در این فرهنگ اصیل، بدرقه نه پایان یک مسیر که سرآغاز بازخوانیِ عهدی است که بخشی از جان اجتماع محسوب میشود. خراسان، با ثبت باشکوهترین بدرقههای تاریخِ ایران، نشان داده است که چگونه میتواند در اوج تلخی وداع، امید به آرمانها را در رگهای جامعه جاری کند و خیابان را به مدرسهای برای مشق ایثار و ایستادگی بدل سازد؛ سنتی که پاسداشت آن، صیانت از یک سرمایه عظیم اجتماعی است.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه گفت: وقتی از فرهنگ تشییع در خراسان سخن میگوییم، در واقع وامدار آموزههای رضوی و روحیه حماسهپرور این خطه است و مراسم تشییع صرفاً برای تکریم متوفی نیست، بلکه برای ترویج راه و منش اوست.
جواد روشندل با بیان اینکه بر همین اساس تشییعِ یک رهبر شهید یا یک شخصیت مورد احترام، به جریانی سیال تبدیل میشود که نسلهای مختلف را در کنار هم قرار میدهد، خاطرنشان کرد: در فرهنگ خراسانی، ما با پدیدهای به نام سوگ آگاهانه مواجهیم، یعنی مردم در عین حالی که داغدار هستند، بر مدار یک هدف مشترک حرکت میکنند.
وی اظهار کرد: در دنیای مدرن که پیوندهای انسانی به سمت فردگرایی میل میکند، صحنههایی که در مراسم تشییع پیکرهای مطهر در شهرهای خراسان رضوی رقم میخورد، از منظر مردمشناسی آیین، یک اعلام موضع جمعی و بازتولید هویت محسوب میشود.
این پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به نقش مهم میزبانی در سوگواریهای این منطقه افزود: یکی از ویژگیهای متمایز فرهنگ خراسانی، گره خوردن سوگواری با مهماننوازی است. در شهرهای ما، وقتی قرار است مراسمی برگزار شود، تمام مردم شهر خود را میزبان میدانند؛ ایستگاههای صلواتی، باز کردن خانهها بر روی زائران و مراقبتهای خودجوش اجتماعی، بخشی از این فرهنگ است.
وی اظهار کرد: در خراسان، نوعی از همافزایی عاطفی دیده میشود که نظیر ندارد و افراد در میانه ازدحام، به محض مشاهده یک فرد سالخورده یا کودکی که نیاز به کمک دارد، به سرعت فضا را برای او امن میکنند. این کنش، یک رفتار غریزی نیست؛ بلکه برخاسته از یک فرهنگ نهادینه شده است که در آن مراقبت از دیگری، بخشی از مناسک تشییع محسوب میشود.
روشندل بیان کرد: در واقع ما شاهد نوعی مدیریت فضای عمومی هستیم که توسط خود مردم اجرا میشود و نیازی به دخالتهای بیرونی ندارد؛ چرا که هر فرد خود را یک خادم آیین میداند.
موسیقی سوگ و آیینهای آیینی
وی در ادامه به اهمیت پیوند میان هنر و سوگ در این فرهنگ اشاره کرد و گفت: موسیقی سوگ و آیینهای آیینی در این خطه، نقشی تعیینکننده دارند. اگر به تاریخِ آیینهای این خطه نگاه شود، در مییابیم که سوگواری در خراسان بدون ضربآهنگ نیست؛ استفاده از ابزارهای آیینی و نوحههایی که سرشار از مضامین حماسی و ادبیات فاخر فارسی هستند، باعث میشود مراسم تشییع یک قداست هنری پیدا کند.
وی افزود: در خراسان رضوی، کودک از کودکی، همراه با والدینش در مراسم تشییع شرکت میکند و میبیند که بزرگترها چگونه با احترام، با اندوه و در عین حال با شکوه رفتار میکنند. این آموزش غیرمستقیم، باعث میشود که فرهنگِ بدرقههای باشکوه در حافظه جمعی مردم نهادینه شود.
روشندل افزود: اینکه امروز میبینیم در یک مراسم تشییع، مردم با وجود سختیهای راه، سرما، گرما و فشردگی جمعیت، همچنان ایستادگی میکنند، نشانه این است که این کنش، به بخشی از هویت خراسانی تبدیل شده است؛ این یک فرهنگ کنشگر است که در آن، شهروندان به جای اینکه خود را صرفاً تماشاگر آن بدانند مسئول برگزاری آیین میدانند.
روشندل تأکید کرد: شرکت در این آیینها، یک عهد ناگسستنی است؛ این آیینها، صرفاً تکرار عادت نیستند، بلکه مناسک هویتساز محسوب میشوند که به فرد کمک میکنند تا جایگاه خود را در ساختار جامعه بازتعریف کند. در خراسان رضوی، شرکت در تشییع، به معنای بازخوانی عهد خود با ارزشهایی است که آن شخصیت برای آن زیسته و جان داده است.
وی با اشاره به اینکه این همبستگی، نه بر پایه اجبار که بر پایه یک آگاهی جمعی استوار است که در بزنگاههای تاریخی، انسجام اجتماعی را تضمین میکند، اظهار کرد: البته باید مراقب بود تا مدرنسازی سبک زندگی، این فرهنگ خالص را دچار آسیبهای سطحی نکند؛ وظیفه نهادهای فرهنگی این است که این مناسک را به شکلی مستند کنند که اصالت آن برای نسلهای آینده حفظ شود و از نفوذ رفتارهای نمایشی که با روح باوقار این آیینها در تضاد است، جلوگیری شود.
مراسم تشییع در خراسان رضوی، در واقع آینهای از جانفشانیهای مردم این سرزمین است و به ما یادآوری میکند که ما بخشی از یک کلیت بزرگتر هستیم. وقتی میلیونها نفر در خراسان برای بدرقه یک شخصیت ارزشمند مانند آقای شهید به خیابان میآیند، در واقع دارند به اصول و آرمانهای خود، دوباره بله میگویند. این فرهنگ، موتور محرک مقاومت و امید در جامعه است و تا زمانی که این آیین با چنین شکوهی در رگهای جامعه جاری است، میتوان به حفظ همبستگی و انسجام ملی امیدوار بود.
انتهای پیام












