سجاد انوشیروانی به مناسبت روزهای وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، دلنوشتهای در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد که در زیر میخوانید:
« بعضی روزها را نمیشود فقط در تقویم ثبت کرد؛ باید آنها را در حافظه دل نگه داشت. روزهایی که خیابانها دیگر فقط مسیر عبور آدمها نیستند؛ بلکه به رودخانهای از احساس تبدیل میشوند؛ رودخانهای که از هزاران دل سرچشمه میگیرد و در یک مقصد به هم میرسد. در میان آن همه نگاه، اشک و سکوت، فهمیدم که گاهی نبودنِ یک انسان، حضوری عمیقتر از همیشه میآفریند.
در آن ازدحام، هیچکس غریبه نبود. پیرمردی که عصا به دست آرام قدم برمیداشت، نوجوانی که پرچم را محکم در آغوش گرفته بود، مادری که اشکهایش را از نگاه فرزندش پنهان میکرد و جوانی که بیآنکه سخنی بگوید، از برق چشمانش میشد عهدی بزرگ را خواند؛ همه روایت یک دلتنگی مشترک بودند. انگار هرکس بخشی از اندوه دیگری را بر دوش میکشید تا هیچ قلبی زیر بار این غم تنها نماند.
آن روز بیشتر از هر زمان دیگری فهمیدم که بعضی انسانها با رفتنشان تمام نمیشوند. جسمشان از میان ما میرود، اما اندیشه، منش و راهشان در جان مردمی که دوستشان داشتهاند، ادامه پیدا میکند. یادشان دیگر یک خاطره نیست؛ چراغی است که در تاریکی مسیر را نشان میدهد و هر بار که غبار ناامیدی بر دلها مینشیند، دوباره روشنتر از قبل میدرخشد.
شاید بزرگترین میراث انسانهای بزرگ، سخنرانیها یا تصاویرشان نباشد؛ بلکه اثری باشد که بر دل مردم میگذارند. اثری که سالها بعد، در سختترین روزها، آدمها را کنار هم جمع میکند؛ بیآنکه کسی دعوتشان کرده باشد. این پیوند از جنس اجبار نیست؛ از جنس ایمان، محبت و باور است.
من آن روز فقط یک مراسم را ندیدم؛ تصویری از وفاداری یک ملت را دیدم. دیدم که چگونه اشک میتواند همزمان نشانهی دلتنگی و آغاز یک تصمیم باشد. فهمیدم که پایان یک زندگی، اگر با صداقت و خدمت گره خورده باشد، آغاز مسئولیتی برای دیگران است؛ مسئولیتی برای حفظ ارزشهایی که با آنها زیسته شده است.
شاید روزگار، چهرهها را از ما بگیرد، اما هیچ قدرتی نمیتواند خاطره انسانهایی را که در قلب مردم خانه کردهاند، خاموش کند. نامشان در زمزمه نسلها خواهد ماند، راهشان در گامهای کسانی که باورشان را ادامه میدهند زنده خواهد بود و یادشان، همچون نوری آرام، تا همیشه بر مسیر آینده خواهد تابید.»
انتهای پیام/