرد.
متأسفانه گروههایی که زمانی برجام خسارتبار را فتحالفتوحی بزرگ میدانستند و بدون شلیک حتی یک گلوله، توان هستهای کشور را به باد دادند، به دنبال تئوریزه کردن تسلیم در عرصه هستهای و موشکی بودند. جالب آنکه این جریانها در حالی مدافع رضاخان بودند که وی بدون هیچ مقاومتی، بخشهای مهمی از خاک کشور را به همسایگانش بخشید، بیآنکه حتی یک گلوله شلیک شود. این تضادها و تناقضها بهخوبی نشان داد که «جنتلمنهای پشت میز مذاکره»، همان تروریستهایی هستند که در فرودگاه بغداد جنایت کردند، همانها که دشمنان واقعی امنیت و عزت ایراناند. اما آیا هنوز هم این این جریانات سیاسی اصرار دارند که نسخه سازش و مذاکره با کدخدای آمریکایی و همراهان اروپاییاش را پیچیده و از تسلیم دفاع کنند؟
آنانی که زمانی وعده «صبح بدون تحریم» و گشایش بنبستهای استراتژیک برجام را سر میدادند، چرا اکنون عقبنشینی کردهاند؟ آیا نمیبینند که تحولات سیاسی و فشارهای خارجی، آنها را به بنبست کشانده است؟ مدیریت اشرافی که از مکتب لیبرالیسم درس خوانده و مدافعان تسلیماند، هیچگاه نمیتوانند درد و نیاز واقعی مردمی را درک کنند که به تعبیر امام راحل (ره)، ولی نعمتان انقلاباند. ما این سبک مدیریتی را بارها دیدهایم، مدیریتی که خطشکنانی همچون دکتر شهریاری ساخت و سوخت ۲۰ درصد رآکتور هستهای را در مقابل تحریمها تولید کرد و جان ۸۵۰ هزار بیمار را نجات داد. مدیریت لیبرالی اما آن دستاوردها را با دیپلماسی لبخند پلمپ کرد و به دیپلماتهای خندان سپرد.
برجام بارها با عناوینی چون «فتحالفتوح»، «معجزه قرن» و «بزرگترین دستاورد ایران» معرفی شد و روزنامهها تیتر زدند: «کلید چرخید، ایران خندید»، «جهان تغییر کرد»، «خورشید درخشان شد» و... اما واقعیت چیزی غیر از این بود و آنانی که همواره سپاه را هدف حملات و تهمتها قرار داده و فعالیتهای سازندگی آن را عامل تحریمهای ظالمانه و بدعهدیهای غربیها میدانستند، اگر اندکی انصاف داشتند، میفهمیدند که آمریکاییها برنامه جامع اقدام مشترک را گروگان گرفته بودند تا توان نظامی و دفاعی ما را تضعیف کنند. یکی از رسالتهای خطیر امروز ما شناساندن هرچه بیشتر دشمنان این سرزمین و جلوگیری از پدیدآوری این «آلزایمر سیاسی» برای جامعه ایرانی است و تا ابد قدردان زحمات و رشادتهای رزمندگان و نیروهای جان بر کف مسلح کشور خواهیم بود.











