به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آنچه در محل دپوی زباله تالش دیده می شود، دیگر فقط یک صحنه نگران کننده از انباشت پسماند نیست، بلکه تصویری عریان از نبود حداقل های بهداشتی و زیست محیطی است. در این محل، گاوها در میان توده های زباله پرسه می زنند، از پسماندها تغذیه می کنند و در میان زباله هایی دیده می شوند که بخشی از آن را پسماندهای بیمارستانی تشکیل می دهد. این وضعیت، تنها یک بی نظمی شهری یا ضعف خدماتی نیست، بلکه یک تهدید مستقیم علیه سلامت عمومی، امنیت غذایی و زیست بوم منطقه است.
در هر نظام استاندارد مدیریت پسماند، زباله های بیمارستانی در ردیف خطرناک ترین انواع پسماند قرار می گیرند؛ زیرا می توانند حامل عوامل عفونی، مواد آلوده، اشیای برنده و ترکیبات زیان آور برای انسان و حیوان باشند. مشاهده دام در مجاورت و تماس با این نوع پسماندها، نشانه یک شکست جدی در تفکیک، جمع آوری، حمل و دفع اصولی زباله است. وقتی گاو در چنین محیطی می چرد، موضوع فقط آلودگی همان محل نیست، بلکه پای ورود آلودگی به چرخه مصرف انسان نیز به میان می آید؛ از دام آلوده تا فرآورده هایی که می توانند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم وارد سفره مردم شوند.
خطر این دپوی زباله فقط به حضور پسماندهای بیمارستانی محدود نمی شود. انباشت بی ضابطه زباله در فضای باز، بدون ایزولاسیون موثر، بدون پوشش مناسب و بدون موانع لازم برای جلوگیری از ورود دام، به معنای رها شدن کامل یک منبع آلودگی در دل محیط طبیعی و انسانی است. چنین محلی به طور همزمان خاک را آلوده می کند، بوی متعفن و گازهای زیان آور تولید می کند، حشرات و جانوران ناقل را جذب می کند و بستر مناسبی برای گسترش آلودگی های میکروبی و شیمیایی فراهم می آورد. وقتی این شرایط با حضور آزادانه دام همراه می شود، ابعاد بحران چند برابر می شود.
در تالش، این بحران به دلیل موقعیت جغرافیایی منطقه، شکل حادتری پیدا می کند. جلگه تالش از جمله مناطقی است که فاصله کوه، جنگل، سکونتگاه و دریا در آن اندک است و همین محدودیت فضایی، هر نوع مداخله مخرب را با سرعت بیشتری به زندگی مردم منتقل می کند. به بیان روشن تر، در چنین منطقه ای دپوی زباله نمی تواند یک مساله دور از دسترس و جدا از حیات روزمره مردم باشد. آلودگی در اینجا به سرعت از محل دپو به دام، از دام به محصولات مصرفی، از شیرابه به خاک و آب، و از بوی تعفن به نفس کشیدن ساکنان راه پیدا می کند.
چرای گاوها در میان زباله ها، به ویژه در کنار پسماندهای بیمارستانی، یک هشدار صریح درباره فروپاشی مرز میان پسماند خطرناک و زنجیره حیات است. این فقط یک تصویر تلخ برای ثبت در دوربین نیست، بلکه نشانه آن است که مدیریت پسماند در این محدوده عملا از کنترل خارج شده است. زباله ای که باید در فرایند تخصصی بی خطرسازی و دفع مهار شود، اکنون به بخشی از محیط تغذیه دام تبدیل شده است. این یعنی تهدیدی که باید در همان نقطه متوقف می شد، حالا در مسیر انتشار قرار گرفته است.
این دپوی زباله، علاوه بر تهدید بهداشتی، نمونه ای آشکار از تخریب محیط زیست نیز هست. تلنبار شدن زباله در فضای باز، سیمای طبیعی منطقه را مخدوش کرده، کیفیت زیست را کاهش داده و زمین را از کارکرد طبیعی خود خارج کرده است. هر چه حجم پسماند بیشتر و مدیریت آن ضعیف تر باشد، امکان نفوذ آلودگی به لایه های خاک، انتشار شیرابه، گسترش بوی آزاردهنده و تخریب زیستگاه های پیرامونی نیز بیشتر می شود. در چنین شرایطی، دپوی زباله نه فقط یک محل دفع، بلکه به کانون فعال تولید آلودگی تبدیل می شود.
واقعیت این است که آنچه امروز در این محل دیده می شود، حاصل سال ها بی توجهی به اصول ابتدایی مدیریت پسماند است. اگر تفکیک زباله از مبدا به درستی انجام می شد، اگر پسماندهای بیمارستانی جداگانه جمع آوری و بی خطرسازی می شدند، اگر محل دپو از دسترسی دام و پراکندگی زباله محافظت می شد، امروز شاهد چنین صحنه ای نبودیم. حضور گاوها در میان زباله های عفونی، فقط یک اتفاق تلخ نیست؛ این تصویر، سندی روشن از شکست در اجرا، نظارت و مسئولیت پذیری است.
تا زمانی که این وضعیت با مداخله فوری، تخصصی و سختگیرانه مهار نشود، دپوی زباله تالش فقط یک معضل محلی باقی نخواهد ماند. این محل می تواند به منبع مداوم آلودگی برای انسان، دام، خاک و آب تبدیل شود و آثار آن فراتر از محدوده دپو، در سلامت عمومی و امنیت زیستی منطقه باقی بماند.