با ۵۰۰ شخصیت داستان جنگ و صلح تولستوی همراه می شوند و در افت و خیز جنگ دلهره آمیز و هجوم برق آسای ارتش ناپلئون تا افول یک سیاستمدار جاه طلب و عقب نشینی خونینش هم ذات پنداری می کنند.
بیراه نیست اگر بگوییم مردم ایران، تولستویخوانترین و داستایوفسکیخوانترین مخاطبان ادبیات در جهان هستند و شاهکارهای روسیه، محبوبترین آثار خارجی در میان جامعه ماست. اما این عشق به کلمات جریانی است که از تودههای مردم تا عالیترین سطح هدایت جامعه امتداد داشت جایی که آیتالله خامنهای به عنوان رهبر انقلاب، خود یکی از جدیترین، متبحرترین و حرفهایترین خوانندگان و صاحبنظران ادبیات روس در زمانه ما به شمار میرفتند.
البته رهبر شهید انقلاب با همه مشغلههای سیاسی و رهبری یک کشور بزرگ و با تاریخ، احاطه شگرفی بر ادبیات ایران داشتند و در میان ادبیات خارجی نیز با شاهکارهای ادبی جهان به خوبی آشنا بودند. با این حال، بسامد زیاد نامهای روسی در کلام ایشان نشان میدهد که در میان ادبیات جهانی، جایگاهی ویژه برای ادبیات روسیه قائل بودند و این یادداشت، دقیقاً به دنبال رمزگشایی از همین علاقه است.
خطوط نانوشته زندگی مطالعاتی رهبر شهید نشان میداد که ایشان رمان را نه ابزاری برای سرگرمی، بلکه شناسنامه روحی و آینه تمامنمای تاریخ یک ملت میدانستند. حتی رسانههای فضول غربی که همه ساحتهای روابط دو کشور متمدن و ادبدوست ایران و روسیه را میپایند و به قول حافظ، بیهنرانی هستند که از همه این دوستیها فقط عیبها را میبینند، ناچار به این علاقه عمیق رهبر مجاهد و شهید انقلاب به ادبیات روسیه اعتراف کردهاند.
برای نمونه، رسانهای چون روزنامه گاردین در گزارش خود مبهوت این اشراف فکری شد و اعتراف کرد رهبر ایران نگاهی کاملاً تخصصی، ساختارشناسانه و فوقالعاده هوشمندانه به رمانهای بزرگ جهان داشتند.
جذابترین جلوه این نگاه تخصصی، در نقد و مقایسههای داستانی ایشان آشکار میشد. در حالی که بسیاری از منتقدان جهان رمان «دن آرام» شولوخوف را قله ادبیات داستانی شوروی میدانند، رهبر شهید در تحلیلی دقیق، رمان سهگانه «گذر از رنجها» اثر الکسی تولستوی را از نظر تکنیک و روایتِ منصفانه از فداکاریهای یک ملت، برتر و موفقتر ارزیابی میکردند. این سطح از نقد، نشاندهنده رهبری بود که فراتر از نامها و جوایز، روح و حقیقت داستان را میشناخت.
ایشان بارها با یادآوری شاهکارهای داستایوفسکی، تولستوی و چخوف به این نکته اشاره داشتند که چرا این نویسندگان در ایران تا این حد محبوبند. پاسخ در روح مشترک ماست؛ دغدغههای عمیق اخلاقی، جستجوی عدالت، لایههای معنوی و نگاه توأم با رنج و خداباوری که در ادبیات روس موج میزند، پیوند روحی عمیقی با فرهنگ اصیل ایرانی دارد.
رهبر شهید با تکیه بر همین شباهتها، ادبیات متعهد روس را یک الگوی بینظیر برای نویسندگان جوان ایرانی میدانستند؛ الگویی که به ما یاد میداد چطور میتوان حماسههای عظیمی مثل دفاع مقدس و انقلاب اسلامی را با زبان جادویی قصه، برای همیشه در تاریخ جهان ماندگار کرد.
این نوشته را با فرازی از بیانات رهبر شهید انقلاب درباره دلایل اهمیت ادبیات روسیه به پایان می برم. «اگر نگاه کنید، شیرینترین و هنرمندانهترین نوشتههای هنری و رمانهای بزرگ مربوط به بخشهایی است که ملتی دارد کار بزرگی از این قبیل انجام می دهد. «جنگ و صلح» تولستوی مربوط به مقاومت عجیب مردم روسیه است مقابل حملهی ناپلئون و حرکت عظیمی که مردم مسکو انجام دادند برای ناکام کردن ناپلئون. تولستوی کتابهای دیگری هم دارد، اما به نظر من این کتاب برجستگیاش به خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است.»
منبع: خبرگزاری تاس










