اقتصاد ایران روی میز مذاکره؛ دو راهی رونق موقت یا فروپاشی تمام‌ عیار

فرارو شنبه 20 تیر 1405 - 12:45
تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، اگرچه در ظاهر یک پیروزی دیپلماتیک بود، اما در عمل به دلیل ماهیت شکننده، مشروط و فاقد تضمین‌های پایدار، نتوانست راه‌حلی برای مشکلات مزمن اقتصاد ایران ارائه دهد.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که در ژوئن ۲۰۲۶ میان ایران و آمریکا امضا شد و در برهه‌ای حساس از تاریخ اقتصادی ایران به صحنه آمد. کشوری که با تورم افسارگسیخته، کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی و افت شدید درآمدهای نفتی دست و پنجه نرم می‌کرد، ناگهان با وعده آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده مواجه شد. اما این توافق، برخلاف ظاهر امیدبخش خود، بیش از آنکه یک راه‌حل قطعی باشد، یک آزمون بزرگ بود؛ آزمونی برای تاب‌آوری اقتصاد ایران در دو سناریوی متضاد:

  1. تداوم و پایبندی به توافق
  2. یا فروپاشی و بازگشت به درگیری.

در این مقاله، به بررسی عمیق و موشکافانه تبعات اقتصادی هر یک از این دو سناریو می‌پردازیم و نشان می‌دهیم که چگونه یک توافق سیاسی شکننده می‌تواند مسیر اقتصاد یک کشور را برای دهه‌ها تعیین کند.

پیش‌زمینه اقتصادی؛ بستر یک بحران

پیش از هر تحلیلی، باید وضعیت اسفبار اقتصادی ایران را در آستانه امضای تفاهم‌نامه درک کرد. اقتصاد ایران از سال‌ها پیش، با معضلات ساختاری ریشه‌داری دست به گریبان بود که جنگ و تحریم‌ها تنها بر شدت آن ها افزودند. بر اساس گزارش‌های رسمی و بین‌المللی در اواسط سال ۲۰۲۶:

نرخ تورم به ۸۸.۶ درصد رسیده بود و تورم مواد غذایی به حدود ۱۳۴% رسیده بود که قدرت خرید خانوارهای ایرانی را به شدت کاهش داده بود. قیمت گوشت قرمز و مرغ بیش از ۱۷۸% ، روغن‌ به بیش از ۲۷۸% و نان و غلات نزدیک به ۱۳۹% افزایش یافته بود .

ارزش ریال در بازار آزاد به حدود ۱.۷۵ تا ۱.۸۳ میلیون ریال(سقف 183 هزار تومانی در بازار آزاد) در برابر دلار سقوط کرده بود. نرخ رسمی بانک مرکزی نیز به ۱,۳۴۱,۹۳۱ ریال برای هر دلار رسیده بود . حداقل حقوق ماهیانه معادل تنها حدود ۹۵ دلار بود .صادرات نفت در اثر محاصره دریایی و تحریم‌های شدید، تقریبا متوقف شده بود و میلیون‌ها بشکه نفت در کشتی‌های سرگردان در دریا انباشته شده بودند. پس از امضای تفاهم‌نامه، ایران موفق شد حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز عبور دهد .صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده بود که اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ حدود ۶.۱ درصد کوچک‌تر شود، هرچند که این پیش‌بینی بعدا به ۵.۴- درصد تعدیل شد . نرخ بیکاری به ۷.۵ درصد رسیده بود و نرخ مشارکت اقتصادی تنها ۴۰ درصد بود! همچنین بیش از ۳۸% از شاغلان رسمی بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار می‌کردند .

در چنین شرایطی، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد با ۱۴ بند خود، از جمله آتش‌بس ۶۰ روزه، تعهد به بازگشایی تنگه هرمز و چارچوبی برای آزادسازی ۶ میلیارد دلار دارایی‌های مسدودشده در قطر، به عنوان آخرین امید برای جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصادی تلقی شد. اما سؤال اساسی این بود:

آیا این توافق می‌تواند به درمان ساختاری اقتصاد ایران تبدیل شود

یا صرفاً یک مسکن موقت خواهد بود؟

سناریوی نخست - تداوم و پایبندی به توافق

فرض کنیم که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد با وجود تمام تنش‌ها، پایدار می‌ماند و دو طرف به تعهدات خود عمل می‌کردند. در این سناریو، اقتصاد ایران با چه تحولاتی مواجه می‌شد؟

۱. بهبود موقت شاخص‌های کلان اقتصادی

در کوتاه‌مدت، اقتصاد ایران شاهد بهبود قابل‌توجهی در شاخص‌های کلان خود بود:

  • تقویت ارزش ریال: بازگشت اعتماد به بازار ارز، کاهش تقاضا برای دلار و افزایش عرضه نفت می‌توانست ریال را تا حدودی تقویت کند. این امر به کاهش تورم وارداتی و قیمت کالاهای اساسی منجر می‌شد.
  • کاهش تورم: با کنترل نرخ ارز و بهبود زنجیره تأمین، تورم ماهانه می‌توانست از سطوح ۸۸ درصدی کاهش یابد. هرچند این نرخ همچنان بالا بود، اما نفس کاهش آن می‌توانست امیدواری را به بازارها بازگرداند.
  • افزایش درآمدهای نفتی: با اعطای معافیت‌های موقت و بازگشایی تنگه هرمز، صادرات نفت ایران می‌توانست به سرعت افزایش یابد. ایران در مدت کوتاه پس از امضای تفاهم‌نامه، حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت صادر کرده بود . این امر درآمد ارزی قابل‌توجهی را برای دولت فراهم می‌کرد.

۲. دسترسی به دارایی‌های مسدودشده و جذب سرمایه

یکی از مهم‌ترین بندهای تفاهم‌نامه، وعده آزادسازی تدریجی ۶ میلیارد دلار دارایی‌های ایران در بانک‌های قطر بود . این حجم از نقدینگی می‌توانست:

  • کسری بودجه دولت را تا حدی پوشش دهد و امکان افزایش حقوق کارمندان و یارانه‌ها را فراهم کند.
  • زیرساخت‌های تخریب‌شده در جنگ را بازسازی کند. صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، حمل‌ونقل و مسکن، مهم‌ترین بخش‌هایی بودند که می‌توانستند از این سرمایه‌گذاری بهره‌مند شوند.
  • جذب سرمایه‌گذاری خارجی را تسهیل کند. با کاهش ریسک سیاسی، شرکت‌های خارجی می‌توانستند با قراردادهای بزرگ نفتی و عمرانی با ایران بازگردند.

با این حال، باید توجه داشت که این ۶ میلیارد دلار تنها بخش کوچکی از کل دارایی‌های مسدودشده ایران است که بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود . همچنین، این وجوه به صورت نقدی در اختیار ایران قرار نمی‌گرفت و صرفاً برای خرید کالاهای بشردوستانه مانند غذا، دارو و تجهیزات پزشکی قابل استفاده بود .

۳. رونق بخش خصوصی و تولید داخلی

با کاهش هزینه‌های تولید (به واسطه کاهش نرخ ارز و تأمین مواد اولیه ارزان‌تر)، بسیاری از واحدهای تولیدی که به دلیل تحریم‌ها تعطیل یا نیمه‌تعطیل شده بودند، امکان احیاء پیدا می‌کردند. افزایش رقابت و ورود کالاهای خارجی با کیفیت بالاتر، می‌توانست به بهبود بهره‌وری و کیفیت محصولات داخلی منجر شود.

۴. تبعات منفی احتمالی در این سناریو

با وجود تمام این امیدواری‌ها، سناریوی تداوم توافق نیز بدون خطر نبود:

  • بیماری هلندی (Dutch Disease) : ورود حجم عظیم ارز حاصل از صادرات نفت و آزادسازی دارایی‌ها، می‌توانست به تقویت بیش از حد ریال و کاهش رقابت‌پذیری کالاهای غیرنفتی منجر شود. این امر به ویژه به تولیدات کشاورزی و صنعتی آسیب می‌زد.
  • افزایش واردات و تضعیف تولید داخلی: با گشایش اقتصادی، واردات کالاهای مصرفی لوکس افزایش می‌یافت که می‌توانست تولید داخلی را با چالش جدی مواجه کند، مگر اینکه دولت سیاست‌های حمایتی هوشمندانه‌ای را در پیش گیرد.
  • عدم اصلاحات ساختاری: بزرگترین خطر در سناریوی تداوم توافق، «فراموشی اصلاحات» بود. دولت ممکن بود با اتکا به درآمدهای نفتی و ارزی، از انجام اصلاحات دشوار اما ضروری مانند شفاف‌سازی بودجه، خصوصی‌سازی واقعی، مبارزه با فساد و اصلاح نظام بانکی غافل شود. این امر می‌توانست اقتصاد ایران را دوباره به دوره «رونق نفتی وابسته» بازگرداند که سرانجام آن، رکودی سهمگین خواهد بود.

سناریوی دوم - فروپاشی و عدم تداوم توافق

اما تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، بر خلاف امیدها، پایدار نماند. درگیری‌ها از سر گرفته شد و آمریکا با لغو معافیت‌های نفتی، عملاً توافق را کنار گذاشت. در این سناریو، اقتصاد ایران با چه عواقب وخیمی مواجه شد و خواهد شد؟

۱. تشدید فشارهای ارزی و تورم

با ازسرگیری تحریم‌ها، بازار ارز بار دیگر به حالت شوک بازگشت. ریال که در دوره کوتاه توافق تا حدودی تثبیت شده بود، با سرعت بیشتری سقوط کرد. نرخ دلار در بازار آزاد به محدوده ۱.۸ تا ۱.۸۳ میلیون ریال رسید. این سقوط، تورم را مجدداً به سطوح بالای ۸۸ درصد بازگرداند و فشار بی‌سابقه‌ای بر معیشت خانوارها وارد کرد . قیمت مواد غذایی اساسی مانند روغن، مرغ، برنج و لبنیات بار دیگر چندین برابر شد و بسیاری از خانواده‌ها توانایی تأمین نیازهای اولیه خود را از دست دادند. حقوق ماهیانه حدود ۱۶.۶ میلیون تومان، کمتر از ۴۰ درصد هزینه‌های اساسی یک خانواده معمولی را پوشش می‌داد .

۲. سرگردانی نفت و کاهش درآمدهای ارزی

یکی از تلخ‌ترین پیامدهای فروپاشی توافق، سرگردانی مجدد نفت ایران در دریاها بود. حدود ۶۳ میلیون بشکه نفت خام که در دوره رفع محدودیت‌ها روانه بازار شده بود، با لغو معافیت‌ها، دوباره در بلاتکلیفی کامل قرار گرفت. خریداران بین‌المللی که به تازگی به ایران بازگشته بودند، دوباره روی خود را برگرداندند و صادرات نفت به شدت کاهش یافت. درآمد ارزی دولت که در دوره کوتاه توافق بهبود یافته بود، بار دیگر به شدت کاهش پیدا کرد و کسری بودجه به بالاترین سطح تاریخی خود رسید.

۳. فرار سرمایه و خروج نیروی انسانی متخصص

فروپاشی توافق، اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی را برای همیشه از بین برد. سرمایه‌گذاران ایرانی که پس از امضای تفاهم‌نامه، سرمایه‌های خود را به کشور بازگردانده بودند، با مشاهده بی‌ثباتی سیاسی، دوباره اقدام به خروج سرمایه از کشور کردند. همچنین، موج جدیدی از مهاجرت نیروهای متخصص و جوانان تحصیل‌کرده به کشورهای همسایه و غرب آغاز شد که به «فرار مغزها»ی بی‌سابقه‌ای انجامید. این خروج، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به آینده علمی و اقتصادی ایران وارد کرد.

۴. افزایش هزینه‌های نظامی و بازسازی

با ازسرگیری درگیری‌ها، دولت ناچار شد بودجه بیشتری را به بخش نظامی و دفاعی اختصاص دهد. این امر، منابع مالی محدود را از بخش‌های عمرانی و زیرساختی گرفت و عملاً هرگونه برنامه بازسازی را به تعویق انداخت. تخریب‌های جدید ناشی از حملات متقابل، بر حجم خسارت‌ها افزود و هزینه بازسازی را به چندین برابر افزایش داد. ایران اکنون با یک «تراژدی اقتصادی» مواجه بود: هم باید هزینه‌های جنگ را تأمین می‌کرد و هم نمی‌توانست از زیر بار تورم و بیکاری فرار کند.

۵. انزوای بین‌المللی و تداوم تحریم‌های فلج‌کننده

فروپاشی توافق نشان داد که ایران نه تنها نتوانسته از تحریم‌ها خارج شود، بلکه بیش از پیش منزوی شده است. تحریم‌های جدید و شدیدتر، نه تنها بخش نفت و بانک‌داری، بلکه تجارت غیرنفتی، حمل‌ونقل هوایی و دریایی و حتی دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی را نیز هدف قرار داد. این انزوای اقتصادی به معنای قطع کامل پیوندهای تجاری و مالی ایران با نظام جهانی بود که می‌توانست کشور را به یک بحران انسانی تمام‌عیار بکشاند.

بخش چهارم: جمع‌بندی و سناریوی نهایی

مقایسه دو سناریوی فوق، تصویر روشنی از سرنوشت اقتصاد ایران در ماه‌های آینده ارائه می‌دهد. در سناریوی تداوم توافق، اقتصاد ایران می‌توانست نفس‌گیری کوتاه‌مدت را تجربه کند، اما به شرطی که اصلاحات ساختاری جدی در دستور کار قرار می‌گرفت. در غیر این صورت، این رونق موقت، می‌توانست به بیماری هلندی و وابستگی مجدد به نفت منجر شود که پیامدهای بلندمدت آن بسیار وخیم‌تر از وضعیت تحریم بود. در سناریوی فروپاشی، که عملاً رخ داده است، اقتصاد ایران با یک فاجعه انسانی و اقتصادی تمام‌عرضه مواجه شده است. کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته، کاهش شدید درآمدهای ارزی، فرار سرمایه، خروج متخصصان و انزوای بین‌المللی، تنها بخشی از پیامدهای تلخ این سناریو هستند.

نتیجه‌گیری نهایی: عبرت‌های یک توافق شکست‌خورده

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، اگرچه در ظاهر یک پیروزی دیپلماتیک بود، اما در عمل به دلیل ماهیت شکننده، مشروط و فاقد تضمین‌های پایدار، نتوانست راه‌حلی برای مشکلات مزمن اقتصاد ایران ارائه دهد. بزرگترین درس این تجربه آن است که اقتصاد ایران، برای رهایی از بحران، به چیزی فراتر از یک توافق سیاسی موقت نیاز دارد. آنچه ضروری است، «اصلاحات ساختاری عمیق» در نظام بودجه‌ریزی، بانک‌داری، یارانه‌ها، خصوصی‌سازی و مبارزه با فساد است. هیچ توافق خارجی نمی‌تواند جایگزین عزم داخلی برای تغییر شود. اکنون، با مواجه شدن با فروپاشی توافق، ایران بیش از هر زمان دیگری به این اصلاحات نیاز دارد. اما آیا بستر سیاسی و اجتماعی برای چنین تغییراتی فراهم است؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشت واقعی اقتصاد ایران را در دهه آینده تعیین خواهد کرد. آنچه مسلم است، این است که اقتصاد ایران از این آزمون بزرگ، با جراحاتی عمیق‌تر و چالش‌هایی جدی‌تر خارج شده است و مسیر بهبودی، بسیار طولانی‌تر از آن خواهد بود که در خوش‌بینانه‌ترین سناریوها پیش‌بینی می‌شد.

 

منبع خبر "فرارو" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.