قزوین، روایت شهری که ایستاده گریست

ایرنا سه شنبه 16 تیر 1405 - 13:18
قزوین - ایرنا - تاکنون بیش از ۱۰۰ هزار قزوینی در آیین تشییع رهبر شهید حضور یافته‌اند، اما آنچه این روزها بیش از هر چیزی که نمود پیدا می‌کند، شب‌های بی‌قرار مردمی است که با راهپیمایی‌های خودجوش، پرچم‌گردانی و بدرقه زائران، سوگ خود را به تصویری ماندگار از همبستگی تبدیل کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار ایرنا، در تاریخ هر سرزمین، روزهایی وجود دارد که مردم بدون دعوت و قرار قبلی و حتی بدون آنکه کسی از آنان بخواهد، خود در میدان حاضر می‌شوند در حالی که این حضور را نمی‌توان در قالب یک تجمع یا مراسم تصور کرد، بلکه لحظه‌هایی هستند که احساس مشترک جامعه را در دفتر خاطرات تاریخ ثبت و ضبط می‌کنند.

از نخستین لحظات مراسم تشییع رهبر شهید در تهران، خیابان‌ شهرهای مختلف استان قزوین رنگ و بوی دیگری به خود گرفت، شب‌ها وقتی از گرما و شلوغی روز کاسته می‌شود، مردم در میدان‌ها، چهارراه‌ها و خیابان‌های اصلی پرشورتر از گذشته گرد هم می‌آیند.

پرچم‌ها بر دوش جوانان می‌چرخد، نوحه‌ها در فضا طنین می‌اندازد، شعارهای همدلی شنیده می‌شود و راهپیمایی‌های خودجوش تا نیمه‌های شب ادامه پیدا می‌کند، کمتر کسی این اجتماعات را برنامه‌ریزی‌ شده می‌داند، بیشتر شبیه واکنش طبیعی مردمی است که می‌خواهند اندوه خود را با یکدیگر تقسیم کنند، در این شب‌ها ما شاهد زنان و مردانی در میادین شهر هستیم که با صورت‌های اندوهگین و قلبی سرشار از خاطرات با رهبر شهید در سال ۸۲ (سفر رهبر شهید به استان قزوین) ارادت قلبی خود را ابراز می‌کنند.

در چنین صحنه‌هایی، تفاوت سن و سال دیگر چندان معنایی پیدا نمی‌کند، نوجوان و کودکی که در کنار پدر و مادر خویش پرچم در دست گرفته، پیرمردی که با دوچرخه آرام در کنار جمعیت قدم برمی‌دارد، مادری که کودک خود را در بغل گرفته و راننده‌ای که سر از شیشه ماشین بیرون آورده و شعار می‌دهد، همگی ضربان قلب خیابان‌های قزوین را تشکیل داده‌اند.

آنچه این روزها در قزوین بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آید، استمرار عزاداری‌هاست؛ برخلاف بسیاری از مناسبت‌ها که شور اولیه به‌ تدریج کاهش می‌یابد، سوگواری مردم هر شب شکل تازه‌ای پیدا می‌کند، در برخی محله‌ها مثل دوراهی همدان، کوثر، ولیعصر، شهید بابایی و جانبازان هیات‌ها با برپای ایستگاه‌های صلواتی به خیابان آمده‌اند، در برخی نقاط گروه‌های مردمی با پرچم‌گردانی مسیرهای مشخصی را طی می‌کنند و در درون برخی مساجد دیگر نیز تنها ایستادن کنار یک پرچم و قرائت فاتحه، به آیینی برای همدردی تبدیل شده است.

این حضور اما تنها در داخل استان خلاصه نمی‌شود، چراکه بنابر اظهارات سخنگوی ستاد تشیع رهبر شهید در استان قزوین، بیش از ۱۰۰ هزار زائر قزوینی نیز در مراسم تشییع رهبر شهید حضور یافتند و این آمار همچنان در حال افزایش است، برای تسهیل این حضور نیز ۳۰۰ دستگاه اتوبوس از نقاط مختلف استان، زائران را به تهران، قم و مشهد منتقل کرده‌ و می‌کنند که این موضوع نشان می‌دهد اشتیاق مردم برای حضور در مراسم بدرقه، فراتر از ظرفیت‌های معمولی است.

اما شاید مهمترین بخش این روایت، گفت‌وگوهایی باشد که در میان جمعیت شنیده می‌شود، کافی است چند دقیقه در کنار مردم بایستی تا با جمله‌هایی روبرو شوی که بیشتر از هر تحلیل سیاسی، عمق احساسات را نشان می‌دهد. یکی می‌گوید: «آمده‌ایم که به رهبر شهید بگوییم تنها نیست»، دیگری از تجربه طولانی خود برای رسیدن به تهران سخن می‌گوید؛ پیرزنی که عصا در دست دارد، تنها یک جمله بر زبان می‌آورد: «باید می‌آمدم؛ اگر نمی‌آمدم، دلم آرام نمی‌شد».

چنین جمله‌هایی را نمی‌توان ساختگی دانست؛ اینها روایت‌های کوتاه اما صادقانه‌ای هستند که در حافظه دیار مینودری باقی می‌ماند.

اما امروز بیش از هر زمان دیگری وظیفه داریم تا از روایت‌های انسانی غافل نمانیم، ثبت تعداد اتوبوس‌ها، شمار شرکت‌کنندگان و گزارش برنامه‌ها ضروری است، اما آنچه یک گزارش را ماندگار می‌کند، روایت انسان‌هاست، روایت پدری که فرزندش را برای نخستین‌ مرتبه به یک مراسم ملی آورده، دانشجویی که شبانه خود را به جمع عزاداران رسانده و یا کسبه‌ای که مغازه‌اش را زودتر بسته تا در مراسم حضور پیدا کند.

ما امروز با مردمی در اقصی نقاط کشور و به ویژه قزوین روبرو هستیم که اگرچه توفیق حضور در مراسم تشییع رهبر شهید را پیدا نکردند و سرشان مشغول کار و زندگی بود اما روح و قلبشان در کنار پیکر آقای شهید ایران است،‌ قزوینی‌ها در بزنگاه‌های حساس سیاسی همواره در کشور سرآمد بوده‌اند تا جایی که اگر حرف غیرت ملی و عشق و همبستگی به میان باشد، سرازپا نمی‌شناسند.

اگر کمی به گذشته نگاه کنید، قزوین در طول تاریخ بارها نشان داده که در بزنگاه‌های ملی و مذهبی، حضوری فراتر از انتظار داشته، از دوران دفاع مقدس تا مناسبت‌های بزرگ مذهبی، این استان همواره سهم خود را در صحنه‌های سرنوشت‌ساز ایفا کرده و حضور گسترده مردم در مراسم تشییع رهبر شهید را نیز می‌توان در امتداد همین حافظه تاریخی تحلیل کرد؛ حافظه‌ای که بر مشارکت اجتماعی، همبستگی و احساس مسوولیت عمومی استوار است.

شاید سال‌ها بعد، بسیاری از آمارها فراموش شوند، کسی به خاطر نخواهد آورد چند اتوبوس اعزام شد یا دقیقا چه تعداد در مراسم حضور داشتند، اما آنچه در ذهن‌ها باقی می‌ماند، تصویر شب‌هایی است که خیابان‌های قزوین از این حادثه خاموش نشد، شب‌هایی که مردم، بی‌آنکه یکدیگر را بشناسند، کنار هم ایستادند، پرچم‌ها را بر دوش گرفته و اندوه مشترک خود را با قدم زدن، اشک ریختن و شعار دادن روایت کردند.

شاید ارزش واقعی این روزها نیز همین باشد، اینکه یک جامعه، در لحظه‌ای دشوار، توانست بار دیگر معنای با هم بودن را به نمایش بگذارد.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.