به گزارش رکنا، بسیاری از حاضران در گفتوگو با خبرنگاران و حاضران، از داغ سنگین این فقدان سخن گفتند و هر یک به شیوهای ارادت و اندوه خود را بیان کردند.
یکی از عزاداران که اشک امانش نمیداد، گفت: «حاضر بودم ۱۰ بار بمیرم، اما یک تار مو از رهبرم کم نمیشد. باور این اتفاق برایم سخت است و هنوز نمیتوانم نبودش را بپذیرم.»
بانوی دیگری که همراه اعضای خانواده خود در مراسم حضور داشت، با چشمانی اشکبار اظهار کرد: «از ساعتهای اولیه صبح آمدیم تا آخرین ادای احترام را انجام دهیم. احساس میکنیم یکی از عزیزترین سرمایههای این کشور را از دست دادهایم و این داغ برای همیشه در دل ما خواهد ماند.»
جوانی که پرچمی در دست داشت، گفت: «آمدهایم تا بگوییم راهی که رهبر شهید برای آن تلاش کرد، در ذهن و دل مردم زنده است. حضور این جمعیت، تنها یک مراسم عزاداری نیست؛ بلکه نمادی از وفاداری و همدلی مردم است.»
پیرمردی که با وجود کهولت سن خود را به محل مراسم رسانده بود، گفت: «سالها دعا میکردم سایه او بر سر این کشور باشد. امروز با دلی شکسته آمدهام تا با او وداع کنم. این روز را هرگز فراموش نخواهم کرد.»
فضای مراسم در تمام ساعات برگزاری، آمیخته با اشک، دعا، نوحهخوانی و زمزمههای مردم بود. بسیاری از حاضران با قرائت فاتحه، ذکر صلوات و دعا برای علو درجات رهبر شهید، ارادت خود را ابراز کردند و حضور گسترده مردم را نشانهای از همبستگی و ادای احترام به مقام او دانستند.
مراسم وداع با رهبر شهید، صحنه روایتهای فراوانی از عشق، دلتنگی و وفاداری بود؛ روایتهایی که هر کدام از زبان مردم بیان میشد و از عمق تأثر و اندوه آنان نسبت به این ضایعه حکایت داشت.