پویش «دل در مسیر بدرقه» که به همت سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی خراسان جنوبی و ایسنا در حال برگزاری است، همچنان میزبان روایتها و دلنوشتههای مردمی از سراسر کشور است.
در میان آثار رسیده به دبیرخانه این پویش، نوشتههایی از دانشجویان و علاقهمندان به چشم میخورد که با زبان روایت، شعر و نثر ادبی، دلتنگیها، حسرتها و احساسات خود را نسبت به رهبر شهید بیان کردهاند.
بخشی از این آثار را دلنوشتههایی تشکیل میدهد که نویسندگان آنها با نگاهی شخصی، از حسرت جاماندن از مراسم بدرقه، دلتنگی، خاطرات و تجدید عهد با رهبر شهید نوشتهاند؛ روایتهایی که هر یک، گوشهای از احساسات مردم در روزهای وداع را بازگو میکند.
فاصله با دل کاری ندارد
آمنه خضری نژاد؛ دانشجویی از خوزستان نوشته: سلام به تو ای کوه استوار، از این سوی دور؛ سلام بر تو ای رهبر شهیدان، سلام بر تو ای مرد روزهای سخت.
وی با بیان اینکه من اینجا، از آبادان در این سوی فاصله، ایستادهام و به آسمان خیره شدهام، افزود: کاش پاهایم توان دویدن به سوی تو را داشتند، کاش میتوانستم در آن رودخانهی انسانی که به سمت آرامگاهت میرود، غرق شوم و بوی گلهای یاس و عطر شهادت را، حتی شده برای لحظهای، در ریههایم بکشم.
وی بیان کرد: فاصلهها برای بدنهاست، نه برای دلهایی که به تو گره خوردهاند. من جسمم آنجاست، اما روحم پیش از آنکه پا به مزارت بگذارد، بر سرت سجده کرده است. این نامه، ردای من است در آن مراسم باشکوه؛ نامهای که با اشک شوق و غم دوری نوشته شده. خدایا! به من اجازه بده که در صف وداع با او، حتی اگر فقط با یک اشک یا یک دعای خیر، شریک باشم.
خضری نژاد ادامه داد: خداحافظ ای آقا، خداحافظ ای الگوی جاودان. ما اینجاییم، با تمام وجود، در پیادهروی عشق به تو.

من نرسیدم اما دلم در مسیر بدرقه است
مرتضی براتی لطف، دانشجوی دانشگاه فرهنگیان نیز نوشته: قرار نبودرهمه، در یک خیابان قدم بزنیم. گاهی سهم بعضیها فقط ایستادن پشت پنجرهای دور است؛ با دلی که تمام مسیر را پیاده میرود.
وی با اظهار حسرت از اینکه من نرسیدم، ادامه داد: نه به خیابانهای شلوغ، نه به موج دستهایی
که آخرین سلام را بدرقه میکردند، اما مگر فاصله میتواند دل را متوقف کند؟
وی افزود: از همینجا، کفشهایم را از غبار حسرت تکاندم، ایستادم رو به قبلهی دلم و در سکوت گفتم: راه مردان بزرگ با رفتنشان تمام نمیشود.
وی تصریح کرد: گاهی یک بدرقه، اشکی است که بیصدا بر گونه مینشیند؛ دعایی است که کسی نمیشنود؛ و قلبی است که هزار کیلومتر دورتر همچنان همراه تابوت قدم برمیدارد. من جاماندهی مراسمم؛
اما نه جاماندهی عهد. دلم هنوز در مسیر بدرقه است.
در حسرت ندیدن...
مسعود صفری نیز دلنوشتهای با هزاران آه و حسرت در ندیدن آن یار دلنواز نوشته و ادامه میدهد: حالا من شدم حکایت این بیت در حسرت ندیدن آن بیت؛ زلیخا گفتن و یوسف شنیدن؛ شنیدن کی بود مانند دیدن؛ شنیده بودم از آن بیت، از آن شاه بیت، شنیدم و ندیدم.
وی افزود: شنیده بودم که درب بیتت به روی خلق الله باز است سید. به روی هر عابری، هر درمانده ای، هر عاشقی و هر فارغی. به قول شاعر: اهل خداست، اهل فلان دار و دسته نیست؛ بیتش به روی خلق شب و روز بسته نیست.
وی بیان کرد: و حالا به بدرقهات آمدهاند سید. آنها که مثل خودت نانم میدهند و از ایمانم نمیپرسند. که گفتهاند: هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش میپرسید.
صفری اظهار کرد: رد پایت را موکب زده اند. با اشک، با آه و حالا ایران پر از موکب است. پر از بیت است. پر از شاه بیت است. تویی که فتنهها دیده بودی، احدها و بدرها چشیده بودی، و بااین همه مجتبی یتان به ما گفت که قبل از شهادت دستانت مشت شده بود.
وی اظهار کرد: در وقت مرگ مشت گره کردهاش چه گفت؟ یعنی علی است در دل صفین و خسته نیست؛ تویی که چشم بسته چفیه و نگین میبخشیدی. و حالا نیستی و امضایت هست؛ که از دست خطت نیز میترسند؛ رفتی و آن بیت زیبا خراب نشد. انگار که پخش شد در کل تهران. در کل ایران. مثل زلفی که تازه افشان شده است، مثل شیشه عطری که درش گم شده باشد.
وی ادامه داد: پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر؛ چون شیشه عطری که درش گم شده باشد.

خداحافظ ای روح امت
هادی هنری نیز نوشته: خداحافظ ای روزه دار شهید؛ خداحافظ ای قائد امت؛ خداحافظ ای ابرمرد بزرگ ایران؛ خداحافظ ای کوه ایمان و ای بابای امت
خداحافظ ای رهبر اسلام.
وی ادامه داد: خداحافظ ای سید علی جان، روح ایمانم؛ خداحافظ ای مثلی لایبایع یزید؛ آقا جان اصلا نمیشه باورم که نباشی؛ اصلا نمیشه باورم که تو رفتی.
وی افزود: آقا جان دلها برات تنگ شده؛ کاشکی میشد یه بار دیگه، ببینیمت ما همه. خداحافظ روح این امت، ای امام شهید؛ خداحافظ ای علمدار پرچم اسلام؛ هرکجا که روی یاد ما هم باش.
هنری ادامه داد: آقا؛ شنیدم آرزو داشتی، کربلا باشی؛ حالا رفتی کربلا آقا دیدن حسین؛ حالا رفتی کربلا آقا دیدن عباس؛ زیارتت آقاجان قبول، زیارتت آقاجان قبول.
وی افزود: آقا شنیدم میروی به مشهد، بارگاه رضا، یاد ما هم باش. بگو به رضا، نوکرات آقا شدن تنها، نوکرات رو ببین، خادمات رو ببین، شدن تنها. بگو به رضا، ما همه آقا دل به تو داریم نگاه ما به کرامت تو و امام زمان؛ وقت مرگ که رسید یاد ما هم باش.
هنری اظهار کرد: آقاجان؛ خداحافظ ای قائد امت، خداحافظ ای رهبر شهید، خداحافظ ای علمدار پرچم اسلام، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ.
علاقهمندان میتوانند آثار خود را از طریق پیامرسان ایتا به نشانیهای https://eitaa.com/khosravi9095 و https://eitaa.com/ghalandaries ارسال کنند.
انتهای پیام












