در حالی که ایران اسلامی در روزهای پس از شهادت جانکاه حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر فقید انقلاب اسلامی، در سوگ عمیق و همزمان در انسجام ملی به سر میبرد، ابعاد شخصیت استراتژیک ایشان کانون توجه تحلیلگران بینالمللی قرار گرفته است. «آندره شامی »، جامعهشناس و کارشناس حقوق بینالملل از فرانسه، در گفتوگویی اختصاصی با ایرنا، ضمن تشریح برخی از دستاوردهای دوران ۳۶ ساله زعامت ایشان، «خطای محاسباتی» دشمنان در حمله تروریستی۹ اسفند ۱۴۰۴( ۲۸ فوریه ۲۰۲۶) و پروژه آشکار آمریکایی-صهیونیستی تغییر نظام در ایران در دی ماه ۱۴۰۴ را مورد توجه قرار داد.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
ایرنا: دشمنان جمهوری اسلامی تصور میکردند با شهادت آیتالله خامنهای، نظام اسلامی دچار فروپاشی میشود. تحلیل شما از این اشتباه محاسباتی چیست؟
شامی: آنچه واشنگتن و تلآویو به عنوان «حمله پیشگیرانه» علیه ایران طراحی کردند، بر این فرض واهی استوار بود که با حذف شخص رهبری، ستون فقرات نظام ایران در هم خواهد شکست. اما آنها یک نکته کلیدی را نادیده گرفتند: آیتالله خامنهای در طول سه دهه، نه تنها یک ساختار سیاسی، بلکه یک «موجودیت جایگزینپذیر» ساخته بود. ایشان میدانست که جاودانه نیست و تمامی نهادها و ساختارهای کشور را به گونهای مهندسی کرده بود که در لحظات بحرانی، نه بر پایه فرد، بلکه بر پایه سیستم عمل کنند. ثبات کشور پس از شهادت ایشان و انتقال آرام قدرت به آیتالله مجتبی خامنهای در دی ماه ۱۴۰۴ ( مارس ۲۰۲۶)، بهترین گواه بر شکست آن محاسبات استراتژیک است.
ایرنا: از رهبر شهید ایران به عنوان «معمار نظم نوین مقاومت» یاد کردهاید. مولفههای اصلی این استراتژی چه بود؟
شامی: ایشان صاحب یک ذهنیت شطرنجگونه بود. کلیدواژه اصلی در دوران ایشان «صبر راهبردی» بود. او بهندرت تن به هیجانات کاذب میداد؛ ترجیح میداد با تسلط بر زمانبندیِ تحولات، بحرانها را مدیریت کند و ریسکها را به نفع تثبیت قدرت ملی به کار گیرد. ایشان با پیوند زدن دکترین ضدامپریالیستی امام خمینی با نیازهای قرن بیست و یکم، یک فرآیند همافزا در منطقه ایجاد کرد که امروز ما آن را «محور مقاومت» مینامیم. این یک ائتلاف صرفاً نظامی نبود؛ بلکه یک قدرت نرمِ دفاعی بود که توانست بازدارندگی ایران را به مرزهای مدیترانه برساند.
ایرنا: رسانههای غربی حرف از «انزوای ایران» میزدند. نگاه رهبر شهید ایران به جهان در این راستا چگونه قابل تبیین است؟
شامی: آنچه غرب «انزوا» میخواند، در واقع «استقلال راهبردی» بود.(حضرت) آیتالله خامنهای به این نتیجه رسیده بود که قدرتهای غربی به دنبال مصالحه نیستند، بلکه به دنبال بازگشت به دوران سلطه هستند. رویکرد ایشان برای «نگاه به شرق» و نزدیکی به قدرتهای نوظهور مانند چین و روسیه، دقیقاً پیشبینی تحولات چندقطبی جهان بود.
درباره جایگاه ایران در جهان اسلام و مفهوم «محور مقاومت» چه میگویید؟ حمایت ایشان از فلسطین چگونه بازخورد داشت؟
ایشان همواره بر استقلال سیاسی و وحدت مسلمانان تأکید داشتند. حمایت بیوقفه از آرمان فلسطین باعث شد ایشان فراتر از مرزهای تشیع، حتی در میان افکار عمومی اهل سنت نیز به عنوان مدافع کرامت مسلمانان شناخته شوند. البته، منتقدان این ساختار را «محور مقاومت» مینامند و ادعا میکنند گسترش نفوذ ایران باعث شکافهای منطقهای شده است. اما من معتقدم آنچه برخی «هژمونی» مینامند، در واقع تلاشی برای تحقق یک «پروژه رهاییبخش» جهت دستیابی به استقلال و حاکمیت بود؛ در حالی که بسیاری از قدرتهای منطقهای، امنیت خود را در تسلیم شدن و پذیرش نظم موجود میدیدند.
میراث ایشان برای آینده ایران چیست؟
میراث رهبر شهید ایران، یک «ایرانِ مستقل» است که یاد گرفته چگونه در زیر فشار تحریم و تهدید نظامی، شکوفا شود. شهادت ایشان نقطه عطفی در تاریخ معاصر است؛ اما نه آن نقطهای که دشمنان انتظار داشتند. ایشان با تربیت نسل جدیدی از مدیران و ساختارهای منعطف، تضمین کرد که کشتی انقلاب پس از او نیز به مسیر خود ادامه دهد. درک حضرت آیتالله خامنهای، درک پیچیدگی ذهن ایرانی است که «مانور» یا همان کنشگری فعال و انعطاف پذیری استراتژیک را بر «تسلیم» ترجیح میدهد. او رفت، اما ساختاری را به جا گذاشت که اکنون بخشی از واقعیت تغییرناپذیر ژئوپلیتیک جهان است.











