به گزارش ایرنا درست در روزی که چشمهای جهانیان به شکوهِ تشییعِ رهبرِ مستضعفان دوخته شده بود، آمریکا این خصمدون، تفاهمنامهیِ اسلامآباد را زیر پایِ چکمههایِ خونین جنگیاش خُرد کرد و با حملاتِ ناجوانمردانه به استانهای خوزستان، بوشهر و هرمزگان، نه تنها سندی از بیاعتباریِ خویش ثبت کرد، بلکه نشان داد که شرف، در ترازویِ استکبار، کالایی بیارزش است.
چهل و هفت سال است که این نبردِ نابرابر ادامه دارد، از همان روزی که انقلابِ اسلامی، ایران را از حلقومِ هیولایی که در سودایِ بلعیدنِ این سرزمین بود بیرون کشید، دشمنیها آغاز شد. رهبرِ کبیر انقلاب آمد و به ملت، هویتی بخشید که دیگر هیچ استکباری توانِ بلعیدنش را نداشت.
دشمن سالهاست خوب میداند که ایران تنها یک نقطه بر نقشه نیست؛ ایران، گنجینهای است که در مساحتی محدود، هفت درصد از ذخایر جهان را در خود دارد و کانونِ جوشانِ تمدنی است که در آینده، هندسه قدرتِ جهانی را دگرگون خواهد کرد. آنها نه از سلاح، که از «تولیدِ قدرت» در این جغرافیا هراسانند.
آنچه در روزهای اخیر رخ داد، پردهدریِ عریانِ سیاستِ غرب بود. آنها که در اسلامآباد وعدهیِ صلح میدادند، در همان لحظاتی که زائرانِ عزادار در گرمایِ طاقتفرسایِ عراق، پیکرِ رهبرِ خود را بر دوش میکشیدند، جنوبِ ایران را هدف قرار دادند. این نه یک عملیاتِ نظامی، که یک «اعترافِ به زبونی» بود. دشمنِ حقیر، گمان کرد که در میانِ تلاطمِ سوگ، میتواند تیغِ خود را بر تنِ ایران بنشاند، اما فراموش کرد که این ملت، فرزندانِ مکتبی هستند که «شهادت» در آن، نه پایان، که آغازِ دوباره است.
عراق؛ از نهالِ امید تا تناوریِ مقاومت
در این میانه، عراق، جغرافیایِ اصلیِ شکستِ نقشههایِ شومِ آمریکاست. زمانی که سایهیِ شومِ استعمار بر سرِ این سرزمین افتاده بود، مردی مقتدر با حضورش، نهالی کاشت که امروز به درختی تنومند بدل شده است. آن بذرِ برادری که کاشته شد، حالا آنچنان تناور شده که زیر سایهاش، میلیونها نفر در نجف و کربلا، با فریادِ «هیهات منا الذله»، برای بدرقهیِ رهبرِ خود صف کشیدهاند.
حضورِ بینظیرِ مردمِ عراق، سیلیِ محکمی بر صورتِ واشینگتن بود. آنها فرشِ قرمز را برای قاتلان پهن نکردند، بلکه با پیامهایِ مجازیشان، زخمی بر پیکرِ استکبار نشاندند؛ آنجا که نوشتند: «ای تحقیرکننده آمریکا به عراق خوشآمدی!»؛ و اینگونه بود که آبِ داغِ غیرتِ دینی، بر نقشههایِ سردِ دشمن پاشیده شد.
اما عشق و ارادت مردم عراق در یک جمله خلاصه نشد و آنان با صدها پیام و استوری و پست در فضای مجازی مراتب علاقمندی و دلبستگی خود را به رهبر شیعیان جهان اعلام کردند.
فرجامِ محاسباتِ غلط
به فرمودهیِ قائدِ شهیدمان، «تیغِ آمریکا دیگر نمیبُرد.» آنها که از باتلاقهایِ عراق و افغانستان درس نگرفته بودند، بار دیگر در محاسباتِ خود به خطا رفتند. ایران، امروز تنها نیست؛ پرچمهایِ درهمتنیدهیِ فاطمیون، حشدالشعبی، زینبیون و حزبالله در کنارِ پرچمِ سرافرازِ ایران، نمایی از «بعثتِ دوبارهیِ مقاومت» است که از تهران تا کربلا و از کربلا تا مشهد را در نوردیده است.
دشمن باید بداند که دورانِ سلطه و غارت به پایان رسیده است. ملتِ ایران و کشورهایِ مسلمانِ منطقه، با اتحادِ همدلانهشان، محاسباتِ ظالمان را در هم شکستهاند.
شعارِ «هیهات من الذله» دیگر نه یک شعار، که در خونِ کودکانِ ما و در غیرتِ مردانِ ما نهادینه شده است. ما ایستادهایم؛ نه تنها به خاطرِ خاک، که به خاطرِ آرمانی که از نسلِ خورشید به ما به ارث رسیده است. این پرچمها، پیامآورِ پایانِ عصرِ تاریکیاند.












