به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، تسلط آقای شهید ایران بر ادبیات و شعر، موضوعی آشنا است، ایشان به کتاب و مجلات کودکان و نوجوان نیز آگاه بودند. نویسندگان این حوزه را میشناختند و آثار آنان را خوانده بودند. یکی از دلایل اهمیت کتاب حوزه کودک و نوجوان در دیدگاه رهبرشهید، پرورش نسلی کتابخوان و آگاه بود. سالهای کودکی انسان میتواند زمان مناسبی برای پرورش ذهن و روان او باشد، شاید به همین دلیل باید بر انتخاب کتابهای مناسب برای کودکان بیشتر از سایر افراد توجه شود.
شهرام شفیعی نویسنده، پژوهشگر و سردبیر مجله رشد دانشآموز که به «سفیر لبخند بچهها» شهرت دارد، خبرنگار ایرنا به گفتوگو با او درباره توجه آقای شهید ایران به ادبیات و مجلات کودک و نوجوان پرداخت.
آقای شهید ایران درباره مجلاتی که در حوزه کودک و نوجوان منتشر میشود، چه نظری داشتند؟
آن شب چیزی که درباره ایشان دیدم، چشمانی بود که بسیار هوشیار واژگان را دنبال میکردند. واکنشی که ایشان نشان میدادند، تنها محدود به کلام نبود؛ ایشان با چهره، بدن و با تمام وجود با گوینده ارتباط برقرار میکردند. وقتی که گوینده حسی را ارائه میداد، حسی را میستاند. نفس برنامه که مطول بود اهمیت موضوع را نشان میداد.
چشمانی بود که بسیار هوشیار واژگان را دنبال میکردند. واکنشی که ایشان نشان میدادند، تنها محدود به کلام نبود؛ ایشان با چهره، بدن و با تمام وجود با گوینده ارتباط برقرار میکردند
برکسی پوشیده نیست که ما باید در زمینه رسانه و در زمینه ابعاد فرهنگی و آموزش، بیش از اینها کار کنیم و این جلسه درباره ضرورت همین مساله بود. ایشان ارزش مشخص و واضحی به ادبیات کودک و نوجوان نشان دادند، از باب حوصلهای که از شنیدن تکتک بحثها حتی بحثهایی را که با هم معارضه داشتند، متمرکز نبودند و گاهی وارد حیطه شخصی افراد میشدند، با حوصله کامل شنیدند تا در این جغرافیا تصویر کاملی درباره ادبیات کودک و نوجوان داشته باشند.
رهبر شهید اهمیت ادبیات کودک و نوجوان را در وحله اول قرار دادند، پیش از ادبیات بزرگسال، ادبیات کودک را بنیاد و بنیان آموزش، خودسازی، توسعه فردی و اجتماعی قلمداد کردند و بسیار محکم به ما یادآوری کردند که کار خطیری را انجام میدهیم.
من با کودکیام به آن دیدار رفته بودم، کودکی به خوبی متوجه استعارههای حسی میشود. در طول آیین تاثیر عاطفی حسی متفاوتی را از اشیا میگرفتم. ما به عنوان نویسندگان کودک و نوجوان این مهارت را هنوز همراه خود داریم و اگر نداشته باشیم نمیتوانیم این کار را به درستی انجام بدهیم. برای مثال نمیتوانیم آن مجله را جوری تولید کنیم که کودکان با میل و علاقه خود خواننده و پیگیر آن باشند و به نویسندگان یادآوری کنند که شماره بعد چه زمانی منتشر میشود.
رهبر شهید اهمیت ادبیات کودک و نوجوان را در وحله اول قرار دادند، پیش از ادبیات بزرگسال، ادبیات کودک را بنیاد و بنیان آموزش، خودسازی، توسعه فردی و اجتماعی قلمداد کردند
خداوند جوری این جلسه را طراحی و هدایت کرد که این حس را به عنوان نویسندگان حاضر در جلسه گرفتیم. حضور ایشان در صدر ماجرا به شکلی بود که گویی ما قصه ادبیات کودک و نوجوان را برای ایشان میگفتیم، آن شب ما برای رهبر قصه گفتیم و فکر میکنم ایشان هم با بزرگی و کودکی خودشان صبورانه این را شنیدند و اگر خطاهایی در عرایض ما بود صبورانه به دلیل کودک بودنمان، بخشیدند. کودکان در آن جلسه حاضران غایب بودند و این برای من شیرین بود. آن روز آخرین دیدار بود و بعد وارد مسائل مرتبط با همهگیری کرونا شدیم و دست ما به دامان ایشان نرسید.
این دعوت زمانی اتفاق افتاد که من از سفر چهار هزار کیلومتری در ایران باز میگشتم این سفر به دعوت مراکز فرهنگی مختلف برای ملاقات با کودکان انجام شده بود. من درباره سفر در آن دیدار توضیح دادم و حتی گفتم که احساس میکنم که «سرباز ترویج خواندن» هستم و گَردِ سفرِ چهار هزار کیلومتری هنوز بر لباس من است. ایشان مرا تشویق کردند و گفتند که کار پراهمیتی انجام دادم. ما روی زمین در میدان و در محافل باید دور هم جمع شویم. زندگی دیجیتال فسون و افسانه است و واقعی نیست. توجه ایشان بر این مساله من را روی فعالیتی که انجام میدهم متمرکز کرد.
در جلسات شعر هم شرکت کردید، آن جلسات با حضور شاعران متعددی برگزار میشد آیا میتوانستد همان توجه را بر شاعران داشته باشند؟
این تصاویر بیشتر توسط مردم دیده شدهاست، ایشان به عنوان کارشناس خبره روی تکتک کلمات، ابیات و مضامین توجه و حساسیت نشان میدادند و شعر را دوست داشتند و این خیلی مهم است. رهبر مملکت کسی باشد که مردمِ آن شاعر هستند و تمام هنرها میل به شعر دارند. من در حین طنز نوشتن وقتی که به شعر میرسم، یک نفس راحت میکشم، حرف عجیبی را بیان میکنم. در نوشتن طنز هم میتوان به حماسه شعری نزدیک شد. آنجا نفس راحتی میکشم، انگار مسئولیت خود را انجام دادم و مساله فقط خنداندن نبوده است و توانستم در کار به غایت خود برسم.
این خیلی مهم است. رهبر مملکت کسی باشد که مردمِ آن شاعر هستند و تمام هنرها میل به شعر دارند
در چنین مملکتی چه چیزی از این بهتر که رهبرش با شعر آشنا باشد و شعر را بشناسد و هوشمندانه هرسال شاعران کشور را دور هم جمع کند. میدانم در طول سال هم ارتباطهایی پیگرفته و کتاب رد و بدل میشد، احوال دوستان پی گرفته میشد. من به عنوان شهروند ایرانی علاقهمند به لذت بردن از شعر هستم. در جلسات شعر، سعی میکردم عقب بنشیم و این هم از بخت خوب من بود که توانستم در این جلسات حاضر شوم.
حسی که بعد از دریافت کتاب در من باقی ماند، این بود که رهبر شهیدمان این کتاب را خوانده اند و این به من آرامش میدهد و برای همین، بعد از جنگ 12 روزه اعلام کردم که من این کتاب را ادامه میدهم. اعلام کردم که در جنگ برای مجله و کتاب کار میکنم و میخواهم اضافه کاری کنم نه تنها کارم را تعطیل نمیکنم، بلکه میخواهم اضافه کاری انجام بدهم و این انرژی از جایی که گفتم میآمد.











