به گزارش ایسنا، نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: «بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل درباره پیروزی کامل و قطعی صحبت میکرد و به دنبال راه اندازی کارزاری بود تا غزه را نابود کند او سپس به سراغ حزبالله در لبنان، انصارالله در یمن، بخشهایی از سوریه و ایران رفت. توانایی ادامه جنگ بدون محدودیت، چه داخلی و چه خارجی، به خودی خود به هدف او تبدیل شد و از آنجایی که جنگ به وضعیت پیشفرض جدید اسرائیل تبدیل شد، طرفداری از اسرائیل به معنای حمایت یا حداقل عدم زیر سوال بردن این دکترین امنیتی شده است.
بنابراین قابل درک است که اسرائیلیها با شوک و خشم، شاهد اختلافی بودهاند که اکنون بین دولت ترامپ و اسرائیل درگرفته است. این را میشود از تلاشهای جی.دی ونس معاون ترامپ برای انتقاد از نتانیاهو تا اظهارات دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا خطاب به نتانیاهو در اوایل ژوئن در مورد تشدید تنشهای اسرائیل در لبنان متوجه شد زمانی که نتانیاهو را «دیوانه» خطاب کرد و گفت حالا همه از تو متنفرند.
اگرچه نتانیاهو تاکنون مراقب بوده که هیچگونه ناامیدی از خود درباره ارتباطات با ترامپ نشان ندهد، اما مدافعان او در رسانههای اسرائیلی نیز از این امر خودداری نکردهاند. یینون ماگال، مجری یک برنامه تلویزیونی راست افراطی، ونس را «تفاله» خواند و از کلمه تحقیرآمیزی برای یهودیان برای توصیف استیو ویتکاف و جارد کوشنر، فرستادگان ترامپ استفاده کرد. یکی دیگر از شخصیتهای برجسته اسرائیلی و متحد نتانیاهو به نیویورکر گفت که از توافق ترامپ با ایران در شوک است. یک نظرسنجی در اسرائیل که پس از امضای تفاهمنامه ایالات متحده و ایران انجام شد، نشان دهنده کاهش شدید محبوبیت رئیس جمهور آمریکا در میان اسرائیلیهاست.
هنوز زود است که از گسست کامل اتحاد آمریکا و اسرائیل یا رابطه بین نتانیاهو و ترامپ خبر داد. اما بدون شک، آنها در نقطهای حیاتی قرار دارند. نقش عظیم اسرائیل در سیاست ایالات متحده، تسلط نظامی و اقتصادی آن در منطقه که مدتهاست توسط واشنگتن تقویت و فعال شده است و موفقیت لابی طرفدار اسرائیل، اکنون در حال تغییر است. اسرائیل تمام سرمایه خود را در این دور آخر جنگ علیه ایران روی میز گذاشت و شکست خورد.
شکاف در این رابطه بیشتر در اظهارات ونس قابل مشاهده است. او اخیرا به راس دوتات، ستوننویس تایمز اوپینیون گفته بود که به وزرای راست افراطی اسرائیل که از توافق با ایران انتقاد کردهاند، خواهد گفت: «شما نمیتوانید با کشتن، از حل تک تک مشکلات امنیت ملی خود فرار کنید.» سپس در یک نشست خبری کاخ سفید، معاون رئیس جمهور آمریکا با همین رویکرد ادامه داد و گفت: «اگر من در کابینه اسرائیل بودم، شاید به تنها متحد قدرتمندی که در کل جهان برایم باقی مانده است، حمله نمیکردم.»
در واقع، گاهی اوقات به نظر میرسد که ونس در حال پیشبرد یک دکترین جدید اسرائیل برای آن است. او ماه گذشته در یک پادکست گفته بود این اشتباه است که فکر کنیم منافع ایالات متحده و اسرائیل همیشه همسو است.
باید دید که آیا سیاست ایالات متحده در مورد اسرائیل واقعا در مورد کمک نظامی یا پوشش دیپلماتیک یا امتناع از مهار اقدامات اسرائیل برای خنثی کردن یک کشور فلسطینی از طریق خشونت شهرکنشینان و الحاق کرانه باختری تغییر خواهد کرد یا خیر اما ونس یک مساله واقعی را برجسته کرده است که یهودیان چپگرای آمریکایی مدتهاست در مورد آن هشدار میدهند؛ اگر همه چیز تهدیدی برای یهودیان باشد، تشخیص تهدیدات واقعی برای یهودیان عملا غیرممکن میشود. با همین منطق، اگر اسرائیل همیشه و با همه در جنگ باشد، تشخیص بین تهدیدهای واقعی و اغراقآمیز یا بین زمانی که نیروی نظامی اسرائیل ضروری، موثر و موجه است و زمانی که فقط یک واکنش و راهی برای جلوگیری از هرگونه توافق مذاکره شده است، غیرممکن میشود.
این نقص اساسی در شیوه کار فعلی اسرائیل است که هر کسی که در انتخابات پارلمانی امسال پیروز شود، چه نتانیاهو باشد چه شخص دیگری، باید با آن مقابله کند.
اسرائیل باید به طور جدی تغییر استراتژی خود را در نظر بگیرد. برای هر مشکلی راه حل نظامی وجود ندارد. بازی مجموع صفر از معنای طرفداری از اسرائیل تا آنجا پیش رفته است که اکنون سرسختترین حامیان اسرائیل را از خود بیگانه کرده است. پذیرش جنگ تمام عیار و نیروی نظامی دائمی توسط اسرائیل، بدون یک پایان قابل دستیابی، نتیجه معکوس میدهد و اثربخشی و سودمندی آن را تضعیف میکند.
این موضوع در حال حاضر در هیچ کجا به اندازه لبنان آشکار نیست. در حالیکه اسرائیل مجبور به پذیرش آتشبس دیگری با میانجیگری ایالات متحده شده است، همچنان نیروهای خود را در بخشهای بزرگی از جنوب لبنان نگه میدارد و همچنان حملاتی را علیه لبنان انجام میدهد. این یک دستورالعمل آزمایششده برای خصومتهای طولانی است. نتانیاهو و وزیر جنگ او در روزهای اخیر بارها اصرار داشتند که ارتش اسرائیل تا زمان خلع سلاح حزبالله در یک «منطقه امنیتی» باقی خواهد ماند که در واقع به معنای حضور و استقرار نامحدود است.
نخست وزیر اسرائیل وضعیتی را ایجاد کرده است که در آن هرگونه عقبنشینی یا امتیاز قابل توجه، نشانه ضعف و تسلیم برای اسرائیلیها و آمریکاییها خواهد بود.
اگر ترامپ و معاونش در مورد تثبیت روابط بین لبنان و اسرائیل جدی هستند، یافتن بهترین راه برای دستیابی به عقبنشینی کامل اسرائیل باید در اولویت اصلی باشد. به نفع اسرائیل است که راههایی برای شروع و اجرای این روند به تنهایی پیدا کند، نه اینکه مجبور به انجام آن شود.
تاکنون، ایالات متحده چرخش لفظی در قبال اسرائیل داشته است، اما هنوز نتوانسته نتانیاهو را کاملا تحت فشار قرار دهد. همچنین هنوز مشخص نیست که آیا خود اسرائیلیها منطق بازی با حاصل جمع صفر اسرائیل را زیر سوال برده و به چالش خواهند کشید یا خیر. اسرائیلیها در حالی که آماده انتخابات پارلمانی میشوند و سعی میکنند بفهمند چگونه از سه سال جنگ بیپایان، انزوای بینالمللی فزاینده و کمبود رهبرانی که باید برایشان جایگزینی بیابند، باید عبور کنند، با یک نقطه عطف بزرگ روبهرو هستند.»
انتهای پیام












