به گزارش ایرنا ، مرکز اطلاع رسانی فلسطین در گزارشی نوشت ؛ پاسخ این پرسش تنها به سلاح، حمایت سیاسی یا موازنههای بینالمللی محدود نمیشود، بلکه بخش مهمی از آن به شیوهای بازمیگردد که جنگ غزه برای افکار عمومی غرب روایت و بازنمایی شد.
بررسی هزاران گزارش مطبوعاتی و تلویزیونی درباره جنگ غزه نشان میدهد که این جنگ فقط یک نبرد نظامی نبود، بلکه همزمان نبردی بر سر روایت، زبان و چارچوب خبری نیز بود.
در بسیاری از پوششهای رسانهای غرب، قربانیان اسرائیلی با نام، تصویر، روایت خانوادگی و جزئیات انسانی معرفی شدند، اما فلسطینیان غالباً به صورت عدد و رقم در آمار روزانه شهدا و کشتهشدگان ظاهر شدند. تفاوت فقط در میزان پوشش خبری نبود، بلکه در زبان و واژگانی بود که برای توصیف هر طرف به کار رفت.
رسانههای غربی هنگام اشاره به قربانیان اسرائیلی، از واژگانی مانند «کشتار»، «وحشیگری» و «فاجعه انسانی» به طور گسترده استفاده کردند، اما شهادت هزاران فلسطینی اغلب با زبانی سرد، خنثی و آماری گزارش شد؛ گویی موضوع نه زندگی انسانها، بلکه صرفاً یک داده عددی در گزارشهای روزانه است.
این پوششها همچنین تمایل آشکاری به قرار دادن جنگ در چارچوب «مبارزه با تروریسم» داشتند. چنین چارچوبی، اصل مسئله را از اشغال، محاصره و حقوق ملی فلسطینیان جدا میکند و آن را به موضوعی صرفاً امنیتی تبدیل میسازد. در نتیجه، حملات نظامی رژیم اشغالگر به جای آنکه در سطح حقوقی و اخلاقی مورد پرسش قرار گیرد، ذیل عنوان «حق دفاع از خود» بازنمایی میشود.
مسئله فقط به نحوه توصیف جنگ محدود نماند، بلکه به شیوه بیان مسئولیت نیز کشیده شد. در بسیاری از گزارشها گفته شد فلسطینیان «کشته شدند» یا «جان باختند»، اما عامل مستقیم کشتار، یعنی طرفی که بمباران کرده یا موجب سقوط قربانیان شده، از متن حذف شد.
به این ترتیب، یک اقدام نظامی مشخص به رخدادی مبهم و بیفاعل تبدیل شد؛ رخدادی که در آن قربانی وجود دارد، اما عامل جنایت در حاشیه یا سکوت قرار میگیرد.
اهمیت این نوع پوشش خبری در آن است که به کاهش سطح پاسخگویی سیاسی، به ویژه در داخل آمریکا، کمک کرد. با وجود آنکه واشنگتن اصلیترین تأمین کننده تسلیحات و پشتیبان دیپلماتیک رژیم اشغالگر بود، در بخش بزرگی از رسانههای غربی بیشتر به عنوان میانجی و طرفدار آرامسازی اوضاع معرفی شد، نه شریکی مؤثر در استمرار جنگ.
این نتایج فقط برای فهم گذشته اهمیت ندارد، بلکه نشان میدهد فلسطینیان همچنان در برابر چالشی بزرگ در نبرد روایت قرار دارند. هر خبر غربی درباره غزه باید با چند پرسش اساسی خوانده شود: عامل کجاست؟ چه کسی کشت؟ چه کسی کشته شد؟ چه کسی مسئول است؟ چه کسی «میگوید» و چه کسی فقط «ادعا میکند»؟
همچنین باید به تفاوت سطح انسانیسازی در پوشش خبری توجه کرد. آیا فلسطینی در گزارش رسانهای به عنوان انسانی دارای نام، خانواده، خانه و داستان زندگی ظاهر میشود، یا فقط عددی در فهرست قربانیان است؟ آیا مادر فلسطینی به عنوان مادری که فرزندانش را از دست داده بازنمایی میشود، یا بخشی از یک آمار خشک و بیچهره باقی میماند؟
در مقابل، گفتمان فلسطینی نباید فقط در موضع دفاعی باقی بماند. نبرد اصلی در سطح روایت نیز جریان دارد؛ روایتی که باید مانع تبدیل جنایت به بحثی فنی شود، اجازه پنهان شدن عامل جنایت را ندهد، با برابر نشان دادن قربانی و متجاوز مقابله کند، فلسطینی را به عدد تقلیل ندهد و نقش آمریکا را از جایگاه شریک اصلی در شکلگیری و استمرار این فاجعه خارج نسازد.
از همین رو، شاید پرسش اصلی امروز فقط این نباشد که چند نفر در غزه شهید شدند؛ پرسش مهمتر این است که جهان چگونه همه این جنایتها را دید، اما توانست در سطح سیاسی و رسانهای با آن کنار بیاید و اجازه دهد این جنگ تا این اندازه ادامه پیدا کند











