به گزارش روز سهشنبه ایرنا، تریتا پارسی تحلیلگر سیاسی و معاون اندیشکده کوئینسی در مجله فارن پالیسی نوشت: پس از آنکه ایران با حمله به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، دامنه جنگ رژیم اسرائیل و آمریکا را گسترش داد، بسیاری از ناظران تصور میکردند که این پایینترین سطح روابط ایران و شورای همکاری خلیج فارس برای سالها ادامه خواهد یافت و کشورهای عربی را بیش از پیش به رژیم اسرائیل نزدیک خواهد کرد. از نگاه آنان، این اقدام تهران ادعای این رژیم را تقویت میکرد که پادشاهیهای عربی خلیج فارس برای مقابله با تهدید مشترک ایران باید با تلآویو همسو شوند.
اما اکنون به نظر میرسد روندی کاملا متفاوت در حال شکلگیری است. کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که سیاست مهار و انزوای ایران نهتنها موفق نبوده، بلکه به جنگی ویرانگر انجامیده که هم بیاعتمادی به چتر امنیتی آمریکا و هم محدودیتهای جدی آن را آشکار کرده است.
به جای ادامه سیاست حذف ایران، کشورهای عربی در حال تدوین رویکردی تازه هستند؛ رویکردی که بر گسترش وابستگی اقتصادی متقابل با ایران و ادغام تهران در یک ساختار امنیتی جدید با محوریت کشورهای منطقه استوار است.
شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی نخستوزیر قطر در گفتوگو با روزنامه فایننشال تایمز گفت: بخشی از کاری که اکنون بهعنوان کشورهای منطقه انجام میدهیم، ایجاد یک چارچوب امنیتی منطقهای میان خودمان و ایران است. امیدواریم این روند در آینده به همکاری اقتصادی میان همه ما منجر شود و ثبات را به منطقه بازگرداند.
پارسی نوشت: شاید مهمتر از همه، عربستان سعودی به موتور محرک این تحول تبدیل شده است. هرچند هنوز زمانی برای برگزاری این نشست اعلام نشده، اما ریاض در حال برنامهریزی برای میزبانی گفتوگوهای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و ایران درباره پیمان عدم تجاوز، امنیت دریایی و اقدامات اعتمادساز با الگوبرداری از توافقات هلسینکی سال ۱۹۷۵ اروپا است.
هدف از این مذاکرات، ایجاد نشستهای منظم وزیران و سران کشورهای منطقه درباره مسائل امنیتی و در نهایت شکلگیری یک معماری امنیتی جدید در خاورمیانه است که بیش از گذشته بر همکاری منطقهای و کمتر بر تضمینهای نظامی آمریکا تکیه داشته باشد.
این تحولات، ادعای دیرینه واشنگتن را نیز بیش از پیش زیر سوال میبرد؛ ادعایی که بر اساس آن، در صورت کاهش نقش نظامی آمریکا، خاورمیانه به هرجومرج کشیده خواهد شد.
در مقابل، این روند دیدگاه کسانی را تقویت میکند که معتقدند با کاهش حضور آمریکا، کشورهای منطقه مسئولیت بیشتری برای تامین امنیت خود بر عهده خواهند گرفت.
حتی میتوان گفت که ایالات متحده در بسیاری از موارد، خود یکی از عوامل اصلی بیثباتی منطقه بوده است؛ چرا که دو جنگ اخیر علیه ایران را آمریکا و ررژیم صهیونیستی آغاز کردند، آن هم در شرایطی که مذاکرات دیپلماتیک همچنان در جریان بود.
اگر تفاهمنامه میان آمریکا و ایران در نهایت به توافقی جامع منجر شود که تحریمهای ایران را لغو و بازگشت تهران به تعاملات منطقهای را تسهیل کند، این روند بیش از پیش تقویت خواهد شد. در چنین شرایطی، مهمترین توجیه برای حفظ حضور گسترده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، یعنی سیاست مهار ایران، از میان خواهد رفت.
بسیاری از نشانهها حاکی از آن است که یکی از انگیزههای دولت دونالد ترامپ، از مشارکت دادن گسترده کشورهای منطقه در مذاکرات با تهران، فراهم کردن زمینه انتقال مسئولیت امنیت منطقه به همین کشورها در قالب توافق با ایران بوده است.
فارن پالیسی با اذعان به محاسبات غلط واشنگتن در قبال ایران نوشت: هرچند واشنگتن باید از شکلگیری نظمی منطقهای که بار امنیت را از دوش مالیاتدهندگان و نیروهای نظامی آمریکایی بردارد استقبال کند، اما رویکرد کنونی ممکن است اشتباهات گذشته را تکرار کند.
به جای ایجاد یک ساختار امنیتی واقعا فراگیر که علیه هیچ کشوری شکل نگرفته و بر پایه حذف بلوکبندیها باشد، ممکن است تنها خطوط تقابل منطقهای جابهجا شود؛ به این معنا که به جای مهار ایران، این بار رژیم صهیونیستی در معرض مهار و انزوای بینالمللی قرار گیرد. در نتیجه، به جای جایگزینی توافقهای ابراهیم با نظمی فراگیرتر، ممکن است منطقه شاهد شکلگیری نظمی ضد توافقهای ابراهیم با محوریت مهار رژیم اسرائیل باشد.











