آقای شهید ایران! خداحافظ سلام ما را به آقا روح‌الله برسان

ایرنا دوشنبه 15 تیر 1405 - 16:22
تهران- ایرنا- حضور مردم برای وداع با آقای شهید ایران این پیام را به آمریکا و رژیم صهیونی رساند که در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه با ترور ناجوانمردانه رهبرمان، سقوط «جمهوری اسلامی» را در ذهن خامتان می‌پروراندید اما با این کار، هسته سخت ۹۰ میلیون را پای کار ایران آورده‌اید.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، تهران، نه باید گفت ایران، امروز برای آقای شهید برخاست. گویا مردم دیشب خواب نداشتند تا خودشان را قبل از آغاز رسمی مراسم تشییع - ساعت ۶ صبح به وقت ۱۵ تیرماه- به مسیرهای از پیش تعیین شده برسانند.

ساعت ۷ صبح از متروی اکباتان به سمت میدان آزادی رفتم. زن، مرد، جوان، پیرمرد و پیرزن‌هایی را می‌دیدم که آمده بودند تا باز با آقا و مقتدایشان خداحافظی کنند. ایستاده منتظر قطار بودم، یک روحانیِ جوان که به شمایلیش یک جوان دهه ۷۰ می‌خورد با دوست صمیمی‌اش در حال گپ و گفت وگو بود، به نشانه کنجکاویِ خبرنگاریم گوش‌هایم را تیز کردم تا بشنوم چه می‌گویند، به رفیقش می‌گفت، «بیش از سه ماه می‌گذرد و هنوز باورم نمی‌شود آقا رفته است، ما برای تشییع نیامدیم، برای سلام دوباره آمده‌ایم». نتوانسته‌ام سکوت کنم و به روحانیذ جوان گفتم؛ حاج‌آقا! جانا سخن از زبان ما می‌گویی؛ سپس قطار آمدم و سوار شدم.

ساعت ۷:۳۰: وقتی از ایستگاه آزادی بیرون آمدم، صدای روح‌بخش کلام‌الله مجید شنیده می‌شد. تعداد زیادی از مردم هم از بزرگراه لشکری و با پای پیاده، با پرچم‌های ایران به سمت میدان آزادی حرکت می‌کردند.

وارد میدان شدم. مردم زیادی را می‌دیدم که دور میدان حلقه زده بودند و با تصاویری از رهبر شهید و رهبر فعلی می‌گریستند. آری! الان دیگر باید گریست، آقایمان دارد تهران را ترک می‌کند و به قم می‌روند و سپس‌ نوبت به حضرت عشق اباعبدالله الحسین(ع) می‌رسد و بعدا در جوار نورانی امام رئوف آرام می‌گیرند.

۷:۴۶: مراسم با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد؛ مردم گروه‌های جداگانه‌ای تشکیل داده‌اند. عده‌ای به سینه می‌زدند و می‌گفتند «عزا عزا است امروز، روز عزاست امروز خامنه‌ای رهبر پیش خداست امروز»، ۱۰ نفر دیگر از بانوان سرزمینم پرچم بزرگ ایران را در دست داشتند و می‌گفتند: می‌خواهیم پُز پرچممان را بدهیم، به آن می‌بالیم.

در این بین عزاداری‌های «عربِ‌های اهوازی» هم جالب توجه بود؛ خبرنگاران سایر رسانه‌ها مشغول ثبت تصویر عزاداری آنها بودند.

از طریق همکارم باخبر شدم پیکر مطهر نزدیک به دانشگاه شریف است دیگر نتوانستم در میدان آزادی بمانم، تپش قلب گرفتم. باید آقا را برای بار آخر ببینم، هم با عزیزم وداع می‌کنم و هم تصاویر و فیلم‌هایم را برای خبرگزاری ارسال خواهم کرد.

آقای شهید ایران! خداحافظ سلام ما را به آقا روح‌الله برسان

قدم‌هایم را به سختی برمی‌داشتم، هنوز که هنوز است باورم نمی‌شود، آقا سید علی خامنه‌ای دیگر در بین‌مان نیست. به دانشگاه شریف نزدیک شدم، تعدادی از بسیجیان که تعدادشان هم زیاد بود با دست‌هایشان، زنجیره‌ای را تشکیل داده بودند و از جمع کثیر درخواست می‌کردند به خودروی پیکرها نزدیک نشود، یکی از بسیجی‌ها که کارت خبرنگاریم را دید به من گفت؛ برادر! به داخل ایستگاه" بی آر تی" برو و از آنجا کارت را انجام بده.

وارد ایستگاه شدم، دیگر به ساعت هیچ دقت نمی‌کردم، فقط به دنبال دیدار یار بودم. نمی‌دانستم ساعت چند است. خودرو آمد؛ آقای ما را آوردند. تمام مردمی که در ایستگاه بودند نتوانستند جلوی بغض‌شان را بگیرند. صدای گریه‌ها بلند شد؛ وای آقا رفت؛ خداحافظ ایرانی‌ترین رهبر...

قبل از آنکه خودروی پیکر مطهر رهبر شهید و خانواده‌شان را ببینم، چند خودرو از کنارمان رد شدند، بر روی یک خودرو سلحشور مداح اهل بیت(ع) قرار داشت. در یک خودروی دیگر هم عکاسان و خبرنگاران صدا و سیما حضور داشتند؛ یوسف سلامی مشغول پلاتو گفتن بود.

وقتی خودروی پیکرها با کُندی، دانشگاه شریف را رد کرد، من هم به جمع مردم پیوستم، خیابان آزادی جای سوزن انداختن نبود، فقط صدای عزاداری و سینه‌زنی مردم می‌آمد، به طوری که نتوانستم با همکارانم در ایرنا به صورت تلفنی صحبت کنم و گزارشی از مراسم ارائه دهم. به خودم تعهد دادم، هر آنچه دیدیم را در گزارشم برای آگاه‌سازی مردم بیاورم و به نکات مهم و حاشیه‌ای اشاره کنم.

در پل عابر- نزدیک به دانشگاه شریف - دو جوان با لباس فارغ‌التحصیلی و همان کلاه معروفی که دانشجویان در جشن فارغ التحصیلی می‌گذارند و شرکت می‌کنند، مراسم تشییع را دنبال می‌کردند؛ خبرنگاران و عکاسان زیادی از رسانه‌های داخلی و خارجی نیز روی پل دیده می‌شدند.

آقای شهید ایران! خداحافظ سلام ما را به آقا روح‌الله برسان

اگر بگویم قدم برداشتن برایمان دشوار شده بود، سخنی گزافه نگفته‌ایم، آفتاب شدیدی می‌تابید، اما مردم چه حماسه‌ای خلق کردند، حقیقتا آبپاش‌ها هم جان دوباره‌ای به مردمِ عزادار می‌دادند. چشمم به ایستگاه "بی‌آرتی" استاد معین افتاد، تعدادی از مردم بالای "بی‌آرتی" درحال سینه‌زنی بودند.

دیگر همه جا قفل شده بود و نمی‌شد قدم برداشت، در زیر پل مستقر شدم تا نفسی تازه کنم، مادر بزرگی را دیدم که با یک خانم دیگر صحبت می‌کرد، به او می‌گفت: با این سن و سالم آمده‌ام که آقا را ببینم، اما حیف که دیگر نمی‌شود، آن خانم به پیرزن اهلِ دل پاسخ داد: همین که آمدی کار بزرگی کردی.

از طریق کانال‌ها و گروهای خبری پیگیر بودم پیکرها کجا هستند؛ سخنگوی ستاد تشییع اعلام کرده بود که به دلیل ازدحام جمعیت در میدان آزادی متوقف شده است؛ این مردم چه کرده‌اند. رسانه‌های اپوزیسون و لندن‌نشین اگر راست می‌گویند به عنوان "رسانه" ایفای نقش می‌کنند، آنچه امروز در پایتختِ ایران رقم خورد را پوشش دهند. در طول مسیر تا میدان آزادی صاحبان انقلاب یک شعار می‌دادند «انتقام، انتقام، والسلام، والسلام».

آقای شهید ایران! خداحافظ سلام ما را به آقا روح‌الله برسان

اذان ظهر به افق تهران فرا رسید، مردم برای نماز آماده می‌شدند. بعضی از خانه‌ها، درب‌های خود را باز گذاشته بودند تا مردم در پارکینگ‌ها اقامه نماز کنند.

عده‌ای دیگر از مردم، با چفیه‌هایی که به همراه داشتند نماز ظهر و عصر را در خیابان‌های اطراف آزادی به جا آوردند. مردم همان طور که قدم برمی‌داشتند سرود "باید برخواست" را می‌خوانند، چه تصاویر زیبا و به یادماندنی خلق شد.

از حاشیه‌ها گفتیم و حال به متن مراسم تشییع رهبر شهید بپردازیم.

ملتِ ما برای رهبر شهیدشان سنگ تمام گذاشتند تا باز بگویند هیچگاه نمی‌گذاریم پرچم سه رنگ و مقدس ایرانِ عزیزمان زمین بماند. آمدند و باز قدرت ملی را در فضای باز تهران بزرگ به نمایش گذاشتند.

حضور مردم در تشییع امروز، دیگر فقط یک ادای احترام رسمی نبود، یک اعلام وفاداری جمعی با ولی فقیه شهید و امام حاضر بود. ما در دو روز گذشته در مصلا، شاهد «غمِ متین» و «احترام عمیق» بودیم. در تشییع، مجدد «عزم راسخ» ایرانی‌ها مشاهده شد. به هرحال وقتی میلیون‌ها نفر در خیابان‌های تهران جاری شدند، مانور و رژه سرمایه‌های اجتماعی نظام را نمایش می‌دهد.

هرچند حضرت آقا از سوی شقی‌ترین افراد ترور و به شهادت رسیدند اما در دل‌های ۹۰ میلیون ایرانی زنده هستند. رئیس جمهور پزشکیان روز شنبه در همایش بین‌المللی امام خامنه‌ای؛ رهبر جاویدان مقاومت چه خوب گفت که من با رهبر شهید وداع نکرده و نخواهم کرد. ایشان تا همیشه در ذهن و قلب من زنده است و زنده خواهد ماند. او در اصل حرف مردم سرزمینش را به زبان آورد. هرچند مردم در مراسم تشییع کار را تمام کردند و با مقتدایشان وداع کردند، اما در اصل وداع با شخص نبود، ایمان و باور داریم شهدا زنده هستند و نزد خداوند روزی می خورند.

آقای شهید ایران! خداحافظ سلام ما را به آقا روح‌الله برسان

پیامدهای حضور مردم در مراسم تشییع

از سوی دیگر، حضور مردم در مراسم روز دوشنبه پیامدهای داخلی و خارجی داشت. این حضور عظیم، در واقع اعلام حمایت همگانی از رهبری جدید است. مردم با همراهی در تشییع رهبر شهید، در واقع در کنار ایشان، پیمان وفاداری خود را با آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای نیز تجدید کردند.

همچنین بسیاری از تحلیلگران غربی تصور می‌کردند، پس از شهادت رهبرمان، ایران دچار «فلج اجتماعی» یا آشوب‌های داخلی می‌شود، دیدن دریای انسانی در تهران، این تئوری‌ها را به کلی باطل و ثابت کرد، نظام نه تنها فروپاشیده نیست، بلکه منسجم‌تر شده است.

دشمن به وضوح دید، با یک ساختار سیاسی در ایران نمی‌جنگد، بلکه با یک اراده‌ ملی طرف است. این حجم از حضور، به دشمن فهماند، هزینه‌ هر ضربه‌ بعدی، بسیار بیشتر از پیش خواهد بود، چون حالا این ملت با «سوختِ انتقام و وفاداری» به پیش می‌رود.

مراسم تشییع در تهران نمایش قدرت ملی ایرانیان بود

حضور مردم، این پیام را به ایالات متحده و رژیم صهیونی رساند: در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه با ترور ناجوانمردانه رهبرمان، سقوط «جمهوری اسلامی» را در ذهن خامتان می‌پروراندید اما با این کار، هسته سخت ۹۰ میلیون را پای کار ایران آورده‌اید.

آقای شهید ایران! خداحافظ سلام ما را به آقا روح‌الله برسان.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.