روایتی که مرز نداشت/ از قائم‌شهر تا تهران؛ روایت یک تشییع در دو جغرافیا

خبرگزاری ایسنا یکشنبه 14 تیر 1405 - 18:59
قائم‌شهر در روزهای وداع و تشییع پیکر مطهر قائد شهید امت، حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی حسینی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، یکپارچه در سوگ و سیاه‌پوشی فرو رفت؛ به‌گونه‌ای که هم‌زمان با اعزام گسترده اقشار مختلف مردم به تهران برای حضور در آیین تشییع، مراسم جاماندگان نیز در سطح شهرستان با حضور پرشور مردم برگزار شده و جلوه‌ای از همدلی، ارادت و انسجام مردمی را رقم زده است.

در روزی که تاریخ، نامش را با اندوهی سنگین در حافظه خود ثبت کرد، دل‌های بسیاری از مردم قائم‌شهر از مرزهای جغرافیا عبور کردند و خود را به تهران رساندند؛ به جایی که قرار بود آخرین وداع، در شکوهی تلخ و باشکوه رقم بخورد. یکشنبه ۱۴ تیر خیابان‌ها در پایتخت، میزبان قدم‌هایی بودند که از شمال تا مرکز کشور، از دل کوچه‌ها و محله‌های قائم‌شهر، از دل بازار و مدرسه و کارگاه، کشیده شده بودند تا در لحظه‌ای تاریخی، سهمی در بدرقه رهبر شهید داشته باشند.

فرهنگیان با چهره‌هایی آرام اما شکسته، خبرنگاران با چشمانی که این بار نه برای ثبت تصویر که برای پنهان‌کردن اشک خیره شده بودند، بازاریان با دل‌هایی که میان حساب و کتاب زندگی، این بار فقط یک حساب داشتند و آن حسابِ وفاداری و وداع بود، و کارگرانی که دستان خسته‌شان نه از کار، که از سنگینی غم می‌لرزید، همه و همه خود را به تهران رسانده بودند. هر قدمی که بر زمین گذاشته می‌شد، انگار تکه‌ای از دل یک شهر را با خود حمل می‌کرد.

روایتی که مرز نداشت/ از قائم‌شهر تا تهران؛ روایت یک تشییع در دو جغرافیا

اما قائم‌شهر در این میان خالی نبود؛ فقط چهره‌ها رفته بودند، نه دل‌ها. شهر در سکوتی عمیق فرو رفته بود، سکوتی که از فریاد هم بلندتر بود. کوچه‌ها، میدان‌ها، مساجد و حسینیه‌ها، همه گویی در انتظار ایستاده بودند؛ انتظاری برای شنیدن خبری که دیگر آمده بود اما پایانش، آغاز اندوهی تازه بود. آنان که نتوانستند به تهران برسند، در همان خاک آشنا ماندند، اما دل‌هایشان در میان جمعیت تشییع‌کننده پرسه می‌زد.

 جاماندگان در قائم‌شهر، تنها یک آیین جایگزین نبود؛ ادامه همان وداع بود، اما در قالبی دیگر. مردمی که در شهر مانده بودند، هر کدام گویی بخشی از آن جمعیت تهران را در دل خود داشتند. اشک‌ها در اینجا هم جاری بود، همان‌قدر واقعی، همان‌قدر سنگین. مادرانی که زیر لب دعا می‌خواندند، پدرانی که نگاهشان را به نقطه‌ای نامعلوم دوخته بودند، جوانانی که در سکوت، بغضشان را میان دندان‌هایشان پنهان کرده بودند، همه در یک حقیقت مشترک شریک بودند: فقدانی که مرز نمی‌شناخت.

روایتی که مرز نداشت/ از قائم‌شهر تا تهران؛ روایت یک تشییع در دو جغرافیا

کل کشور تهران بود اما در قائم‌شهر، دل‌هایی بر دوش خاطره‌ها؛ گویی یک تشییع در دو قاب موازی جریان داشت؛ یکی در هیاهوی آرام پایتخت و دیگری در سکوت بغض‌آلود شمال؛ اما حقیقت هر دو یکی بود، وداعی که نه زمان آن را کم‌رنگ می‌کرد و نه فاصله آن را می‌شکست.

امروز قائم‌شهر، شهری نبود که فقط نظاره‌گر باشد؛ شهری بود که هم رفت و هم ماند، هم در تهران اشک ریخت و هم در خانه‌های خود. و این دو تصویر، در نهایت در یک نقطه به هم رسیدند، در دل مردمی که باور داشتند این وداع، پایان نیست؛ تنها یک توقف کوتاه در مسیر خاطره‌ای است که در تاریخ این سرزمین باقی خواهد ماند.

انتهای پیام

منبع خبر "خبرگزاری ایسنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.