فیلسوفان مدرنیته در تبیین فلسفه سیاسی و حکمرانی مدرن می گویند؛ "مهم این نیست چه کسی حکومت می کند، مهم چگونه حکومت کردن است."
دموکراسی لیبرال و دموکراسی سوسیال مبتنی بر این تعریف و کج راهه فلسفی در قرن بیستم با دو جنگ جهانی میلیون ها انسان را به کام مرگ و نیستی کشاندند.
محصول چنین اندیشه را امروز در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی میبینیم. کسانی حکومت میکنند که کمترین صلاحیت علمی و اخلاقی برای حکومت کردن را ندارند.
فلسفه سیاسی اسلام، مبتنی بر رخداد عظیم تاریخی در غدیرخم می گوید: "هم چگونه حکومت کردن مهم است و هم چه کسی باید حکومت کند!"
جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر این اصل در دوران نورانی حکومت امامین انقلاب افتخار دارد کسانی در آن حکم راندند که در علم، اخلاق، عدالت، کارآمدی و ... در اوج بودند.
صحنه های شگرف و حیرت انگیز امروزها در تهران، قوم، کربلا، نجف و سرانجام مشهد نشان میدهد انسان تراز هزاره سوم میلادی موضوع چه کسی باید حاکم باشد، برایش مهم است.
۲_حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به بهانه نماز بر پیکر قائد عظیم الشأن جهان اسلام مختصات انسانی را بیان میکند، که مردم انتظار دارند در راس حکومت همان باشد که فکر میکنند. او خطاب به خداوند میگوید: خداوندا کسی بر تو وارد شده که موحد و سراپا بندگی و خداپرستی بود.
خداوندا او شهید اسلام، قرآن و عترت و کشته شده در راه امت اسلام بود.
خداوندا او برای پاسداری و حفظ موجودیت و عظمت و سروری و وحدت امت اسلام شهید شد. آیت الله جوادی آملی در نماز خطابش به خداوند است. اما در حقیقت مخاطب اصلی او مردم ایران و جهان است. او با صدای بلند به مردم جهان اعلام کرد، چنین کسی بر ما حکومت می کرد!
۳_تئوری ولایت فقیه که با تاسیس جمهوری اسلامی به ادبیات سیاسی جهان و نوع حکومت طی نیم قرن اخیر راه یافت، فقط یک فرضیه نیست، آزمون خود را در عمل و نوع داوری مردمی که بر این سیاق حکمرانی شده اند را، نشان داد. معلوم شد ولی فقیه در تراز یک پادشاه یا یک رئیس جمهور یا رئیس یک حزب سیاسی حاکم نیست.
اندازه ورود او در قدرت وسیع تر و گسترده تر از این حرفهاست. او بر قلب و ذهن و فکر مردم حکومت می کند و عواطف متقابل مردم با او و او با مردم سند حقانیت چنین مسندی است.
۴_دامنه و گستره چنین حاکمی در وسعت جغرافیایی طبیعی ایران نمی گنجد. مخاطب او همه انسان هاست. او با همه جغرافیای ذهنی و فکری مردم جهان کار دارد. لذا او در مسیر جهانی شدن و پدیداری مختصات یک جهان ذهنی و انسانی گام برمی دارد. این مسیر تمام تبهکاران و ستمکاران معاصر را در یک جنگ وجودی در معرض خطر قرار می دهد. به همین دلیل همه اشرار عالم کمر به قتل او میبندند.
۵_امروز مردم جهان از خود میپرسند این کسی که بر ایران حکومت میکرد که بود؟ ویژگیهای او چه بود که توانست در برابر قدرتهای جهانی "نه" بگوید و "شهادت" را به بیعت با ظالمین ترجیح دهد. فهرست این ویژگی یا ویژگیها در ذهن انسانها رژه میرود. عادل، مفسر قرآن، فقیه، فیلسوف، زمانشناس، جهانشناس، جامعهشناس، مدیر و مدبر، سیاستمدار شجاع، زیرک و باکیاست، آینده نگر، مردم دار، دلسوز و مهربان، پاکدست، رزمنده مجاهد، صاحب نفوذ و قدرتمند، متواضع و فروتن، تیزبین و....
خداوند بزرگ همه این صفات را یکجا در او جمع کرده بود. ملت ما افتخار دارد چنین کسی بر او حکومت می کرده است. پیش از او هم امام خمینی (ره) همین صفات را در خود جمع داشت. امام جدید و حی و حاضر ما حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای هم همین صفات را دارند. به همین دلیل مردم، نخبگان و خبرگان بی تردید به او رجوع کردند.
۶_امروز مردم جهان با حیرت و تحسین به اجتماعات عظیم مردم ما در وداع و تشییع نادره دوران معاصر قائد شهید نگاه میکنند.
مردم جهان کارآمدی و درستی خوانش جدید در فلسفه سیاسی و حکمرانی الهی را به عنوان نمونه در جمهوری اسلامی ایران میبینند. لذا همه گونههای حکومت و تئوریهای مرسوم سکه خود را در بازار سیاست کم یا بیاعتبار میدانند.
چنین نگاهی زمینهساز ظهور و بسترساز ظهور انسان کامل در ساحت حکمرانی بشر است.رویکرد ملت ایران نشان میدهد مسیر تاریخی خود را درست آمدهاند و چیزی نمانده تا به آن قله برسند