خبرگزاری مهر، گروه استانها- مطهره میرزایی*: رهبر شهید، شخصیتی جامعالاطراف و فراتر از یک حاکم سیاسی متعارف بود که دکترین حکمرانی خود را بر پایه آمیزهای تفکیکناپذیر از مرجعیت معنوی، زهد ساختارشکن و عقلانیت محاسباتی بنا نهاد.
او فرماندهی هوشمند و نفوذناپذیر در دل بحرانها بود که با اشراف عمیق بر ادبیات، هنر، ابزارهای سایبری و ظرایف میدانی، از یک سو الگویی از سعهصدر و رواداری را در مواجهه با منتقدین داخلی رقم زد و از سوی دیگر، با مهندسی محور مقاومت، دکترین نگاه به شرق و وفاداری استراتژیک به متحدان، معادلات نظام سلطه را در هم کوبید و مکتبی زنده و جاری در شریانهای جبهه حق به یادگار گذاشت.
دکترین جامع ایشان در دوران زعامت، با پیچیدهترین بحرانهای منطقهای و بیسابقهترین تحریمهای تاریخ همزمان بود، اما ثبات بیبدیل و نفوذ فرامرزی این شخصیت معنوی و استراتژیک، معادلات متعارف غربی را به طور کامل دستخوش دگرگونی ساخت.
شخصیت اجتماعی رهبر شهید الهامبخش در نگاه ناظران منصف بینالمللی، آمیزهای تفکیکناپذیر از مرجعیت معنوی-مذهبی و عقلانیت محاسباتیِ استراتژیک است.
اصالت زهدِ ساختارشکن در دنیای تجملات سیاسی
در جهانی که جلوههای اشرافیت، تجملگرایی و نمادهای طبقاتی ملاک ارزیابی دولتمردان است، زهد ساختارمند و زندگی عاری از پیرایههای مادی ایشان به عنوان یک استثنای معنادار خودنمایی میکند؛ اصالتی ملموس که حتی بیوگرافینویسان و تحلیلگران ارشد غربی نیز بارها بدان اعتراف کرده و آن را منبع اصلی بازتولید مشروعیت کاریزماتیک و نفوذ عمیق مذهبی در میان تودههای عدالتخواه جهان دانستهاند.
این صلابت نفس در مواجهه با طوفانهای سهمگین اجتماعی و جنگهای روانی ابرقدرتها، نهتنها آرامش روانی و ثبات پایدار را به جامعه داخلی تزریق میکرد، بلکه در پهنه بینالمللی نیز تصویر یک رهبر کاملاً نفوذناپذیر، مستحکم و تزلزلناپذیر را تثبیت مینمود.
این مشی صبورانه و رواداری سیاسی عمیق، در لایههای پنهان پشت صحنه دیدارهای رسمی و در قالب سالها جلسات مداوم، صمیمانه و بدون دوربین با نخبگان، استادان و دانشجویان تجلی داشت؛ فضایی آزاد که در آن تندترین نقدها نسبت به کارکرد ارکان مختلف نظام مستقیماً در محضر ایشان مطرح میشد و سعه صدر، شنیدن صبورانه دغدغهها و پرهیز از برخوردهای حذفی، الگوی نوینی از سعه صدر حکمرانی را پیش چشم همگان قرار میداد. بر همین اساس، در مواجهه با تکانههای داخلی و بحرانهای پیچیده اجتماعی، راهبرد اصیل و ثابت ایشان مبتنی بر دکترین «جذب حداکثری و دفع حداقلی» شکل میگرفت تا جامعه در پرتو روشنگری، صبر و تبیین عقلانی، خود به آگاهی و اقناع دست یابد.
بخش مهمی از ابعاد وجودی این رهبر عالیقدر که کمتر در رسانههای جهان بدان پرداخته شده، تسلط شگرف بر زبان و ادبیات است. ایشان علاوه بر درجه والای اجتهاد و فقه، تسلط عجیبی بر زبانهای عربی و آذری داشته و شاهکارهای ادبیات کلاسیک جهان، بهویژه رمانهای برجسته روسی را در زبان اصلی خود مطالعه میکردند؛ مزیتی کمنظیر که امکان رصد بیواسطه و تحلیل مستقیم جریانهای فکری جهان را بدون فیلترهای تفسیری فراهم میساخت.
این اشراف عمیق علمی با نگاهی زیباشناسانه به عرصه هنر، رمان و شعر پیوند خورده بود، به طوری که جلسات چندساعته و شبانه با اهل قلم و آفرینندگان آثار هنری، از ایشان یک منتقد حرفهای، ذوفنون و آشنا به ظرایف روحی هنرمندان ساخته بود که هنر تراز را قویترین ابزار برای صدور تفکر انقلابی و تجلی ارزشهای انسانی میدانستند.
این نگاه آیندهنگرانه و تسلط بر ابزارها، در حوزه تکنولوژی و فضای مجازی نیز نمودی عینی داشت. در روزگاری که اهمیت ابعاد سایبری بر بسیاری از کارگزاران پوشیده بود، تعبیر ژرف و تاریخی ایشان مبنی بر اینکه اهمیت فضای مجازی همسنگ اهمیت خود انقلاب اسلامی است، منجر به صدور فرمان استراتژیک تشکیل شورای عالی فضای مجازی و پایهگذاری شبکه ملی اطلاعات شد؛ دوراندیشی منحصربهفردی که به ایران اسلامی توانمندی شگرفی در دست برتر داشتن در جنگهای سایبری مدرن و پرهیز از انفعال بخشید.
نبض میدان و هندسه بازدارندگی در شطرنج خاورمیانه
در میدان اقتدار نظامی نیز، تجربههای گرانسنگ حضور مستقیم در خطوط مقدم جبههها در دوران دفاع مقدس، از ایشان فرماندهی کلان و نابغهای نظامی ساخته بود که اشراف میدانی و فنی ایشان بر جزئیترین قطعات دفاعی، تکنولوژی پهپادی و موشکی و جغرافیای سوقالجیشی منطقه، بزرگترین ژنرالها و تئوریسینهای نظامی را در جلسات تخصصی شگفتزده میکرد؛ معماری دقیقی که امنیت ملی را فراتر از توافقهای کاغذی، در متن و بطن میدان سخت رقم میزد. برآیند این نبوغ دفاعی، در ابداع شاهکار استراتژیک قرن یعنی هندسه و معماری مقتدرانه «محور مقاومت» متجلی شد؛ پیوند منسجم، خودکفا و بازدارندهای از نیروهای مردمی در پهنه جغرافیایی لبنان، فلسطین، عراق، سوریه و یمن که عمق راهبردی کشور را تا دریای مدیترانه و بابالمندب گسترش داد و دکترینهای فرامنطقهای نظیر پروژه آمریکایی «خاورمیانه جدید» را با شکستی قطعی مواجه ساخت.
موازی با این حرکت میدانی، دیپلماسی عمومی و نوآورانه ایشان در صدور نامههای مستقیم به جوانان غربی، فیلترها و بایکوتهای رسانهای نظام سلطه را درهم شکست و وجدانهای بیدار را به شناخت بدون واسطه از اسلام و بازخوانی انتقادی سیاستهای استعماری فراخواند.
همزمان، ریلگذاری شجاعانه سیاست خارجی در قالب دکترین «نگاه به شرق» و پافشاری بر اتحاد استراتژیک با قدرتهای نوظهور جهانی نظیر چین و روسیه، در کنار عضویت دائم در پیمانهای بزرگ بینالمللی چون سازمان همکاری شانگهای و بریکس، پروژه منزویسازی ایران را به طور کامل خنثی کرد.
در مکتب فکری و سیاسی شهید آیتالله خامنهای، روابط بینالملل بر پایههایی فراتر از منفعتگرایی صرف و ابزاری تعریف میشود.
*خبرنگار و فعال رسانه ای استان قزوین



