فارس در سوگ یار؛ بازخوانی شور دیدار و حسرت وداع

ایرنا سه شنبه 16 تیر 1405 - 18:00
شیراز- ایرنا- اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۷، فارس شاهد یکی از بی‌نظیرترین دیدارهای تاریخ انقلاب بود، روزی که مردم از قله‌های زاگرس تا دشت‌های جنوب، بی‌دعوت و با دلی پر از عشق، به استقبال رهبر شهیدشان شتافتند؛ حالا پس از سال‌ها، در سوگ فقدان همان یار، بازخوانی آن شورِ بی‌تکرار، تصویری از همبستگی‌ای جاودان پیش چشم می‌آورد که نه در خاطره‌ها، که در جان مردم نقش بسته است.

آن روز را فراموش نکنیم؛ کاروان‌های مشتاق مردمی که از شهرستان‌های اطراف به شیراز رسیده و بیداری شب را به صبح پیوند زدند و با شور و حال وصف‌ناشدنی، یک شب و روز را میهمان خیابان‌ها و مساجد بودند تا با دلی آکنده از عشق به خیل عاشقان و رهروان طریق و منتظران وصال یار بپیوندند.

خانه‌اش شب پیش از ورود رهبر، سرشار از جنب‌وجوش بود؛ دخترها رشته‌های گل داوودی به هم می‌بافتند، پسرها پرچم‌ها را به تیرک‌ها می‌بستند و مادرها دعا می‌خواندند. این، تنها یک خانه نبود؛ قصه‌ی هزاران خانه در داربست‌های ساده و خیابان‌های آذین‌بسته‌ شهرها و روستاهای فارس بود.

آن روز، ۱۱ اردیبهشت، هیچ دعوت‌نامه‌ رسمی‌ای لازم نبود؛ همه، حتی کودکانی که امروز جوان شده‌اند، می‌دانند آن روز مردم با دل آمدند؛ از قله‌های زاگرس تا دشت‌های جنوبی.

فاطمه، مادری که آن زمان کودکش را بر دوش گرفته بود، امروز با لبخندی تلخ به یاد می‌آورد: نمی‌دانم چطور تمام شب را در خیابان دوام آوردیم، بچه‌ها گرسنه و خسته، اما شوق دیدار یار همه را پرانرژی کرده بود.

در ورزشگاه بزرگ حافظیه، موج جمعیت می‌خروشید. جوانان با شور و اشتیاق سرود می‌خواندند، پیرمردان دست دعا به آسمان بلند کرده بودند و نوجوانان، برای ثبت ثانیه‌های آن حضور، لحظه‌شماری می‌کردند.

صحنه‌ای که هرگز فراموش نمی‌کنم، دست‌های کوچک پسربچه‌ای بود که لابه‌لای جمعیت پرچم ایران را تکان می‌داد و اشک شوق روی چهره‌اش می‌لغزید.

مصطفی، از رزمندگان قدیمی، با بغضی فروخورده می‌گوید: ما آن روز یک ملت بودیم؛ همچون رودی که از دل کوه‌ها بیرون آمده باشد، یک‌دل و یک‌صدا.

در دل آن جمعیت، نجواها و صلوات‌ها با صدای سخنرانی رهبر شهید در هم می‌آمیخت؛ مردم مبهوت، هر واژه را با جان و دل می‌بلعیدند.

ایشان از وحدت گفتند، از امید و وفاداری. جملاتشان آرامش عجیبی به دل‌های خسته‌ ما می‌بخشید.

زهرا، معلم جوانی که آن روز دانش‌آموزانش را به دیدار آورده بود، با شوق یادآوری می‌کند که چگونه چشمان شاگردانش برق می‌زد و امید در دل‌هایشان زنده می‌شد.

این دیدار برای مردم فارس فقط یک رویداد سیاسی نبود؛ نقطه‌ عطفی در زندگی‌شان بود. مردمی که سال‌ها در آرزوی دیدار، دعا کرده، اشک ریخته و صبر ورزیده بودند، اینک میزبان رهبرشان شده بودند.

«آن روز انگار از آسمان فرشته نازل شده بود؛ مردم همه‌ مشکلات، خستگی‌ها و رنج‌ها را برای ساعتی فراموش کردند.» این جمله را پرویز، راننده‌ای که مسافران مشتاق را از روستاهای دور به شیراز رسانده بود، با غرور می‌گوید.

اما امروز، سایه‌ غم بر چهره‌ همین مردم نشسته است. در کوچه‌های همان شهرها، صدای نوحه و زمزمه‌ قرآن پیچیده و عکس‌هایی از آن روز تاریخی بر دیوارها دیده می‌شود و اینک که ایشان را از دست داده‌ایم، قدر آن لحظات را بیشتر می‌دانیم.

«رهبر برایمان امید بود، آرامش بود، پدر معنوی‌مان بود.» این حرف‌ها را بارها از زبان مردم فارس می‌شنوی؛ از پیرزن‌هایی که با عصا به مراسم سوگواری می‌آیند تا نوجوانانی که به یاد آن روز بزرگ، پرچم‌های سیاه را به دست گرفته‌اند.

اما درس آن روز ساده است؛ عشق و اتحاد مردم، معجزه می‌آفریند.

مردم وفادار استان فارس اگرچه امروز دلتنگ‌اند و اشک می‌ریزند، اما خاطره‌ آن دیدار، چراغ راهی برای روزهای سخت آینده شده است.

این مردم، با تمام دل‌شکستگی و چشمان اشکبار، هنوز امید را در دل دارند؛ همان امیدی که رهبرشان در دل تک‌تک‌شان کاشت و با لبخند و مهربانی‌اش آن را آبیاری کرد.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.