حجتالاسلام محسن قبادیان قادی تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داد به ابعاد جامعهشناختی و راهبردی خیزش عظیم مردمی در بدرقه رهبر شهید را واکاوی کرد و نوشت: آنچه در سوگ امام شهید، حضرت آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای، بر صحنه تاریخ نقش بست، از هر گونه روایت سادهانگارانه یک مراسم تشییع، بزرگتر و عمیقتر بود. این حضور دهها میلیونی، نمایش اراده یک امت در لباس سوگ بود؛ اما در باطن، سرودی برای «پیمانی تازه.»
در آن لحظات بیبدیل که موج انسانها با تلالؤ پرچمهای سرخ، چشمانداز افق را دگرگون کرد، پیامی فراتر از ماتم به گوش جهانیان رسید؛ این جمعیت، این رنگ پرشور، این طنین هماهنگ، روایتی جز «مطالبه خون» را برنمیتابد و هیچ تفسیری جز «پاسخی قاطع»، گویای این خشم عمیق و منظم نیست.
رنگ سرخ؛ زبانی بیپرده
نمادها، در عمیقترین لایههای خود، راوی حقیقتاند. آنگاه که دهها میلیون انسان در هماهنگیای کمنظیر، پرچمهای سرخ را بر افراشتند، نه صرفاً سوگواری، بلکه «پیامی راهبردی» را به نظارهگران جهان مخابره کردند. رنگ سرخ در زیستبوم تمدنی ما، نه فقط نشانی از شهادت، که رمز پایداری تا تحقق وعده و خواستهای که به سرانجام خواهد رسید است.
هر کوششی برای فروکاستن این حماسه به «وداعی احساسی» یا «آیینی گذرا»، یا ناشی از ناآگاهی از عمق ماجراست، یا تلاشی برای انحراف افکار عمومی. این انبوه خروشان، با دستانی که بر پرچمهای سرخ گره خورده بود، در حقیقت «سند خونخواهی» را با اخلاص، مهر تأیید زد. سرخ، اینجا نه رنگ اندوه، که رنگ «عزمی راسخ» برای رویارویی با هر آن کس است که در این جنایت، نقشی داشته است.
از همهمه امت تا اقتدار ایران
این گردهمایی بیشمار، نمایانگر پیوندی ناگسستنی میان امت و امام شهید است. این نه یک تجمع ملی عادی، که «جنبشی امتی» بود در بدرقه رهبری که دل در گرو او داشتند؛ جنبشی که در آن، سوگواران با یکصدا سوگند خوردند که اندوه فراق را با «پیروزی پایدار» پاسخ دهند. این سیل یکپارچه، با فریادهای هماهنگی که طنین آن در اعماق تاریخ پیچید، اعلام داشت که در منظومه فکری تمدن نوین اسلامی، «وفاداری به امام» و «خواست قصاص»، دو روی یک حقیقت واحدند.
این خیزش، پشتوانهای راسخ برای «ایران استوار» است؛ ایران امروز که با اتکا به این اراده مردمی، در سایه رهبری شرعی خونخواه اول، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رویکردهای خود را بازتعریف کرده است. این حضور کمنظیر، پیامی شفاف برای جهانیان داشت که هرگونه مسالمت بیاثر یا دیپلماسی سست، در برابر این خشم سامانیافته، راه به جایی نخواهد برد.
خاک، پایان قصه نیست
آغوش سرد خاک، هرچند پیکر پاک و رنجدیده امام را در بر گرفت، اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. این جمعیت دهها میلیونی، با آن پرچمهای سرخ، اعلام کرد که «خونخواهی» اینک به «مسئولیتی تاریخی» تبدیل شده است. هر تکبیری که در نماز برای رهبر شهید بر لبها جاری شد، در واقع گامی در مسیر تحقق وعده انتقام بود.
ما در آن روز، شاهد تبدیل میلیونها انسان به «سپاهی منسجم در راه خونخواهی» بودیم. این همبستگی جمعی، روحی تازه در کالبد آرمانها دمید تا هر کس که در دل خود اندیشه دیگری میپروراند، بداند که این امت، تا بازپسگیری حق به پایمالرفته امام شهید، از حرکت باز نخواهد ایستاد.
تشییع، سرآغازی بر فتحی بزرگ
بدرقه امام شهید، پایان یک دوره نبود؛ «گشایش دریچهای نو» بود. آغاز راهی که در آن، پرچمهای سرخ خونخواهی، جهت تمدن نوین اسلامی را ترسیم میکنند. ما با امام شهید پیمان بستهایم و در مسیر رهبری جدید، این پیمان را با «پاسخ قاطع» به سرانجام خواهیم رساند.
انتهای پیام












