حمیدرضا فرتوکزاده در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، اقتصاد را از دریچه کلانراهبرد نگاه میکردند. لذا از مسائل جاری اقتصادی نمیشود دستگاه فکری ایشان را کشف کرد. درست است ایشان به موضوعاتی مثل تولید ملی، حل مسائل محرومین، اشتغال، کاهش تورم و غیره توجه داشتند که بر همه روشن است اما اگر بخواهیم عمیقتر به موضوع نگاه کنیم باید ببینیم ایشان در سطح کلانراهبرد (Grand strategy سمت و سوی نگاهشان چه بود.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: ما درخصوص کلانراهبرد آیتالله خامنهای رهبر شهید دچار فقر روایتی هستیم. آنچه من طی این سالها برداشت کردم این است که ایشان دریافته بود موقعیت و جایگاه ژئوپلتکی و تجربیات تاریخی که ایران پشت سر گذاشته ایران را در میانهی یک کدگذاری ژئوپلتیکی قرار داده که من با ادبیات خودم این موضوع را توضیح میدهم و هرجا لازم است به بیانات ایشان ارجاع میدهم.
جابهجایی قدرت از بریتانیا به آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم
فرتوکزاده با بیان اینکه کدگذاری آنگلوساکسونی از دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط بریتانیا پایهگذاری شده است یادآور شد: بعد از جنگ جهانی دوم آمریکاییها به صورت جدی وارد بنیانهای قدرت در خلیج فارس شدند. تا قبل از آن هنوز بریتانیا اینجا حرف اول را میزد. اما بعد از جنگ جهانی دوم اگر بخواهم نقطه دقیق را بگویم آمریکاییها کنفرانس «برتون وودز» توانستند دلار را به عنوان مبنای تجارت جهانی قرار دهند. آنجا بود که بریتانیا به تدریج به پشت صحنه رفت و آمریکاییها آمدند. یعنی جابهجایی مرکز ثقل قدرت از شرق اقیانوس اطلس به غرب اقیانوس اطلس یا از لندن به واشنگتن صورت گرفت و شاهد شکلگیری نسخه جدید امپراتوری آتلانتیک شمالی هستیم.
رهبر شهید در کلانراهبرد درک کرده بود که ما برای آنکه بتوانیم پیشرفت کنیم و ایران را به عنوان یک کشور مستقل با قدرت درونزا در برابر امپراتوری آتلانتیک شمالی برسانیم راهی جز توسعه صنعتی و فعال کردن زنجیرههای تولید ملی نداریم
این پژوهشگر توسعه صنعتی تصریح کرد: من به کل این نظم میگویم نظم آنگلوساکسونی؛ انگلیس، آمریکا، رژیم صهیونیستی، فرانسه و کشورهای غربی در همین اردوگاه قرار دارند و از هویتی مستقل از نظم آنگلوساکسونی برخوردار نیستند. بخصوص بعد از سلطه ایالات متحده و آن مینیتاریسم و امپراتوری هژمون چه از جهت دلار و چه از جهت پترودلار همه این مجموعه یک امپراتوری است.
وی با بیان اینکه از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مشخص شد که آمریکاییها جای بریتانیا را در مناسبات منطقه خلیج فارس و ایران گرفتهاند، بیان کرد: در فاصله جنگ جهانی اول و دوم شاهدیم که اهمیت خلیج فارس بر اثر اکتشافات نفتی و تقسیم کارهایی که بریتانیا انجام داد این منطقه دائما حساستر شد. اما تقریبا از دهه ۱۹۷۰ انگلیسیها به صورت فیزیکی از منطقه خارج شد و آمریکاییها جای آن را گرفتند. این مساله به نوعی استراتژی خروج بریتانیا محسوب میشود که با تجمیع شیخنیشهای هفتگانه، تاسیس امارات متحده عربی و جدایی رسمی بحرین از ایران شکل گرفت.
کشورهای جنوب خلیج فارس از موالید قرن بیستم بریتانیا هستند
فرتوکزاده اظهار کرد: کشورهای جنوب خلیج فارس از موالید قرن بیستم بریتانیا هستند. اول کویت و بعد عراق را از تجمیع ولایتهای بصره، بغداد و موصل تاسیس کردند که تا عربستان، اردن، سوریه و لبنان امتداد دارد. از ۱۹۱۷ تا ۱۹۴۸ قریب ۳۱ سال بریتانیا رژیم صهیونیستی را تاسیس و حدود ۳۱ سال انگلستان بر فلسطین حکومت کرد. زبان آن را عبری اعلام کرد؛ یعنی با اینکه حدود ۷ درصد جمعیت فلسطین یهودی بودند زبان رسمی را عبری قرار دادند. به تدریج یهودیان را از سراسر جهان آوردند و اسرائیل در سرزمینهای اشغالی اعلام حکومت کرد.
وی با اشاره به جدایی بحرین از ایران در زمان محمدرضا شاه پهلوی گفت: مساله بحرین برای محمدرضا شاه حیثیتی بود. در سال ۱۳۳۶ شمسی هیات دولت در حضور شخص شاه تشکیل و بحرین به عنوان استان چهاردهم ایران اعلام شد. همان آدم که اینقدر مطمئن بود بحرین را به کشور برمیگرداند در سال ۱۳۴۸ به فریب انگلیسی تن میدهد. به اسم همهپرسی که در کار نبود و یک نمایش بسیار فریبکارانه بحرین را از ایران جدا کردند. همه این اقدامات در خاورمیانه در چارچوب کدگذاری پیشرونده انگلیس اجرا میشد.
جمعیت میلیونی تشییع از پدیده بودن سیدعلی خامنهای حکایت داشت
عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر تصریح کرد: آنچه در دستگاه فکری رهبر شهید دیدم این است که ایشان بسیار به این کدگذاری ژئوپلتیکی آنگلوساکسونی آگاه و حساس بودند. جمعیتهای میلیونی که در تشییع ایشان شرکت کردند نشان داد همه متوجه شدند که سید علی خامنهای پدیدهای بود که شاید به این تازگیها تکرار نشود. ایشان ابعاد وجودی متنوعی داشت و یکی از ویژگیهای ایشان تسلط به تاریخ و ادبیات بود؛ به طوری که در میان اساتید دانشگاه و اساتید حوزوی کمتر میبینیم کسی به تاریخ،و ادبیات و جغرافیای منطقه تا این حد مسلط باشد.
فرتوکزاده گفت: رهبر شهید انقلاب اسلامی فهمیده بود تنها راهی که ایران میتواند توسعه پیدا کند و اقتصاد قدرتمندی داشته باشد این است که موجودیت خود را به امپراتوری آتلانتیک شمالی اثبات کند. چیزی که خیلی از افراد به بهای خون ایشان تازه متوجه شدند. سیدعلی خامنهای با جزئیات متوجه میشد که آمریکاییها ایران را خیلی خیلی دست کم میگیرند و حاضر نیستند یک ایران مستقل را به رسمیت بشناسند؛ یکی از خسارتهای بزرگی که ما بخصوص بعد از انقلاب دیدیم.
وی توضیح داد: معتقدم تا قبل از انقلاب روشنفکران ما در مبارزه با رژیم پهلوی بودند و فضای آگاهی بیشتری وجود داشت. اما بعد از انقلاب به سمتی رفتیم که جریان روشنفکری و آکادمیک ما که تا قبل از انقلاب خیلی روحیه ضداستعماری داشت، به سمت نفی پدیده استثمار و استعمار رفت و سلطه جهانی را به یک توهم تبدیل کرد. از نظر این گروه انگار استعمار، رژیم صهیونیستی، امپراتوری دلار یا سلطه گری آمریکا نوعی توهم است. در حالی که اینها واقعیت داشت و از قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی در منطقه ریشه دوانده است.
انگلیس هرات را از ایران جدا کرد
این پژوهشگر توسعه صنعتی در ذکر مثالی در این باره به ماجرای جدایی افغانستان از ایران اشاره و خاطرنشان کرد: هرات در زمان فتحعلی شاه به وسیله بریتانیا از ایران جدا شده بود. ناصرالدین شاه در سال ۱۲۳۶ خورشیدی لشکری به فرماندهی حسامالسلطه مهیا و هرات را آزاد و جشن پیروزی هرات را در تهران برپا کرد.
وی افزود: ناصرالدین شاه در خلال این جشن متوجه شد بریتانیا ۵۰ کشتی جنگی از بمبئی فرستاده، خارگ را اشغال کرده و به بوشهر حمله کرده است. پالمر استون که نخست وزیر برتانیا بود اولتیماتوم داد اگر هرات را رها نکنید ما بوشهر را میگیریم و تا تهران میآییم و ایران را اشغال میکنیم. آنجا اولین جرقههای مقاومت بوشهر را میبینید که احمد تنگستانی مقاومت کرد. بعد ناصرالدین شاه هرات را که جزو خراسان بود رها کرد. انگلیس دور هرات، کابل و قندهار یک خط کشید و آن را در مقابل ایران و روسیه تزاری قرار داد.
فرتوکزاده بیان کرد: اما امروز در کمال تعجب میبینیم بعضا کسانی که جامعهشناسی و اقتصاد خواندهاند از ماجرای هرات و اشغال خارگ و حمله به بوشهر توسط بریتانیا در زمان ناصرالدین شاه بیاطلاعند. خوی استعماری خیلی آشکار است اما روشنفکران ما بعد از انقلاب، استعمار را تبدیل به طنز و شوخی کردند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه سید علی خامنهای، استعمار و بازتولید استعمار در قرن ۲۰ و ۲۱ را خوب میفهمید، تصریح کرد: در جنگ ۱۲ روزه دقیقا همان اقدام ۱۲۳۶ پالمر استون را در رفتار ترامپ دیدیم. رئیسجمهور آمریکا با نوشتن یک توئیت تحت عنوان «تسلیم بیقید و شرط» به ایران اولتیماتوم داد. در جنگ ۴۰ روزه هم گفت اگر تسلیم نشوید برق شما را میزنم و به عصر حجر میبرم.
از نگاه رهبر شهید راهی جز توسعه صنعتی نداریم
وی اظهار کرد: آیتالله شهید سید علی خامنهای در کلانراهبرد درک کرده بود که ما برای آنکه بتوانیم پیشرفت کنیم و ایران را به عنوان یک کشور مستقل با قدرت درونزا در برابر امپراتوری آتلانتیک شمالی برسانیم راهی جز توسعه صنعتی و فعال کردن زنجیرههای تولید ملی نداریم.
فرتوکزاده یادآور شد: پالمر استون با ۵۰ کشتی توانست هرات را از ما بگیرد، شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه را با یک تشر از کشور بیرون کردند و در سال ۱۳۴۹ بحرین را با یک اخم از محمدرضا شاه گرفتند. اما سیدعلی خامنهای در برابر امپراتوری آتلانتیک شمالی ایستاد.
این استاد دانشگاه، امپراتوری آتلانتیک شمالی به رهبری آمریکا را به یک کروکودیل مخوف تشبیه کرد و گفت: این کروکودیل هر لحظه ممکن است یکی از بچههای تو را بخورد. این موجود مخوف در قرن ۱۹ هرات را بلعید، در قرن بیستم بحرین را بلعید و در قرن بیست و یکم در جنگ هشت ساله در کنار صدام ایستاد. بعد اقدام به تحمیل انواع تحریمها و فتنهها کرد و گروههای تروریستی تکفیری را در کنار ایران تشکیل داد؛ هیلاری کلینتون اعتراف کرد که ما یک اسلام با برند وهابیت در برابر ایران قرار دادیم.
وی با بیان اینکه بدون فهم کلانراهبرد (Grand strategy) نمیتوانیم به اقتصاد فکر کنیم گفت: رهبر شهید از سال ۱۳۶۸ به وسیلهی بدنهی سیاستگذاری و اجرایی دولتها این Grand strategy را دنبال کردند اما به نظر من بدنه همراهی چندانی با این رویکرد نداشت. اینکه ایشان تا این حد روی قدرت موشکی، پهپادی و دریاپایه تاکید میکرد در جریان دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اهمیت خود را نشان داد. حضرت آیتالله سید علی خامنهای جزو معدود فرمانروایان ایرانی است که به قدرت دریایی و اقتصاد دریاپایه توجه فوقالعاده داشتند. همین که تنگه هرمز را بستهایم مهمترین میراث سیدعلی خامنهای بود.
فرتوکزاده با ذکر مثالی در تحلیل نقش کلانراهبرد رهبر شهید در اقتصاد ایران بیان کرد: اگر دیدگاه رهبری را متوجه میشدیم شریک اول اقتصادی خود را امارات متحده عربی قرار نمیدادیم و در تمام سطوح اقتصادی متکی به این کشور نمیشدیم. امارات نه کالایی از ما میخرد و نه کالایی تولید میکند که به ما بفروشد. اما عجیب است که این کشور بزرگترین شریک تجاری ما شد.
آیتالله خامنهای صراحتا مسئولان را از وابستگی صرف به امارات برحذر میداشتند
این پژوهشگر توسعه صنعتی یادآور شد: من از دهه ۱۳۷۰ یادم میآید که رهبری مسئولان را از تکیه صرف به امارات برحذر میداشتند. البته ایشان هیچگاه مانع همکاری با هیچ کشوری نبودند اما به طور مشخص درباره امارات از دهه ۷۰ صراحتا گفتند شما نباید به امارات وابسته باشید و تمام کانالهای خرید وفروش را به امارات منتقل کنید؛ تازه آن زمان تحریمی هم نبود. رهبر شهید به آن فراست و ذکاوت کلانراهبرد فهمیده بود که بریتانیا و ایالات متحده، امارات را برای مهار ژئوپلتیکی و اقتصادی ایران گذاشتهاند. از یک طرف ما را تحریم میکنند و از طرف دیگر به سمت امارات هل میدهند. یعنی خیابان اصلی را به روی ما بستند و راهی باز کردند که ما آلوده به امارات شویم.
فرتوکزاده ادامه داد: رهبری از اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ شمسی که تحریمی هم در کار نبود بر اساس بینش کلانراهبرد فهمیده بود امارات با ایران تضاد وجودی و تضاد منافع دارد و ما نباید تا این حد به امارات وابسته شویم. کما اینکه الان میبینیم بارهایمان را باید از جبل علی بیاوریم که اگر آن را ببندند کلی گرفتاری برای کشور ایجاد میشود. یا تسویه مالی ما در امارات است. این وابستگی آنگلوساکسونی را آمریکا و انگلیس به ما تحمیل کردند.
وی در بیان راهکار برای پیشرفت اقتصادی گفت: امارات پایگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه است. به طور خلاصه اگر بخواهیم از این چرخه وابسته اقتصاد کشور را نجات دهیم باید بتوانیم از مدل دور زدن تحریم به روش خامدستانهای که تا کنون انجام دادیم عبور کنیم و مجاری تجارت خارجیمان را به سمت کشورهایی که استقلال نسبی دارند ببریم.
انتهای پیام









