از پیام امام تا بازدارندگی رهبر شهید / چرا قوی شدن تنها راه ماندن است؟

همشهری آنلاین سه شنبه 16 تیر 1405 - 16:01
زمستان ۱۳۶۷. امام خمینی (ره)، در آستانه پرواز روح بلندش، در پیامی خطاب به ملت، جمله‌ای گفتند که فراتر از یک تحلیل سیاسی، یک وصیت استراتژیک بود.

به گزارش همشهری آنلاین، ‌بهنام صدقی،‌ روزنامه‌نگار: شوروی هنوز فرونپاشیده بود، آمریکا یکه‌تاز میدان قدرت جهانی بود و ایران، زخم‌خورده از جنگی هشت‌ساله، نفس ‌نفس‌ میزد. اما امام، با نگاهی که همیشه از حصار زمان فراتر می‌رفت، خطاب به مسلمانان جهان گفتند: «باید برسید به مرز قدرت سوم جهان.» این جمله، نه یک شعار وحدت اسلامی بود، نه یک آرزوی موهوم. این یک «دکترین» بود. دکترینی که می‌گفت: در دنیای گرگ‌ها، قوی شدن یک انتخاب نیست. یک ضرورت است.

امام، غرب را نه صرفا یک دشمن سیاسی، که یک «تهدید تمدنی» می‌دانست. ایشان باور داشتند که غرب، در ذات خود، جهان‌خوار و قداره‌بند است. با مسلمان تفاوتی ندارد، هر که زیر سلطه‌اش نرود، له می‌شود. این تحلیل، یک بدبینی ایدئولوژیک نبود. یک نتیجه‌گیری تاریخی بود. از جنگ‌های صلیبی تا استعمار هند، از تجزیه عثمانی تا اشغال فلسطین، هر جا که غرب رسید، تمدن‌های شرقی را ویران کرد و نسخه امام برای مقابله، نه تسلیم بود، نه انزوا. قوی شدن بود. قوی شدن جهان اسلام و این قوی شدن، از نظر ایشان، فقط در سایه «استقلال» ممکن بود. استقلالی که ایران، در ۲۲ بهمن ۵۷، آن را احیا کرده بود و حالا، باید پرچمدار آن برای تمام مسلمانان می‌شد.

امروز، پس از چندین سال، رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز بر همین منطق پای فشردند و آن را از یک «چشم‌انداز» به یک «واقعیت عملیاتی» تبدیل کردند. دکترین «قوی شدن» در اندیشه رهبر شهید، دو رکن اصلی داشت. رکن اول، «بازدارندگی بومی» بود. ایران باید به قدرتی می‌رسید که دیگر هیچ‌کس جرات حمله به آن را نداشته باشد و این، شعار نماند. موشک‌های هایپرسونیک ساخته شد. پهپادهای راهبردی به پرواز درآمدند. شبکه موشکی توزیع‌ شده، از زیر زمین تا عمق دریا، گسترش یافت. ایران، از کشوری که روزی برای سیم‌خاردار محتاج آمریکا بود، به قدرتی تبدیل شد که نشنال اینترست درباره‌اش نوشت: «جنگ با ایران، تصویر ابرقدرتی واشنگتن را فرو ریخت.» این یعنی رکن اول، محقق شد. ایران، دیگر «تهدیدپذیر» نبود. «تهدیدگر» شده بود.

رکن دوم، اما فراتر از مرزهای ایران بود. «حمایت از جبهه مقاومت». رهبر شهید نیز، مانند امام، باور داشتند که قوی شدن ایران، بدون قوی شدن جهان اسلام، ناقص است و این باور، سیاست خارجی ایران را شکل داد. از لبنان تا یمن، از غزه تا عراق، هر جا که مسلمانی در برابر زیاده‌خواهی غرب ایستاد، ایران در کنارش بود. نه با لشکرکشی، که با «توانمندسازی». با انتقال دانش، با آموزش، با پشتیبانی لجستیک. نتیجه چه شد؟ حزب‌الله، از یک گروه چریکی، به یک ارتش بازدارنده تبدیل شد. یمن، با محاصره کامل، موشک‌هایش را به عمق عربستان و اسرائیل رساند و حماس، در ۷ اکتبر، پرده از ضعف مهلک اسرائیل برداشت. این ها همه، ثمره همان راهبرد «قوی شدن جهان اسلام» بود. راهبردی که امام ترسیمش کرد و رهبر شهید، معماری‌اش را به سرانجام رساند.

نکته اینجاست که دشمن، واقعا «جز قدرت و زبان زور، روش و زبان دیگری را نمی‌فهمد.» این یک تحلیل روانشناسانه از غرب نیست. این یک واقعیت میدانی است. به برجام نگاه کنید. ایران، با حسن نیت، پای میز مذاکره نشست، غنی‌سازی را محدود کرد، نظارت‌ها را پذیرفت. نتیجه چه شد؟ ترامپ، برجام را پاره کرد و تحریم‌ها را بازگرداند و اما وقتی ایران با قدرت بازگشت، وقتی سانتریفیوژها دوباره چرخیدند و غنی‌سازی ۶۰ درصد آغاز شد، همان غربی‌ها بودند که به التماس مذاکره افتادند. این یعنی آنها فقط قدرت را می‌فهمند. وقتی شما ضعیف باشید، به شما حمله می‌کنند. وقتی قوی باشید، با شما مذاکره می‌کنند. این منطق ساده جهان‌خواران است و امام، این منطق را 40 سال پیش فهمیده بود. رهبر شهید، آن را به کار بست و حالا، ما ثمره‌اش را در «بازدارندگی پایدار» ایران می‌بینیم.

حال، جهان در آستانه یک تحول عظیم است. نظم تک‌قطبی آمریکا فرو ریخته. چین، به عنوان یک قطب جدید، سر برآورده و در این میان، «قدرت سوم جهان» که امام وعده‌اش را داده بود، دارد شکل می‌گیرد. قدرتی که نه شرقی است، نه غربی. قدرتی برخاسته از جهان اسلام. قدرتی که محورش، ایرانِ قوی است. ایرانِ دارای موشک. ایرانِ دارای دانش هسته‌ای. ایرانِ دارای شبکه مقاومت. این قدرت، حالا دیگر یک آرزو نیست. یک واقعیت ژئوپلیتیک است. واقعیتی که ترامپ، در سفر به چین، با دستان بسته به آن اعتراف کرد. واقعیتی که اسرائیل، با انزوای بی‌سابقه‌اش، آن را لمس می‌کند و واقعیتی که آمریکا، با افول نفوذ تجاری‌اش، هر روز بیشتر طعمش را می‌چشد.

پس این راهبرد، یک وصیت ماندگار است. از امام تا رهبر شهید و از رهبر شهید تا نسل‌های آینده. «قوی شدن»، تنها راه ایستادن در مقابل جهانخواران است و ما، این راه را رها نخواهیم کرد. چون می‌دانیم که اگر لحظه‌ای توقف کنیم، گرگ‌ها ما را می‌درند و این، یعنی راه ادامه دارد، تا رسیدن به قله. قله‌ای که نامش «قدرت سوم جهان» است و ما، به لطف خدا، از نیمه راه هم گذشته‌ایم. والسلام.

منبع خبر "همشهری آنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.